همه چیز ممنوع! / وقتی ره‌جویان کمپ اعتیاد بازیگر «زمانه» می‌شوند

مهرانه مهین ترابی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران:
احساس مسئولیت و وسواس "حسن فتحی" در کار، برایم دوست داشتنی و پسندیده است.
مهرانه مهین ترابی، بازیگر نقش "فاطمه" در سریال "زمانه" در گفتگو با خبرنگار حوزه راديو تلویزیون باشگاه خبرنگاران گفت: شخصیت و کاراکتر برای بازی در یک کار برایم اهمیت ویژه ای دارد و اگر نقش را دوست نداشته باشم نمی توانم آن کاراکتر را بازی کنم.
وی افزود: به هر حال بازیگر باید با نقش ارتباط برقرار کند و آن شخصیت را زندگی کند، تا برای مخاطب قابل باور باشد.
مهین ترابی تصریح کرد: جدای از نقش، کار با اسماعیل عفیفه و حسن فتحی برایم اهمیت ویژه ای داشت و همچنین در نقش فاطمه بسیار راحت بودم.
وی در خصوص شخصیت "فاطمه"، اظهار داشت: بدلیل بازنویسی مجدد فیلمنامه به نقش فاطمه آنگونه که باید پرداخته نشد و آن چیزی که در روند قصه کم رنگ شد همان شخصیت فاطمه بود که جدا از ارتباط با اقوام گذشته خود، شخصیت اجتماعی این نقش و پرداخت به بچه های کار کم رنگ شد.
مهین ترابی اظهار داشت: قصه "زمانه" سراسر از حوادث مختلف بود و به دلیل وفور اطلاعات داده شده به مخاطب، پرداخت وسيع به بچه های کار در آن امکان پذیر نبود.
مهین ترابی کار با حسن فتحی را اینگونه عنوان کرد: کار با فتحی کارگردانی که در قبال کارش احساس مسئولیت و وسواس های خاصی دارد بسیار دوست داشتنی و لذت بخش بود و من وجود این صفت و ویژگی را در او بسیار می پسندم.

 

«کمپ ترک اعتیاد» به اعتقاد خیلی‌ها جایی خطرناک و البته هیجان‌انگیز است؛ جایی که وقتی به ذهن می‌آید با خودش تصاویر کلیشه‌یی زیادی هم به همراه می‌آورد؛ ولی کمپی که این روزها به محل تصویربرداری سریال «زمانه» بدل شده، آنقدرها هم با این تصاویر کلیشه‌یی همخوان نیست.

با این وجود «کمپ ترک اعتیاد» هنوز هم سخت‌گیری‌های امنیتی خاص خودش را دارد؛ از سیم خاردارهای دورتادور محوطه گرفته تا مجوزهای سخت ورود و خروج و کنترل ماموران بهزیستی؛ حالا تصور کنید در چنین شرایطی، آن هم در سرمای زیر صفر درجه زمستان تهران، قرار باشد گروه تولید سریال «زمانه» چند روزی را در این کمپ بگذرانند.

سینا - با بازی حسین مهری - دچار اعتیاد می‌شود؛ به همین دلیل هم از گروه موسیقی که در آن کار می‌کند اخراج می‌شود؛ او برای ترک اعتیاد به یک کمپ می‌رود؛ کمپی که در شادآباد واقع شده و حالا در صحنه‌های امروز که در قسمت سی‌ام برای مخاطبان تلویزیونی به نمایش درمی‌آید، قرار است خانواده‌ی سینا به ملاقات او که حالا ترک کرده بروند.

*** همه چیز ممنوع!

زمانه

به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، ورود به کمپ ترک اعتیاد «خانه دوست» در شادآباد خیلی هم راحت نیست. زمانی که به همراه عکاس ایسنا به «خانه دوست» می‌رسیم با این‌ که درب ورودی باز است و قبلا هماهنگی‌های لازم صورت گرفته، اجازه ورود پیدا نمی‌کنیم؛ در ادامه هم نماینده‌ی بهزیستی که در مدت حضور گروه «زمانه» در کمپ حاضر است، کارت خبرنگاری‌مان را چک و مشخصاتمان را ثبت می‌کند. اوضاع وقتی بدتر می‌شود که متوجه می‌شویم ورود خانم‌ها به کمپ ممنوع است و نباید از ره‌جویان و فضای کمپ عکاسی کنیم. دیدن همه‌ی این مسائل باعث می‌شود وقتی مسؤول تدارکات «زمانه» می‌گوید برای هماهنگ کردن تصویربرداری در این کمپ «پوستش کنده شده»، به راحتی بپذیریم.

کمپ اعتیاد، فضای جالبی دارد؛ رنگ غالب آن با پلاکاردها و دیوارنوشته‌ها و زمین چمن بزرگ، سبز است. اولین چیزی که جلب توجه می‌کند، جملات مثبت و آرامش‌بخشی است که برای رهجویان نوشته شده؛ «تو قاضی نقص‌های خودت هستی» یکی از این جملات است. نکته‌ی بعدی هم مرغ و خروس‌های زیادی است که در محوطه‌ی چمن کمپ دنبال هم می‌دوند. در این کمپ، یک خرگوش و یک عقاب هم در کنار چند گربه پشمالو زندگی می‌کنند. برای همین هم است که مدیر کمپ به شوخی می‌گوید اینجا یک باغ‌ وحش است.

به کمپ که می‌رسیم، وقت ناهار و استراحت گروه «زمانه» است. گروه در تنها اتاقی که در اختیارشان است، دور هم جمع شده‌اند تا نهار بخورند؛ بخشی از نهار هم سهم گربه‌های کمپ می‌شود. در همین زمان، رهجویان هم از اتاق‌هایشان بیرون آمده‌اند تا هوا بخورند، والیبال بازی کنند و دنبال یک توپ پلاستیکی بدوند.

*** اعتراض حسن فتحی به بازیگران زن

پشت صحنه سریال زمانه

امید روحانی، پریناز ایزدیار و تبسم هاشمی بازیگران این سکانس هستند؛ البته هر از گاهی گروه تولید از رهجویان کمپ «خانه دوست» در نقش خودشان هم کمک می‌گیرند تا در برخی موارد در پس‌زمینه‌ی تصویر حاضر باشند. حسن فتحی - کارگردان - اولین نفری است که در فضای باز کمپ «خانه دوست» حاضر می‌شود؛ او که از شدت سرما، سر و صورتش را کاملا با شال گردنش پوشانده، چند باری اعضای گروه را صدا می‌زند اما انگار بی‌فایده است و هنوز خودش تنها کسی است که در محوطه باز کمپ حاضر است.

حالا همه ‌آمده‌اند به جز بازیگران زن که باز هم صدای اعتراض فتحی بلند می‌شود. فتحی به شوخی می‌گوید خانم‌ها موقع مهمانی رفتن هم آقایان را معطل می‌کنند. اما با اضافه شدن همه‌ی اعضای گروه، ماجرا همین‌جا ختم به‌خیر می‌شود.

بازیگران، فتحی و دستیارش دایره‌ای کوچکی را تشکیل می‌دهند و درباره‌ی صحنه‌ای که قرار است ضبط شود، با هم صحبت می‌کنند. صحنه چند بار تمرین می‌شود و در آخر هم در گوشه‌ای دیگر، ریل‌های تراولینگ چیده می‌شود تا تصویربرداری هم شروع شود. فرآیند صحبت و تمرین و چیدن ریل‌ها و آماده شدن برای تصویربرداری، یک ساعتی طول می‌کشد، هوا هم هر چه می‌گذرد، سردتر می‌شود و گروه هنوز با سر و صورت پوشیده و دستانی که از سرما در جیبشان فرو رفته، تمرین می‌کند.

*** ره‌جویان در نقش دیوار!

پشت صحنه سریال زمانه

در همین فاصله، دستیار فتحی برایم توضیح می‌دهد با این‌که در فیلمنامه قسمت بیست‌وچهارم است،‌ وقتی کار روی آنتن برود،‌ این بخش‌ها قسمت سی‌ام به بعد خواهند بود. او همچنین می‌گوید اعضای گروه،‌ فردا هم در این کمپ خواهند ماند و حسین مهری، بازیگر اصلی این بخش‌ها بوده است؛ البته دسیتار فتحی، شدیدا نگران است که داستان قصه‌شان لو برود!

تمرین باز هم تکرار می‌شود و فتحی، دستیارش را می‌فرستد تا از مدیر کمپ بخواهد چند نفر از رهجویان را برای بازی در پس‌زمینه به فضای باز بیاورد. چند نفری می‌آیند و یکی از آن‌ها که لباس ورزشی آدیداس به تن دارد، با خنده و به شوخی می‌گوید: نقش دیوار را بازی می‌کنیم! و اتفاقا همین فرد از طرف گروه انتخاب می شود تا نقشی فرعی را بازی کند.

*** مشکلات مالی زیادی داریم

در همین حین با طراح لباس «زمانه» درباره‌ی طراحی لباس‌هایش صحبت می‌کنم؛ او می‌گوید: این کار رئال است، مشخصه‌ی طراحی کارهای رئال این است که طراحی متناسب با شخصیت هر کاراکتر باشد و توی ذوق هم نزند؛ مثلا کاراکتر خانم تبسم هاشمی از خانواده‌ای است که با خیاطی زندگی می‌کرد؛ لباس‌های او در آن موقع ساده بود و روسری گره‌ای متناسب با یک آدم پایین‌شهری می‌پوشید اما الان شیک‌تر شده است.

ژاله آنت ادامه می‌دهد: سعی کردیم طراحی لباس در این کار شاد باشد. خود حسن فتحی هم دوست دارد لباس کاراکترها رنگی باشد و به هم بیاید. اما در بعضی کارها می‌بینیم کاراکترها لباس‌هایی می‌پوشند که خیلی توی ذوق می‌زند.

او از مشکلات مالی تلویزیون هم گله دارد و تاکید می‌کند: مشکلات مالی‌مان خیلی زیاد است و چهار ماه هم هست که حقوق نگرفته‌ایم.

*** هشت سال اعتیاد در 22 سال زندگی

پشت صحنه سریال زمانه

صحبت‌های ژاله آنت که تمام می‌شود، جذابیت فضای کمپ، من و طراح صحنه را با خود می‌کشاند تا با راهنمایی مدیر کمپ، دوری در آن محل بزنیم؛ جایی که چهار سالن دارد و رهجویان باید 21 تا 28 روز را در آن سپری کنند. اکثر جمعیت حاضر در کمپ هم جوان هستند؛ مرتضی یکی از آنان است که می‌گوید از کلاس سوم راهنمایی شیشه مصرف می‌کرده. او حالا 22 سال دارد و به اصرار خانواده‌اش برای ترک اعتیاد آمده است.

جوان دیگری هم به خاطر مصرف الکل با پای خودش به کمپ آمده؛ او دچار مشکل کبد و کلیه شده و حالا هفته‌ای سه بار دیالیز می‌شود. اما هر دو این جوان‌ها از وضعیت الانشان راضی‌اند و خوشحالند که مراحل ترک اعتیادشان را سپری می‌کنند.

***

پشت صحنه سریال زمانه

مرتضی و دوستش که در کمپ با هم آشنا شده‌اند، بعد از این گپ کوتاه می‌روند تا شاهد بقیه‌ی کار «زمانه» باشند؛ زمانه‌ای که آن‌ها را در نقش معتاد، بازی داده و حال خیلی‌هاشان با پای خودشان آمده‌اند تا نقششان را پس بدهند و نقش دیگری از «زمانه» بگیرند.

«زمانه»ی فتحی هم هنوز ادامه دارد و 234‌مین روزش را سپری می‌کند. اما به نظر می‌رسد سکانس ملاقات سینا با خانواده‌اش هنوز نتوانسته نظر فتحی را جلب کند تا برداشت‌ها یکی پس از دیگری انجام شود و گروه، امیدش را برای این‌که قبل از پایان آفیش روزانه‌ کار را تمام کند، از دست بدهد.

گزارش: خبرنگار ایسنا، رضوان اناری


با جلالی و کاظمی پور نویسندگان مجموعه زمانه:
 
جام جم آنلاين: هر دو به يك اندازه مايل نيستند كه درباره فيلمنامه «زمانه» صحبت كنند و آن را لو بدهند. معتقدند هيچ چيز قصه سريال آن طوري كه در اين چند قسمت ديده‌ايم پيش نمي‌رود و قرار است اتفاقات زيادي در زمانه بيفتد.

اين درست يكي از ويژگي‌هاي منحصر به فرد نوشته‌هاي اين دو نويسنده جوان است. معجوني از تعليق و پيچيدگي. عليرضا كاظمي‌پور و سعيد جلالي نويسندگان سريال زمانه و چند سريال موفق تلويزيون در گفت‌وگويي كه در يك روز سرد زمستاني در دفتر اسماعيل عفيفه انجام شد، درباره كارهايشان توضيح دادند كه مشروح آن را مي‌خوانيد.

فكر مي‌كنم «زمانه» ششمين كار مشترك شما در فيلمنامه‌نويسي است. اين اتفاق در بيشتر كشورهاي جهان به عنوان امري رايج پذيرفته شده و شما توانستيد به عنوان دو فيلمنامه‌نويس ايراني اين را در عمل ثابت كنيد. از نكات مثبت اين روش بگوييد؟

عليرضا كاظمي‌پور: گاهي يك نويسنده با اين تصور كه دنياي نوشته‌هايش مخصوص به خود اوست و از ذهنيت او تراوش شده است، به هيچ كس اجازه داخل شدن در آن را نمي‌دهد. اين نگاه البته شايد در سينما بيشتر اتفاق بيفتد و منطقي هم باشد، اما به نظر من نوشتن مشترك فيلمنامه در تلويزيون موضوعي بسيار ضروري و البته واجب است. به تنهايي همه بار نوشتن را به دوش كشيدن چه به لحاظ جسمي و چه به لحاظ روحي و ذهني يك نويسنده را بشدت ضعيف مي‌كند. گاهي در يك فيلمنامه انرژي نويسنده آنقدر تحليل مي‌رود كه او حتي از ادامه زندگي طبيعي نيز محروم مي‌شود. نويسنده، متن را يك بار نمي‌نويسد. ما مدام در حال بازنويسي و بازخواني فيلمنامه‌ها هستيم. ده‌ها بار خط قصه عوض مي‌شود و بارها شخصيت‌ها دچار تغيير و تحول مي‌شوند، بستگي به شرايط توليد هم دارد؛ گاهي نقشي حذف يا اضافه مي‌شود و... البته من چند بار اين اشتباه را كردم و خودم به تنهايي فيلمنامه سريالي را نوشتم و آن روزها به يكي از وحشتناك‌ترين تجربه‌هاي من تبديل شد. شب و روزم براي چند ماه مال خودم نبود. نويسندگاني كه تجربه كار در تلويزيون را دارند بعد از مدتي به اين نتيجه مي‌رسند كه تنهايي نوشتن كار بسيار سختي است و در نهايت ممكن است به كيفيت كار لطمه بزند. به عنوان مثال هنگام نوشتن سريال «آخرين دعوت» حتي ما يك تجربه سه نفره داشتيم و با اين‌كه داستان در دو فضا مي‌گذشت يك تقسيم بندي انجام داديم. آقاي بيراموند گفت‌وگونويسي تاريخي را به عهده داشت و گفت‌وگوهاي معاصر را نيز سعيد جلالي مي‌نوشت. آن سريال تجربه همكاري خيلي خوبي بود. ضمن اين‌كه ما هم توانستيم مثل بقيه آدم‌ها زندگي عادي خودمان را داشته باشيم.

سعيد جلالي: البته هميشه هم اين تضمين وجود ندارد كه همكاري خوبي بين دو فيلمنامه‌نويس صورت بگيرد. حتي ذهنيت مختلف افراد يا تفكرات و شرايطي كه در آن زندگي مي‌كنند نيز گاهي اوقات به جاي ايجاد يك همكاري سازنده، مشكل آفرين هم مي‌شود. خوشبختانه اتفاقي كه بين من و كاظمي‌پور افتاد اين بود كه به خاطر نزديكي ذهنيت‌مان كوچك‌ترين مشكلي بين ما پيش نيامد و با اين‌كه نگارش فيلمنامه‌هاي بسيار سنگيني را هم به عهده داشتيم، هيچ گاه به مشكلي برنخورديم. ما از همان ابتدا به ذهنيت هم شناخت پيدا كرديم، وظايفمان را مشخص كرديم و در عين اين‌كه به هم كمك مي‌كنيم، در كار همديگر دخالت نمي‌كنيم. بسياري از نويسندگان خيلي خودراي جلو مي‌روند و از آنجا كه كار گروهي در ايران جا نيفتاده، نمي‌توانند كار خود را با كسي قسمت كنند. شما نگاه كنيد ورزش‌هاي تيمي ما پيشرفت نمي‌كند، اما ورزش‌هاي انفرادي در ايران هميشه مدال آورند. اما شرايط براي ما دو نفر فرق مي‌كند، حتي كارگردانان نيز وقتي ما به صورت مشترك فيلمنامه‌اي را مي‌نويسيم بيشتر اعتماد مي‌كنند چون كارمان دچار توازن مي‌شود و در نهايت خروجي خوبي پيدا مي‌كند.

گويا نويسندگي مشترك در سريال‌هاي اپيزوديك بيشتر جواب مي‌دهد. در آن سريال‌ها داستان‌هاي فرعي متفاوت هستند و شخصيت‌ها مدام در حال كم و زياد شدن هستند و دست نويسنده بازتر است. اما در سريال‌هايي با يك خط داستاني مشخص اين موضوع كمي فرق مي‌كند. آيا شما از اين كه در يكدست نوشتن دچار مشكل شويد هراس نداشتيد؟

كاظمي‌پور: البته كار گروهي در مجموعه‌هاي اپيزوديك در ميان نويسندگان ما جا افتاده است. اما اين جور كارها متفاوت از چيزي است كه ما مي‌نويسيم. ما يك داستان دنباله‌دار را به نگارش در مي‌آوريم و در همان خط دنباله‌دار تقسيم وظايف مي‌كنيم. كه خيلي سخت‌تر و پيچيده‌تر از نوشتن مجموعه‌هاي اپيزوديك است.

جلالي: نگراني از يكسان‌سازي در نوشتن برمي‌گردد به زماني كه دو نفر به درك متقابلي از هم نرسيده‌اند. اما در مورد ما قضيه فرق مي‌كند. ما به دركي از هم رسيده‌ايم كه گاهي بشدت نگاه و قلم ما را به هم شبيه مي‌كند. ذهنيت ما بسيار به هم نزديك شده است ما با مهارت‌ها و فوت و فن‌هاي همديگر آشنا شديم. گاه حتي هنگام نوشتن، جايمان نيز با هم عوض شده، اما كسي حتي متوجه نشده است. مثلا سر همين سريال زمانه، فتحي، كارگردان بشدت سختگيري است اما وقتي كار را به ما دو نفر مي‌سپارد، بسيار اعتماد مي‌كند و خيالش راحت مي‌شود.

تقسيم‌بندي سريال زمانه به چه صورت بود؟

كاظمي‌پور: من قصه اوليه را نوشتم و جلالي هم ديالوگ‌ها را مي‌نويسد. البته ابتداي كار من به همراه سعيد تشكري متن را نوشتم اما چون او در مشهد زندگي مي‌كند هماهنگ شدن براي ما سخت شد. از آنجا هم كه براي نوشتن يك سريال، نويسنده‌ها بايد كنار هم باشند و با هم درخصوص محتواي فيلمنامه بحث كنند و اگر لازم باشد آن را تغيير دهند و بازنويسي كنند، اين موضوع به همراه كمي اختلاف سليقه باعث شد نتوانيم به جز چند قسمت اوليه، كار را با هم ادامه دهيم.

چند وقت است درگير نوشتن فيلمنامه و بازنويسي و سر و كله زدن با آن هستيد؟

حدود يك سال است.

خسته نشده‌ايد؟

جلالي: گاهي آنقدر درگير متن شده‌ايم و آن را بازنويسي كرده‌ايم كه ديگر اين شب‌ها تمايلي به ديدن دوباره آن نداريم (با خنده).

نگاهي به سريال‌هايي كه شما نوشته‌ايد نشان مي‌دهد اين سريال‌ها از طرف مخاطبان ديده شده‌اند و مورد استقبال قرار گرفته‌اند.  علت اين موفقيت را در چه مي‌دانيد؟

جلالي: بخشي از اين قضيه به خاطر توفيق و شانسي است كه ما داشتيم. بخش ديگر آن به ويژگي‌هاي ذاتي شخصيت كاظمي‌پور برمي‌گردد. نكته مثبتي در شخصيت او وجود دارد و آن هم وسواس در كار است. اين ويژگي در من هم به وجود آمده و حتي در زندگي شخصي‌ام هم ورود پيدا كرده است. ما در طراحي قصه و شخصيت‌پردازي‌ها بشدت حساس هستيم و اين موضوع باعث مي‌شود ناخودآگاه كار، شسته رفته پيش برود. ما تا پايان سريال به صورت جزء به جزء جلو مي‌رويم و اصول يك كار خوب هم اين است كه ساختار درستي داشته باشد.

كاظمي‌پور: از همه تمهيدات براي جذاب شدن سريال استفاده مي‌كنيم. ما همه تلاشمان را مي‌كنيم و خوشبختانه اقبال هم با ما همراه است.

وقتي موفقيت تكرار مي‌شود به نظر من چيزي بيش از شانس در آن دخيل است...

جلالي: البته گروه‌هايي كه تا به حال با آنها كار كرديم هم در موفقيت نسبي كارهاي ما دخيل هستند. اين طبيعي است كه اگر حتي فيلمنامه يك كار هم بسيار قوي باشد اما به دست گروه غيرحرفه‌اي بيفتد ممكن است كاملا ضعيف روايت شود و برعكس. خوشبختانه بيشتر كارهاي ما به دست تهيه‌كننده و كارگردان كار بلد افتاده است. البته نبايد از سوژه‌هايي كه سراغ آنها مي‌رويم غافل شد. سعي مي‌كنيم موضوعاتي را انتخاب كنيم كه به بطن جامعه و مردم نزديك باشد.

شما چند سال پيش در اقدامي عجيب به سمت نگارش متن‌هاي طنز رفتيد. خروجي‌اش هم دو سريال «خوش‌نشين‌ها» و «زن‌بابا» بود. فكر مي‌كنيد در گونه طنز موفق بوديد؟

كاظمي‌پور: بايد اعتراف كنم آن زمان ترسيده بوديم كه نكند موفق نشويم و هراس داشتيم شكست سختي بخوريم، اما خوشبختانه گروهي ما را همراهي كرد كه تجربه كار طنز داشت و اين موضوع كمك زيادي به ما كرد و خيلي چيزها ياد گرفتيم. تجربه خوبي بود و باعث شد ترسمان بريزد. متن خوش‌نشين‌ها را شبكه، شش سال قبل از ساخت، از نويسنده‌اش خريده بود و در شبكه مانده بود. شبكه هم متن ابتدايي را به ما سپرد تا براساس آن طرح جديدي بنويسيم.

جلالي: فكر مي‌كنم اولين كار طنزي كه انجام داديم با اقبال مواجه شد و به همين دليل هم اعتماد به نفس پيدا كرديم تا حدي كه ممكن است اگر شرايطش پيش بيايد باز هم كار طنز انجام بدهيم.

امروزه به اقتباس ادبي توجه خاصي نمي‌شود. در صورتي كه اقتباس ادبي در جهان به يك موضوع مهم و اتفاقا پرطرفدار تبديل شده است. شما علت گريز نويسندگان از اقتباس را در چه مي‌دانيد؟

كاظمي‌پور: اقتباس در آثار تلويزيوني بشدت به جذابيت يك اثر كمك مي‌كند. بخصوص اگر يك نويسنده بتواند بخوبي از پس آن بربيايد. حتي براي نويسنده‌ها هم تجربه خيلي خوبي است. اتفاقا من بشدت از اقتباس ادبي دفاع مي‌كنم. اما متاسفانه ادبيات داستاني در كشور ما بسيار ضعيف است و در اين زمينه منابع كافي نداريم. من خودم از زمان نوجواني به داستان و رمان علاقه داشتم و هنوز هم اين علاقه در من حفظ شده بود.

جلالي: البته هم ضعيف است و هم بخش عظيمي از آن موضوعاتي را مطرح كرده‌اند كه عملا قابل اقتباس يا قابل پخش نيستند.

من اين موضوع را قبول ندارم. شما در سريال «ميوه ممنوعه» به گونه‌اي از ماجراي شيخ صنعان اقتباس كرديد و بسياري عقيده داشتند خط قرمز‌ها را رعايت نكرديد. اما شما اين كار را با موفقيت انجام داديد.

كاظمي‌پور: بله اما آن هم اقتباس مستقيم نبود. خطوط كلي و محور‌هايي از داستان شيخ صنعان و شاه لير را وام گرفته بوديم. يعني به گونه‌اي نبود كه بتوانيم در انتهاي سريال به نام كتابي يا نويسنده خاصي اشاره كنيم. سياست‌هاي برنامه‌ريزي در تلويزيون به گونه‌اي است كه گاهي محدوديت‌كننده است و نويسنده مجبور است آنقدر يك داستان را شاخ و برگ بدهد يا از آن بزند كه عملا چيزي از آن داستان اصلي باقي نمي‌ماند. آنقدر كه نه‌تنها باعث تغيير در داستان مي‌شود كه باعث اعتراض نويسنده و بينندگان هم مي‌شود. در بنياد فارابي بخشي وجود دارد كه وظيفه اقتباس سينمايي دارد. گروهي هم در سيمافيلم هستند كه وظيفه‌شان جمع كردن داستان‌هاي ايراني و خريد و ارائه آنها به نويسندگان براي اقتباس است. اتفاقا ليست بلند بالايي نزديك به 300 داستان را تهيه كرده‌اند اما هنوز اين كار انجام نشده است.

جلالي: اكثر رمان‌هاي ما داراي مثلث‌هاي عشقي هستند كه 80 درصد آنها به اين دليل كنار گذاشته مي‌شوند. اين نوع موضوعات و پروراندن آن در تلويزيون عملا بي‌معني و غيرقابل انجام مي‌شود.

كاظمي‌پور: البته بخش ديگري از اين عدم اقتباس هم برمي‌گردد به حقوق مولف و كپي‌رايت كه در كشور ما ناقص اجرا مي‌شود. معمولا نويسنده‌هايي كه در قيد حيات هستند، از ترس ضربه خوردن به كار، تمايلي ندارند متون خود را در اختيار فيلمنامه‌نويسان قرار دهند. بسياري هم شايد مبلغ زيادي طلب كنند و تلويزيون حاضر به پرداخت آن نباشد. جميع اين جهات باعث شده همكاراني كه حتي دوست دارند يك كار اقتباسي انجام دهند ترجيح دهند از آثار نويسندگان خارجي اقتباس كنند. ضمن اين‌كه نويسندگان مورد تائيد تلويزيون و بنياد فارابي خيلي كم شده‌اند. 

اما برعكس آنچه شما مي‌گوييد هم وجود دارد. نمونه‌اش رمان «چهل سالگي» نوشته ناهيد طباطبايي است كه وقتي به فيلم تبديل شد اصلا موفق نبود. مي‌خواهم بدانم در يك شرايط آرماني فارغ از موضوعات بالا، اين مشكل به عدم توانايي فيلمنامه‌نويسان ما بر نمي‌گردد؟

كاظمي‌پور: اين فيلم را نديدم.

جلالي: با شما بشدت موافقم.

كاظمي‌پور: اما يادم مي‌آيد اين فيلم جايزه بهترين اثر اقتباسي را در جشنواره فجر گرفت.

جلالي: خب به خاطر اين بود كه تنها دو فيلم در اين بخش از جشنواره شركت كرده بودند و يكي از آنها برنده جايزه شد!

كاظمي‌پور: البته من نمي‌خواهم راجع به فيلمي كه نديده‌ام صحبت كنم. اما نفس اين كار خوب است. همين كه نويسنده‌اي اين جرات را پيدا كرده و خطر كرده است. حتي ايجاد همان بخش‌ها هم در تلويزيون كار مهمي بود. كه متاسفانه ادامه پيدا نكرد.

جلالي: بايد از جايي شروع كرد. حتي اگر فرض را بر اين بگذاريم كه بايد آزمون و خطا انجام بگيرد تا ياد بگيريم.

با نگاهي به فيلمنامه‌هايي كه بتازگي تصويب شده‌اند، مي‌توان تا حدي اين ادعا را مطرح كرد كه انگار كپي‌برداري شده و متن‌ها از روي دست هم نوشته شده است. دليل آن چيست؟

جلالي: اصولا تعداد سوژه‌هايي كه ما مي‌توانيم در تلويزيون روي آنها كار كنيم خيلي محدود است. اين بزرگ‌ترين دليل شباهت متون است. از آن تعداد هم فقط چند مورد هست كه دست نويسنده براي پروراندن آن باز است. من بشدت از فيلمنامه نويسان دفاع مي‌كنم. ذهنيت‌هاي تصميم‌گيران هنوز شخصيت‌هاي سياه و سفيد را مي‌پسندد. اگر بخواهيم خاكستري بنويسيم با محدوديت مواجه مي‌شويم. اين در صورتي است كه شخصيت‌هاي واقعي چند وجه و بالا و پايين دارند و همين باعث زيبايي يك كار مي‌شود. اينها دليلي است كه هر چه مي‌نويسيم شبيه به هم مي‌شود.

كاظمي‌پور: حوزه فكري ما اينقدر محدود شده كه ناخودآگاه مجبور مي‌شويم در آن حوزه محدود فكر كنيم و گره داستاني ايجاد كنيم. همان قدر كه در اين حوزه محدوديت داريم در حوزه كارگرداني و ميزانسن و نماي بسته (كلوزآپ) نيز محدوديت داريم. در حوزه طراحي لباس نيز به همين صورت. شخصيت‌هاي خوب بايد ريش داشته باشند يا پوششان چادر باشد. اين محدويت‌ها منجر به خلق آثار يكسان مي‌شود. روابط آدم‌ها نيز به يك شكل نمايان مي‌شود. اين‌كه بزرگ‌تر‌ها نبايد اشتباه كنند يا آدم خوب‌ها هرگز اشتباه نمي‌كنند.

اما همين شخصيت‌هاي سياه و سفيد نيز گاهي در فيلمنامه‌هاي شما سرو كله‌شان پيدا مي‌شود. مهتاب در دلنوازان يكي از همان‌ها بود...

جلالي: شخصيت مهتاب سوژه‌اي است كه ما طي اين سال‌ها هر وقت يادمان مي‌آيد به آن مي‌خنديم. اين شخصيت قرار نبود با چنين پوششي ظاهر شود، اما زماني كه پوشش او عوض شد شخصيتش را نيز تغيير داد. ديگر نمي‌توانست حتي ذره‌اي بدي داشته باشد. مهتاب دلنوازان به يك انسان فرا خوب تبديل شده بود كه به نظر من مثل همه آدم‌ها اتفاقا بايد مواقعي اشتباه مي‌كرد. البته اين چيزي است كه ما در زمانه نداريم و بشدت از آن پرهيز كرديم و هيچ شخصيتي به ما تحميل نشد.

كاظمي‌پور: گاهي برخي شخصيت‌ها به فيلمنامه تحميل مي‌شود. اينها جايي از قصه بيرون مي‌زنند. اين شخصيت‌ها باعث مي‌شود در درام فاصله بيفتد و به نظر من شخصيتي كه از اول قصه تا آخر تغيير پيدا نكند اصلا به درد درام نمي‌خورد و قصه جذاب نمي‌شود. مي‌شود يك شخصيت تك‌بعدي بي‌خاصيت.

تا به حال بيننده متوجه نشده داستان زمانه از چه قرار است. چطور اين تعليق را به وجود مي‌آورديد؟

كاظمي‌پور: اين‌كه شخصيت‌ها قابل پيش‌بيني نباشند بسيار سخت است. براي اين‌كه قصه غيرقابل پيش‌بيني شود با وجود محدوديت‌هايي كه وجود دارد، كار سختي است. ما در دلنوازان هم تلاش كرديم بيننده نتواند انتهاي داستان را حدس بزند. مخاطب گاهي با توجه به ويژگي‌هاي ظاهري مثلا مي‌داند او نمي‌تواند خطاكار باشد، بنابراين خيلي سخت است در اين شرايط تعليق ايجاد كنيم تا بتوانيم مخاطب را غافلگير كنيم. در اين مواقع بايد كاري كنيم كه قالب‌هاي شخصيتي را كه ناخودآگاه در ذهن بيننده حك شده بشكنيم و آنها را به هم بريزيم.

در زمانه اين اتفاق نيفتاده است. تا به حال هيچ گذشته‌اي از شخصيت‌ها نداده‌ايد كه باعث ساخت ذهنيت منفي يا مثبت در بيننده شويد...

جلالي: بشدت از اين‌كه درباره شخصيت‌ها ذهنيتي به بيننده بدهيم يا اين‌كه در ظاهر او نشانه‌هايي ايجاد كنيم كه امكان خطا را از او بگيرد پرهيز كرديم. حسام ريش پروفسوري دارد و كاري كرديم كه مشخص نباشد او مثبت است يا منفي يا اين‌كه آخر داستان به چه صورت است و قرار است چه اتفاقي بيفتد. اينها نكات ظريفي است كه در يك نگارش خيلي به چشم مي‌آيند و باعث مي‌شود يك كار موفق شود يا نشود.

اما به نظر من ورود شخصيت‌هاي خاكستري به داستان‌ها مد شده است، در صورتي كه اگر دو قطب منفي و مثبت وجود نداشته باشد داستان جلو نمي‌رود...

جلالي: شما مثبت هستيد يا منفي؟

خاكستري.

جلالي: همه آدم‌ها خاكستري‌اند.  حتي آن قاتلي كه با قناري‌اش عشق بازي مي‌كند.

اما نمايش داستان زندگي من يا همه آدم‌هاي خاكستري هيچ جذابيتي ندارد...

جلالي: اتفاقا آدم‌هاي خاكستري هستند كه زندگي و قصه‌شان قابل پيش‌بيني نيست و اين قابل پيش‌بيني نبودن داستان را جذاب مي‌كند. در قصه‌هاي كلاسيك همين طور است. يك آدم مثبت و يك منفي وجود دارد. آدم منفي هميشه عليه مثبت مي‌شورد و در نهايت شكست مي‌خورد. اما در زندگي شخصيت‌هاي خاكستري انتظار اتفاقات را نداريم. مثلا اين‌كه قهرمان اصلي داستان در شرايطي مرتكب قتل هم بشود. اتفاقا همين بالا و پايين‌ها، جذابيت را به وجود مي‌آورد يا انسان منفي در اوج بد بودن يك زندگي را نجات مي‌دهد. نمونه‌اش را در فيلم «لئون» ديديم كه يك قاتل جان يك دختر را نجات مي‌دهد.

در سريال‌هاي «كمكم كن» و «او يك فرشته بود» سراغ مفاهيم ماورايي رفتيد. جرياني كه به نظر بسياري بايد در اوج كنار گذاشته مي‌شد. به اعتقاد من شما با ورود به مسأله ناشناخته ماوراء باعث به وجود آمدن جرياني شديد كه بعدها شكست خورد.

كاظمي‌پور: جوان و خام بوديم و اشتباه كرديم (مي‌خندد). با ديدن بازتاب‌هاي آن سريال‌ها پشيمان هم شديم. البته در كمكم كن ما از كما رفتن استفاده كرديم تا وارد حوزه ماوراء شويم. با تعريفي كه اسلام و برخي علما از روح دارند روح بعد از مرگ قادر به فعل نيست. رفتن به كما ترفندي بود كه ما جسد را در اين جهان نگه داريم و روح وارد دنياي برزخ شود. هر چند كه بعد از آن سريال تعريف روح را محدودتر هم كردند. در او يك فرشته بود هم سعي كرديم اولين بار شيطان را به عرصه نمايش وارد كنيم كه البته پيدا كردن منابعي موثق راجع به آن خيلي سخت بود. آن زمان آقاي برازش بسختي توانست شش كتاب در اين مورد از آستان قدس امانت بگيرد. با نگاهي به اين منابع به نظرم رسيد اين شيطاني كه ما مي‌خواهيم خلق كنيم از لحاظ نمايشي جذاب نيست. او فقط مي‌توانست وسوسه كند، مثل گربه نره! تبديل مي‌شد به شخصيتي كه وراج است و دائم حرف مي‌زند و براي همين هم برايش فعل نوشتم. البته دو ماه بعد از پخش اين سريال خيلي اتفاقي در يكي از نمايشگاه‌هاي كتاب در شمال حضور داشتم و صد‌ها جلد كتاب راجع به شيطان آنجا بود كه همه هم ناموثق و بر پايه خرافات و نه آيات قرآن و احاديث تاليف شده بود. همان جا با خودم فكر كردم كه شايد ناخودآگاه دچار بسط يك تفكر خرافي شده‌ايم.

عده‌اي هم معترض شدند كه چرا شيطان در هيبت يك زن ظاهر شده است.

كاظمي‌پور: ‌ما دو تا شيطان داشتيم؛ مرد و زن. اتفاقا چون به اين فكر كرديم كه عده‌اي ممكن است معترض شوند، اين كار را كرديم. داستان ما درباره مردي بود كه نسبت به تقواي خودش مطمئن بود. به لحاظ دراماتيك نياز داشتيم شيطاني در قالب يك زن حضور يابد كه بتواند او را بفريبد. من هنگام نگارش داستان اين سريال تا حدي از قصه برسيساي عارف و بابا سرويسوس تولستوي استفاده كردم. تجسد شيطان در هيبت زن، قصه‌‌اي قديمي است.

با اين اوصاف و تجربه موفق شما در نوشتن متن دو سريال ماورايي چرا اعتقاد داريد ديگر نبايد سراغش رفت و اشتباه كرديد؟

كاظمي‌پور: ديدگاه اسلام راجع به مسائل ماورايي متفاوت است. اتفاقا بعد از آن سريال‌ها پيشنهاد شد داستاني هم راجع به چشم برزخي بنويسم. اما قبول نكردم. علما در جزئيات نظرات مختلفي راجع به ماوراء دارند. مشكل ديگر اين است كه ما تجربه به تصوير كشيدن مسائل ماورايي را نداريم و وقتي نزديك آن مي‌شويم دچار محدوديت زيادي مي‌شويم. به همين دليل به نظر من سريال‌سازي ماورايي بايد تمام مي‌شد، چرا كه بعد از آن ناخواسته در دام خرافات افتاد و كاري را كه شروع كرديم به حد اغراق رسيد.

اصلا اين‌كه بخواهيم به زور مفاهيم انتزاعي همچون ماوراء يا اخلاق را وارد يك سريال كنيم چه اهميتي دارد. نشان دادن زندگي روزمره كه جذابيت بيشتري دارد.

جلالي: نشان دادن زندگي روزمره مردم چه جذابيتي دارد؟ وقتي در نوشته‌هايمان هدف‌گذاري نداشته باشيم ديگر اوج و فرودي هم وجود ندارد. البته موافق هم نيستم مفاهيم اخلاقي آنقدر در سريال وارد شود كه به شعار تبديل شود. مهم اين است كه مثلا بحث انتقام را به گونه‌اي در لابه‌لاي قصه وارد كنيم كه بيننده غيرمستقيم آن را درك كند.

كاظمي‌پور: البته سليقه خود من اين است كه هر چه بيشتر به زندگي روزمره مردم نزديك شوم و از قواعد دست و پا گير درام خلاص شوم. البته شايد در حوزه سينما اين كار شدني باشد اما در سريال نه. سليقه عامه مردم خط قصه و گره‌هاي پيچيده داستاني را مي‌پسندد، مثلا سريال «وضعيت سفيد». اين سريال سعي كرده بود به روايت زندگي روزمره نزديك شود. خيلي هم موفق بود و من آن را دوست داشتم. اما مخاطب اين مجموعه، خاص بود و عامه مردم چندان استقبالي از آن نكردند.

جلالي: البته من اينجور فكر نمي‌كنم. من سينما و تلويزيون قصه‌گو را دوست دارم. اگر قرار باشد زندگي روزمره را ببينم مي‌روم فيلم مستند نگاه مي‌كنم. اما اگر قرار است كار نمايشي بكنم بايد بروم سمت درام و قصه‌گويي. حتي كارهاي فرهادي هم كه به زندگي روزمره نزديك شده، در خلال آن دارد قصه گويي هم مي‌كند.

كاظمي: منظور من هم از زندگي روزمره، نداشتن قصه نيست. منظورم ديدن آدم‌ها و تعريف قصه از زندگي واقعي آنهاست. ولي زندگي واقعي قابل تصوير كردن نيست.

شخصيت‌ها چطور در فيلمنامه‌هايتان شكل مي‌گيرند؟ در حين داستان و كم‌كم يا از ابتدا مشخص‌ هستند؟

كاظمي: ما يك پيش داستان مي‌نويسيم و ويژگي‌هاي را براي شخصيت پيش‌بيني مي‌كنيم. اما شخصيت‌ها در موقعيت‌هاي نمايشي خودشان را بدرستي نشان مي‌دهند. مثلا بازيگري كه حتي اين نقش را بازي مي‌كند به ما در كامل كردن شخصيت كمك مي‌كند. خلاصه اين‌كه شخصيت‌پردازي فرآيندي است كه مدام در حال تكميل است.

شما به عنوان همكاراني كه تقسيم وظيفه كرده‌ايد. فكر مي‌كنيد كار كدام يك مهم‌تر است؛ كسي كه ديالوگ‌ها را مي‌نويسد يا كسي كه طرح اصلي داستان را؟ به نظر من ديالوگ موضوع مهمي است. مثلا در «ميوه ممنوعه» ديالوگ‌هاي حاج يونس درباره اعتراف به عشق در برابر خانواده‌اش. اين نقطه عطف داستان بود.

كاظمي‌پور: اتفاقا به نظر من موقعيتي كه به وجود آمد تا حاج‌يونس مجبور شود اين اعتراف را بكند جذاب بود و نه ديالوگ‌ها به تنهايي. اما دليل اين‌كه شما به ديالوگ‌ها اشاره مي‌كنيد اين است كه جامعه مخاطبان ما هنوز شنيداري‌ بوده و با تصوير بيگانه است. هنوز وقتي مي‌خواهند علاقه‌شان را از يك فيلم توصيف كنند ديالوگي از آن را مثال مي‌زنند به اين علت كه تربيت بصري ندارند و به چيزهايي كه مي‌شنوند اهميت مي‌دهند.

جلالي: به نظر من هم زماني ديالوگ‌ها جذاب مي‌شوند كه اتفاقا موقعيت درست تعريف شده باشد و شخصيت سر از جاي درستي در بياورد. به نظر من رساندن قصه به يك موقعيت نمايشي جذاب خيلي مهم است و در اين موقعيت است كه مي‌توان براحتي ديالوگ خوب هم نوشت. اين دو مكمل هم هستند.

اما به نظر من هميشه هم اين طور نيست. فيلم «شب‌هاي روشن» بيشتر ديالوگ محور بود، اما جذاب هم بود.

جلالي: آن فيلم بخش فرهيخته جامعه را جذب كرد. مخاطب خاص دارد. اما در سريال نمي‌توان روي مخاطبان خاص حساب كرد.

در سريال زمانه شما در انتخاب بازيگر هم دخيل بوديد؟

كاظمي‌پور: طبق عرف از ما مي‌پرسند آيا موقع نوشتن بازيگر خاصي در ذهنمان بود يا نه؟ ما هم چند پيشنهاد داده بوديم. حميد گودرزي انتخاب فتحي بود و به نظرم از پس كار برآمده است و بهتر هم مي‌شود.

مهراوه فردوسي / گروه راديو و تلويزيون


 
عاشقي به شيوه فتحي
 
جام جم آنلاين: حسن فتحي يكي از عاشقانه‌سازترين كارگردانان تلويزيون است. او مي‌داند چگونه مي‌‌توان از ظرفيت معنايي عشق براي روايت مفاهيم اجتماعي، سياسي و انساني استفاده كند. در واقع او مي‌داند وقتي پاي عشق به ميان بيايد، عام و خاص پاي داستان مي‌نشينند تا از قصه آدم‌ها سردر بياورند. وقتي قصه، ظرف و مخاطب خود را پيدا كرد، مي‌توان در كنار ماجراهاي عاشقانه، پيام‌هاي عميق‌تر را هم براي او بازگو كرد.

اولين عاشقانه فتحي كه خيلي از مردم از آن خاطره دارند، سريال شب دهم است. لوطي محل عاشق دختر جوان قجري شد و دختر شرط پذيرش عشق او را اجراي تعزيه در ماه محرم گذاشت.

بيننده عام نشست تا ببيند لوطي چگونه به وصال معشوق مي‌رسد و مخاطب خاص در ميانه اين عاشقيت، روايت‌هاي سياسي را ديد كه فتحي زبردستانه آنها را به تصوير كشيد.

در سريال مدار صفر درجه هم فتحي از همين شيوه استفاده كرد. پسر جوان ايراني دل در گرو دختري يهودي گذاشت و عشقي زيبا بين آنها شكل گرفت و در كنار اين عشق فتحي به لايه‌هاي عميق سياست صهيونيست‌ها وارد شد و آنها را آسيب‌شناسي كرد.

در سريال ميوه ممنوعه، حسن فتحي وارد روايت يك عشق مگوي! شد. دختري جوان كه پدرش ورشكسته شده بود براي نجات از دست يكي از بزرگ‌ترين طلبكارهاي پدر، او را عاشق خود كرد.

مردي پا به سن گذاشته و خانواده‌دار عاشق دختري جوان شد و كوس رسوايي‌اش به صدا در آمد. در لابه لاي داستان اين عشق بود كه اصول بازار و كسب روزي حلال و حرام به تصوير كشيده شد.

فتحي در اين سريال براي اولين بار به شكلي نامحسوس تصويري از يك آقازاده را به نمايش گذاشت كه رانت‌خواري هم مي‌كرد.

در سريال در مسير زاينده‌رود، فتحي چند عشق را به موازات هم به تصوير كشيد. عشق مادر به فرزند، عشق پدر به فرزند، عشق پيرانه‌سري،عشق كاسب‌كارانه، عشق زن جوان به همسر و... . در انتهاي سريال عشق‌هاي واقعي ماندند و عشق‌هاي كاذب از غربال فتحي عبور كردند و بجز غبار از آنها چيزي نماند.

حالا حسن فتحي با سريال «زمانه» به تلويزيون آمده تا بار ديگر با استفاده از ظرفيت عشق، لايه‌هاي پنهان اجتماع و ذات آدم‌ها را شخم بزند و سره را از ناسره جدا كند.

زمانه داستان عشق بي‌محاباي بهزاد و ارغوان به يكديگر است. عشقي كه اين‌ روزها بين جوانان خيلي باب شده است. زنگ‌ها براي هر دو به صدا در آمده و بيننده از همين حالا نگران عاقبت اين عشق آتشين است.

در كنار رابطه به اصطلاح هندي بهزاد و ارغوان، اما فتحي دارد خيلي از مسائل روز را به تصوير مي‌كشد؛ بيكاري، دلالي، نان به نرخ روز خوردن، زياده‌خواهي و...

با اين اوصاف هنوز زود است كه درباره زمانه و ساختار روايي جديد فتحي نظر داد يا آن را قضاوت كرد، چون تا اين‌جاي كار اين كارگردان كار بلد در هر قسمت، حرفي تازه براي مخاطب داشته تا به وسيله آن، بيننده را پاي زمانه نگه‌ دارد.

طاهره آشياني ‌-‌ دبير گروه راديو و تلويزيون

اولین نشست خبری مجموعه زمانه بدون حضور حسن فتحی + بازپخش در مسیر زاینده رود

باز پخش مجموعه در مسیر زاینده رود از شبکه ی آی فیلم ساعت: ۱۶:۳۰ 

 تکرار: ۰۰:۳۰ و ۸:۳۰

حسین محجوب، حمید گودرزی و مهرانه مهین‌ترابی در نشست «زمانه»
با 100 هزار تومان می‌شود یک کانال تلویزیونی راه انداخت!

rahbari (5 of 6)-1.jpg


 نخستین نشست رسانه‌یی «زمانه» که با حضور تهیه‌کننده و تعدادی از بازیگران این سریال برگزار شد، به درددل‌های حسن فتحی در غیاب خودش، انتقاد به سیاست‌های مالی تلویزیون و همچنین گلایه‌ی عفیفه از رقابت نابرابر با شبکه‌های ماهواره‌یی گذشت.


به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اسماعیل عفیفه، تهیه‌کننده «زمانه» در ابتدای این نشست به سکوت خبری حاکم بر این سریال اشاره کرد و توضیح داد: گاهی برخی نشریات بیشتر به حواشی یک کار توجه می‌کنند. ما به همین دلیل در سریال‌های قبلی‌مان مسایلی داشتیم و ترجیح دادیم «زمانه» را در سکوت پیش ببریم.


عفیفه در پاسخ به پرسشی درباره‌ی پرداخت به شخصیت‌ها گفت: ارائه‌ی تدریجی اطلاعات یکی از تکنیک‌های فیلمنامه‌نویسی است که در حال حاضر بیشتر نویسندگان از چنین تکنیک‌هایی استفاده می‌کنند و اگر مخاطبان تمام ابعاد شخصیتی یک کاراکتر را نمی‌بینند به خاطر این است که سریال باید 40 قسمت دیگر ادامه داشته باشد.

 

*** اشاره به تئاتر در «زمانه»


تهیه‌کننده‌ی «زمانه» اشاره به تئاتر و اکبر رادی در سریال «زمانه» را نوعی تعلق خاطر به هنر و ادای احترام به اکبر رادی عنوان کرد.


رسول صادقی روابط عمومی مجموعه «زمانه» نیز از قول حسن فتحی کارگردان این سریال درباره پرداختن به تئاتر در «زمانه» توضیح داد: این کار به نوعی شناساندن مشاهیر فرهنگ و هنر کشورمان بود که مردم عادی ممکن است کمتر با آن‌ها آشنا باشند. اشاره به چنین مساله‌ای در قالب یک سکانس ممکن است بتواند طوفانی در ذهن مردم ایجاد کند.

 


*** سریال‌سازی در تلویزیون با دوران «میوه ممنوعه» فرق کرده است


صادقی نکته‌ی دیگری را که مد نظر حسن فتحی بوده، مقایسه «زمانه» با سریال‌های حال حاضر تلویزیون دانست و گفت: نکته‌ دیگری که حسن فتحی به من گفت این بود که این سریال را باید با محصولات سال‌های اخیر تلویزیون مقایسه کرد. سریال‌سازی در تلویزیون الان خیلی فرق کرده است؛ حتی با زمانی که سریال «میوه ممنوعه» را ساختیم. اینکه چرا دوباره «یک مدار صفر درجه» دیگر یا «ملاصدرای دیگر» ساخته نمی‌شود به این دلیل است که تلویزیون باید برای تحقیق، هزینه کند والا مجبوریم به سریال‌های اجتماعی بپردازیم.

 

*** تاثیر ممیزی‌ها بر «زمانه»


به گزارش ایسنا، پرسش دیگری از سوی یکی از خبرنگاران درباره‌ی ممیزی‌های تلویزیون و تاثیر آن روی «زمانه» مطرح شد که عفیفه در پاسخ به آن

عنوان کرد: ما که با تلویزیون کار می‌کنیم دایما در حال گفت‌وگو و طی کردن مراحل مختلف از نظارت تا بازبینی قبل از پخش هستیم. واحدهای مختلفی هم بر اساس فلسفه‌های خاص خود ایجاد شده‌اند که برنامه‌های تلویزیون مطابق با استاندارد جلو رود. اما چون شاید ضابطه خاصی وجود ندارد هیچکس نمی‌داند کجای داستانی که قرار است پخش شود ممکن است از داستان دربیاید. گرچه اصول کلی را به ما می‌گویند اما اجرای این اصول ممکن است با تفاسیر مختلفی صورت بگیرد.


عفیفه ادامه داد: در این کار هم ممیزهایی‌ داشتیم ولی ما به اشتراکات ذهنی رسیدیم و تا به حال کارمان با کمترین مشکل پخش شده است. شاید خیلی از مسایلی که تا به حال در سریال‌های دیگر وجود نداشته، در همین قسمت قبل که شب گذشته پخش شد، روی آنتن رفت.


این تهیه‌کننده تاکید کرد: خوشبختانه مسؤول پخش شبکه سه کسی است که امکان گفت‌وگو با او وجود دارد و حتی من شنیده‌ام که خودش سینما خوانده و به این مسایل آشناست. به هر حال چنین مسایلی در کار ما وجود دارد ولی کار در یک فضای گفت‌وگوی متقابل پیش می‌رود و تا به حال به جز چند مورد به مشکل خاصی بر نخوردیم و آنچه حسن فتحی ساخته پخش می‌شود.

 

*** رقابت ناجوانمردانه تلویزیون با شبکه‌های ماهواره‌یی


عفیفه در بخش دیگری از صحبت‌هایش به رقابت ناجوانمردانه تلویزیون با کانال‌های ماهواره‌یی اشاره کرد و گفت: ما در یک رقابت ناجوانمردانه با کانال‌های ماهواره‌یی هستیم حتی حالا سریال‌های خارجی را می‌خرند و دوبله می‌کنند و چنین فضایی را وارد خانواده‌ها می‌کنند. اگر قرار است ما با آن‌ها رقابت کنیم و مخاطبینی که آن‌ها جذب کرده‌اند، جذب کنیم نمی‌توان بدون اسلحه وارد رقابت شویم و انتظار پیروزی هم داشته باشیم.


عفیفه با تاکید بر اینکه برای اعتلای تلویزیون باید دست برنامه‌سازان را باز بگذاریم، افزود: باید دایره‌ی کارهایمان را که محدود شده، وسیع‌تر کنیم. متاسفانه فضایی که در خانواده‌های ایرانی شکل گرفته، فضای خوبی نیست و سریال‌های بدی از ماهواره‌ها پخش می‌شود. سریال‌های خوب زیادی وجود دارد اما شبکه‌های ماهواره‌یی سریال‌های سخیفی را دوبله می‌کنند. به همین دلیل است که ما باید دستمان برای مقابله باز باشد و در چارچوب تلویزیون باید از ممیزی‌ها عبور کنیم و اجازه‌ی طرح مسایلی که خدشه‌ای به کسی وارد نمی‌کنند داشته باشیم تا ریزش مخاطبان را جبران کنیم.

 

*** حمید گودرزی: تماشاگر را احمق فرض نکردیم


به گزارش ایسنا، بخش دیگر این نشست به سخنان بازیگران زمانه اختصاص پیدا کرد.

 

حمید گودرزی بازیگر نقش بهزاد نیز درباره پیوستن به پروژه «زمانه» گفت: وقتی اسم آقای عفیفه و حسن فتحی آمد جذب این کار شدم. ما در کمال جدیت سعی می‌کنیم به استانداردها پایبند باشیم و تماشاگر را احمق فرض نکنیم؛ تا به حال هم در همین راه رفته‌ایم.


گودرزی در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسنا درباره‌ی رقابت تلویزیون با ماهواره و اینکه آیا چنین مساله‌ای ریسک بزرگی را برای بازیگران مطرح سینما در قبول نقش‌های تلویزیونی ایجاد نمی‌کند، گفت: اگر این طور باشد باید عرصه‌ی تلویزیون را به طور کلی واگذار کرد ولی به نظر من این کار اشتباهی است که بازیگران به تلویزیون نیایند. ما در هر شرایطی باید کار کنیم هر چند موازینی در تلویزیون ما وجود دارد ولی با توجه به جمیع جوانب ما باید کار کنیم. شبکه‌های ماهواره‌یی هم مشتریان خاص خودشان را دارند که نمی‌توانیم در این مورد کاری بکنیم.

 


*** انتقاد مهرانه مهین‌ترابی به نقشش در «زمانه»

 

 

 

مهرانه مهین‌ترابی بازیگر نقش فاطمه دیگر بازیگری بود که در نشست سریال زمانه حضور داشت.


او «زمانه» را تجربه خوبی دانست و گفت: کار کردن با یک کارگردان و داشتن تجربه با او ناخودآگاه در بازیگر تاثیر می‌گذارد که کار او چطور خواهد بود. چنین کارگردان‌هایی نوعی اعتماد به ما می‌دهند که کارشان و انتخابشان درست است به علاوه من نقش خودم را هم دوست داشتم و امید داشتم یک کاراکتر اجتماعی را که به بچه‌های کار علاقمند است نشان دهم و بچه‌های کار قشری از جامعه هستند که کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شود.


او سپس انتقاد کوچکی از روند نگارش سریال درباره‌ی نقش خود داشت و توضیح داد: هر چند می‌دانم نوشتن چنین قصه‌ای سخت بوده و نویسنده‌ها هم تلاش خودشان را کرده‌اند، اما متاسفانه در روند نوشتن این قصه، اینکه نویسنده‌ها بتوانند عمه و درگیری‌های او را به خوبی مطرح کنند اتفاق نیفتاده است به هر حال باید بقیه سریال را ببینیم تا متوجه روند ادامه‌ی داستان شویم.


مهین‌ترابی اضافه کرد: سریال‌های الان اتفاقات را به سرعت پشت سر می‌گذارند که مردم کانال را عوض نکنند.


این بازیگر با تاکید بر اینکه متن خوبی در تلویزیون نوشته نمی‌شود، از مدیران تلویزیون خواست بر سر تولید یک کار به متن آن دقت کنند.


او ادامه داد: همیشه این مساله در من وجود داشته که متن‌های آماده و حسابی که روی آن‌ها فکر و برنامه‌ریزی شده و ایرادهایش برطرف شده است در کنار کارگردان‌ها و گروه قرار نمی‌گیرد تا آن‌ها هم با آرامش کار کنند. وقتی متنی در حال نوشتن است و از سوی دیگر تولید هم می‌شود و متن نوشته شده در دفتر تهیه‌کننده به کارگردان سر صحنه می‌رسد او را عصبانی می‌کند که چرا چنین دیالوگ‌هایی نوشته شده یا مواردی مثل اینکه چنین نکاتی که قبلا در فیلمنامه مطرح شده و یا روابط بین کاراکترها را درست نشان نمی‌دهد. همه اینها استرس‌زاست و جو را متشنج کرده و راندمان کار را پایین می‌آورد.


مهرانه مهین‌ترابی اذعان کرد: به نظر من 70 درصد کار به ارزش فیلمنامه اولیه است. ای کاش تلویزیون یک سال را با یک نویسنده قرارداد ببندد و دو سه سال دیگر از او کاری بخواهد و در این مدت هم او را تامین کند تا خلاقیتش را بالا ببرد. هر چند تغییر مدیریت‌ها و سیاست‌های تلویزیون متن را از بازنویسی‌های زیاد ناگزیر می‌کند.


*** حسین محجوب: در سرازیری هستیم

 

حسین محجوب هم درباره‌ی حضور در «زمانه» گفت: قبول کردن این کار ماحصل دوستی من با اسماعیل عفیفه و حسن فتحی بود. ما متقاضی این بودیم تا کارهای جالب‌تری انجام دهیم و موثر باشیم ولی جای بسی تعجب است که ما در سرازیری هستیم.


او در پاسخ به پرسشی درباره‌ی نقش متفاوت خود در «زمانه» گفت: ما همه چیز را معین و ثابت دوست داریم و یکی از نقاط آسیب‌پذیرمان هم همین است که آدم‌ها را با یک قاب ثابت می‌بنیم. شخصیتی که شما از من در ذهن دارید، حال من را به هم می‌زند. چون 50 نقش مثل آن به من پیشنهاد شد و هیچکدام هم نمی‌توانست موفقیت چنین نقشی را تکرار کند.


او تاکید کرد: من نمی‌خواستم به خاطر روزمرگی‌ام و به خاطر اینکه 50 نقش به من پیشنهاد شده ارزش یک کار خوبم از بین برود اما همه کارگردان‌ها به دنبال سوپاپ اطمینان هستند و به دنبال بازیگری می‌گردند که یک نقش را تکرار کند. آن‌ها تا جایی این کار را ادامه می‌دهند که آن فرد را مثل آشغال مچاله می‌کنند و در سطل زباله می‌اندازند. آدم‌های زیادی داشتیم که این کار را ناآگاهانه انجام دادند.


محجوب در پاسخ به سوالی درباره‌ی سکته‌هایی که در برخی از بخش‌های «زمانه» وجود دارد، نیز توضیح داد: بخشی از قضایا در ذهن بیننده است و به نظر من هم باید ریتم قصه خیلی تندتر می‌شد. اینکه خوراکی آماده به مخاطب داده شود خبط محض است و حتی نامردی است. چنین سکته‌هایی در داستان به نظر من لازم است که اگر غیر از این باشد ما چگونه می‌توانیم دگرگون شویم.


او تاکید کرد: ما تلاش می‌کنیم اتفاق خاصی بیفتد و امیدوارم این اتفاق بازخورد داشته باشد و منجر شود که مردم را یک قدم به جلو ببریم.

 

*** با 100 هزار تومان می‌شود یک کانال تلویزیونی راه انداخت 
 

به گزارش ایسنا، اسماعیل عفیفه، تهیه‌کننده «زمانه» در بخش دیگری از این نشست، عنوان کرد: الان به راحتی با 100 هزار تومان می‌شود یک کانال تلویزیونی راه انداخت و سریال‌های ساخته شده به قدری زیاد است که می‌شود آن را پر کرد. در نتیجه روایت‌ها باید عوض شود. چند سال پیش ما هم راحت‌تر داستان می‌گفتیم اما الان باید مخاطبی که به ضرباهنگ تند عادت کرده راضی کنیم. شاید این داستان می‌توانست در 100 قسمت مطرح شود ولی ما از همان ابتدا قرار گذاشتیم سکانس‌هایی کوتاه ولی با ضرباهنگ تند داشته باشیم. به علاوه چون روند نگارش در تلویزیون کم اهمیت است و نمی‌توانستیم در این مرحله بیشتر مکث کنیم، نتوانستیم ریتم را تندتر کنیم.

*** مشکلی به نام متن


عفیفه در این نشست به مشکل متن هم اشاره کرد و گفت: در شرایط معمولی فیلمسازی در تمام دنیا تحقیق و نگارش اهمیت زیادی دارد و وقتی فیلمنامه تمام می‌شود بقیه بخش‌ها با سرعت، پیش می‌رود. اما متاسفانه در تلویزیون ما تحقیق و نگارش جدی گرفته نمی‌شود. تولید در تلویزیون زمانی معنا پیدا می‌کند که کار کلید بخورد و زمانی مهم‌تر می‌شود که کار روی آنتن برود.


تهیه‌کننده زمانه تاکید کرد: ما در همین کار هم سعی کردیم تحقیقات زیادی انجام دهیم هر چند اینها به معنای واقعی کلمه تحقیق نیستند. حسن فتحی هم به عنوان کارگردان روی این مسایل دقیق است. مثلا اگر در یک بیمارستان کار داشته باشیم از پزشکان و کارکنان بیمارستان خیلی از مسایل را می‌پرسید اما اینها کارهایی است که به قول عادل فردوسی‌پور به صورت خودجوش انجام می‌شود.

 

*** مسایل مالی در تلویزیون زیاد است


عفیفه به مشکلات مالی در سازمان صدا و سیما هم اشاره کرد و گفت: مسایل مالی در تلویزیون زیاد است. هر چند شبکه سه تلاش کرده ما را ساپورت مالی کند نمی‌توانیم مشکلات مالی‌مان را انکار کنیم. من از همه دوستان که با نجابت خود چیزی درباره مسایل مالی نگفتند تشکر می‌کنم.


این تهیه‌کننده همچنین بر مشکلات سریال‌سازی تاکید کرد و عنوان کرد: کار کردن در حوزه سریال‌سازی روز به روز سخت‌تر می‌شود. مردم قبلا خیلی راحت‌تر قانع می‌شدند با ما همکاری کنند اما الان همه چیز اقتصادی شده و حتی نهادهای وابسته به تلویزیون هم اول شرایط اقتصادی را مطرح می‌کنند.

 


*** گروه هفت در «زمانه»


عفیفه در پایان این نشست، به حضور گروه موسیقی هفت در سریال زمانه اشاره کرد و گفت: کاراکتر برادر ارغوان قرار بود در سریال کار موسیقی انجام دهد. حسن فتحی پینشهاد داد که یک گروه واقعی را به کارمان بیاوریم. این گروه نوعی موسیقی کار می‌کنند که جوان‌ها دوست دارند و برخلاف تصور رایجی که در اغلب سریال‌ها می‌بینیم این گروه موسیقی به خاطر اینکه سینا اهل دود و دم است از گروهشان اخراج می‌کنند. می‌خواستیم اذهان را پاک کنیم و به خاصیت تذهیب موسیقی اشاره کنیم.

 


*** فتحی به کیش می‌رود


به گزارش ایسنا، در بخش پایانی این نشست اعلام شد که حسن فتحی به همراه تعدادی از بازیگران و گروه تولید زمانه برای تصویربرداری بخش‌هایی از این سریال عصر امروز به کیش خواهند رفت.


انتهای پیام

دو مصاحبه از دو بازیگر سریال زمانه و نظراتشان راجع به حسن فتحی و دانشش ...

امید روحانی: نمی‌خواهم همیشه در دسترس باشم!
 
به گزارش جام جم، بازی امید روحانی در سریال زمانه‌ چند شبی است که آغاز شده است. او پزشک، منتقد فیلم و بازیگر سینما و تلویزیون است که فیلم‌های نارنجی پوش، دایره زنگی، میکس و سریال‌های ساختمان پزشکان،‌ راه طولانی خانه و... را در کارنامه دارد.
خیلی‌ها معتقدند که در شرایط فعلی، تلویزیون اوضاع جدی‌تر و پررونق‌تری از سینما دارد. شما که در سریال به عنوان بازیگر حضور داشته اید با این گفته موافقید؟

در شرایط کنونی با همه اقبالی که به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای وجود دارد، ولی بیننده ایرانی، سریال ایرانی را به خارجی ترجیح می‌دهد. اگر یک سریال ایرانی بتواند مخاطب را جذب کند دیدنش را ادامه می‌دهد. الان در دوره‌ای هستیم که جریان سینما با تلاطم همراه است. در شرایط کنونی وضع مالی تلویزیون مثل سابق نیست، ولی با وجود این تلویزیون در قالب مجموعه‌های تلویزیونی و سریال از سینما موفق‌تر و پربیننده‌تر است.

شما به همین دلیل بازی در سریال‌ها را می‌پذیرید؟

دلیل بازی من در یک سریال تلویزیونی به این حرف‌ها مربوط نیست. من خودم را بازیگر نمی‌دانم بلکه با بازیگری زندگی‌ام را رنگ می‌کنم. بستگی دارد به من چه چیزی پیشنهاد می‌شود. اگر خوشم بیاید و دلم بخواهد قبول می‌کنم. این که آدم موجهی پشت کار باشد خیلی مهم است. آقای حسن فتحی نامش برای من کفایت می‌کرد. اولین عامل در انتخاب برای من این است که بتوانم از پس کار بربیایم.

این توانایی شامل چه مواردی می‌شود؟‌

باید به لحاظ توان بازیگری و بدنی بتوانم آن کار را انجام دهم.

‌ایفای نقش دکتری که از خارج کشور به ایران بازگشته در سریال زمانه چه توانایی‌هایی می‌خواست؟‌

کار خاصی نمی‌بایست می‌کردم، نقشم احتیاج به گریم سنگین نداشت. تعویض لباس نمی‌خواست، قرار نبود بازی خاصی داشته باشم. مجموعا احساس کردم این نقش را می‌توانم بازی کنم و باعث آبروریزی نمی‌شوم و بقیه بازیگران را اذیت نمی‌کنم و به بازی شان لطمه نمی‌زنم. در این کار افراد توانایی مثل آقایان برق نورد، محجوب و خانم‌ مهرانه مهین‌ترابی حضور داشتند، نمی‌خواستم باعث افت کار اینها بشوم.

وقتی متن یک فیلمنامه به دست شما می‌رسد به عنوان یک منتقد با آن برخورد می‌کنید؟

نه. من همه دانش انتقادی ام را کنار می‌گذارم و سر صحنه می‌روم.

بین کارهای حسن فتحی به عنوان یک منتقد کدام را بیشتر می‌پسندید؟‌

من همه کارهای آقای فتحی را دیده‌ام. الان در شبکه‌ آی‌فیلم دارم سریال مدار صفر درجه را دوباره می‌بینم. حسن فتحی هم دوست عزیز من بوده و هم کارش را بلد است. او دکوپاژ (نمابندی)‌ تلویزیونی نمی‌کند. خیلی خیلی دقیق است و وسواس دارد. براحتی از یک نما نمی‌گذرد. جزو کسانی نیست که بگوید کار را جمعش کنید. یک نما را آنقدر می‌گیرد تا به نتیجه مطلوب برسد.

‌او شگرد خاصی برای بازی گرفتن از بازیگرانش دارد؟‌

بهتر است این نکته را از افرادی بپرسید که بازیگر هستند و با کارگردان‌های زیادی کار کرده‌اند. من اینجا مجبورم که از دانش انتقادی‌ام استفاده کنم. دکوپاژهای فتحی با بقیه فرق دارد. او توانایی اداره بازیگر را دارد؛ اداره بازیگری به این معنا نیست که کارگردان برای بازیگرش بازی کند. او باید بازیگرش را اصلاح کند و بازی‌ها را شبیه به آن چیزی کند که در ذهنش می‌گذرد. کارگردان باید اینقدر بازیگر را اصلاح کند تا بهترین نتیجه را بگیرد. این کاری است که آقای فتحی انجام می‌دهد.

این‌طور که پیداست برنامه‌های تلویزیون را زیاد دنبال می‌کنید، درست است؟‌

من به عنوان یک منتقد همه سریال‌های تلویزیون را می‌بینم. سعی می‌کنم تله فیلم‌ها را هم تا حدی که می‌توانم ببینم. معمولا سریال‌های خارجی را تعقیب نمی‌کنم. کار ایرانی‌ها برایم جذاب است. دوست دارم ببینم جوان‌ها و تازه‌واردها چه محصولاتی ساخته‌اند. من حاضرم در فیلم کوتاه کارگردان‌های تازه‌کار بازی کنم. از آنها پول هم نمی‌گیرم، چون آنها هم باید از یک جایی شروع کنند.

قرار بود چند جلد کتاب با موضوع تک نگاری درباره ابراهیم حاتمی‌کیا و کیانوش عیاری منتشر کنید، کار انتشار این کتاب‌ها به کجا رسید؟‌

من به‌عنوان منتقد و محقق هم دارم کارم را انجام می‌دهم. قصد دارم هفت، هشت جلد کتاب بنویسم که امیدوارم تا سال آینده همه‌اش منتشر شود. به یک سری فیلمسازان قبل و بعد از انقلاب می‌پردازم. تک‌نگاری بعد از انقلابی‌ها را زودتر منتشر می‌کنم. اما کارگردان‌های قبل از انقلاب کارشان بیشتر زمان می‌برد.

یادم می‌آید با وسیله‌ای به نام تلفن‌همراه مشکل داشتید، هنوز هم تلفن همراه ندارید؟

نه، از تلفن همراه بدم می‌آید. نمی‌خواهم همیشه در دسترس باشم. من منزل هستم و هر کس با من کار داشته باشد، می‌تواند با شماره ثابتم تماس بگیرد. الان خود شما هم به همین صورت با من صحبت کردید.
 

                                ***************************************

آیدا فقیه زاده (بهار): من توسط امين تارخ براي بازي در سريال "زمانه" معرفي شدم.

"آيدا فقيه زاده" بازيگر نقش "بهار" در سريال "زمانه" در گفتگو با خبرنگار حوزه راديو وتلويزيون باشگاه خبرنگاران در خصوص انتخاب خود براي بازي در اين سريال گفت: قبل از "زمانه" در مجموعه "هرسه" كاري از عبدالحسين برزيده، به ايفاي نقش پرداخته بودم كه هنوز پخش نشده است. 


وي افزود: من از شاگردان كلاس هاي بازيگري "امين تارخ" بودم و براي سريال "زمانه" و همچنين كار قبلي ام تحت عنوان "هرسه" توسط وي به "حسن فتحي" معرفي شدم و حتي پيش از اين قرار بود "امين تارخ" نيز در "زمانه" بازي كند كه بنابه دلايلي اين اتفاق نيافتاد. 
فقيه زاده در خصوص نقش خود در اين سريال گفت: بارزترين ويژگي شخصيت "بهار" مهرباني او است كه در عين حال منطقي هم است و سعي در انجام كار درست و منطقي دارد من در زندگي عادي نيز از اين افراد زياد ديدم. 
وي در خصوص كار اظهار داشت: براي بازي در اين نقش، يك سري تحقيقات انجام دادم و همچنين حسن فتحي نيز خود در نظر داشت كه تمام بازيگران از نزديك با كاركترهاي خود آشنا شوند تا نقش ملموس و به واقعيت نزديك باشد. 
"فقيه زاده" در خصوص كار با "حسن فتحي" عنوان كرد: در كار فتحي نقص وجود ندارد و هر بازيگر  در كار  با او متوجه اين موضوع خواهد شد و تمام راهنمايي ها و تلاش وي براي اين بود كه نتيجه كار بهترين باشد. 

وي در ادامه تصريح كرد: دركار "زمانه" يك هماهنگي و انرژي مثبت وجود داشت كه علي رغم سختي و مسائل كاري كه در ساخت هر سريالي وجود دارد با اين هماهنگي سعي شد همه در خدمت كار باشند. 
فقيه زاده در خصوص استقبال و برخورد مردم عنوان كرد: با توجه به بازخوردي كه از دوستان و آشنايان ديدم كار نتيجه خوب و مثبتي داشته است. 
وي نظر خود را در خصوص بازي در اين سريال اينگونه بيان كرد: در مجموع بازي در اين سريال را دوست داشتم. حسن فتحي به عنوان يه وزنه در كار محسوب مي شود و كار با او هميشه در حد خوب و شاهكار خواهد شد به همين دليل بخشي از نگراني من بدليل حضور وي از بين رفت و در كل از بازي در "زمانه" راضي هستم.
"فقيه زاده" در پايان در خصوص استاد بازيگري خود "امين تارخ"، خاطر نشان كرد: كساني كه در كلاس بازيگري "تارخ" شركت مي كنند ،هميشه از حمايت پدرانه و دلسوزانه او حتي بعد از اتمام كلاس ها برخوردارند؛ "تارخ" خود را وقف هنر كرده و بدليل تمام تلاشهايي كه براي من انجام داده از او سپاسگذار هستم.