"قصه عشق ننه سرما و عمو نوروز"  15 اسفند آماده ی نمایش است.

سالن اجرا در اختیار گروه نمایش فتحی قرار گرفت
تالار وحدت از 15 اسفندماه در اختیار نمایش حسن فتحی قرار می‌گیرد که قرار است بعد از 18 سال دوری از صحنه‌ تئاتر جدیدترین اثر این کارگردان سینما، تئاتر و تلویزیون خواهد بود.
به گزارش خبرنگار مهر، جدیدترین اثر نمایشی حسن فتحی بعد از 18 سال دوری از صحنه تئاتر، اثری است که توسط نغمه ثمینی در حال نگارش است. این اثر با نام موقت "قصه عشق ننه سرما و عمو نوروز" دارای تعداد بازیگر بالایی است که برگرفته از آیین‌ها و سنت‌های ایرانی است.
طبق گفته مدیریت بنیاد فرهنگی هنری رودکی تالار وحدت از 15 اسفندماه در اختیار حسن فتحی خواهد بود تا اثر خود را به صحنه ببرد. این احتمال وجود دارد که حسن فتحی نمایش خود را در اسفندماه یا فروردین‌ماه سال 91 به صحنه ببرد. به دلیل اینکه این نمایش به آیین‌ها و سنت‌های ایرانی به خصوص عید نوروز می‌پردازد احتمال آن وجود دارد که در ایام تعطیلات نوروز به صحنه برود.
فتحی قصد داشت در سال 88 با نمایش "آنتیگون" در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر حضور پیدا کند که این امر میسر نشد. حسن فتحی کارگردانی فیلم‌هایی نظیر "کیفر"، "ازدواج به سبک ایرانی" و "پستچی سه بار در نمی‌زند" را در کارنامه کاری خود دارد.
وی سال 72 نمایش "در خیابان‌های سرد شهر" را در مجموعه تئاتر شهر به صحنه برد.

منبع: خبرگزاری مهر

باتشکر از دوست خوبم ماه منیر عزیز

نقد مجموعه پهلوانان نمیمیرند به قلم محمد رضا قاسمی

به نام خداوند بخشاينده­ي مهربان

3_1.jpg

به تصوير كشيدن روزگاران قديم و نحوه­ى زندگىِ مردمانِ آن دوران در هنرِ فيلمسازى براى بسيارى از آنان كه دوست دارند از اين منظر، آن زمانها را ببينند دلنشين است. اكنون كه ديگر چندان اثر و خبرى از جزئياتِ گذشته­ها و متعلقاتش نيست اين هنر، تنها راهى است كه ميتوان از آن با اين منظور گذر كرد و كاروانى را از مشتاقانى كه مايلند در اين راه، گام بردارند در پسِ خويش همراه كرد و كو به كو در شهرهاى آن زمان، سير وُ سياحت كرد و نشان داد كه چه زيبا و ساده و روان بوده است زندگى در آن اوضاع و احوال.

ميتوان اين گونه به چُنين مقصودي نائل شد كه فقط داستاني به زمان قديم بُرد و در آن حال و هوا روايتش كرد به طوري كه فقط موضوع داستان، مقصود از روايت باشد نه چيزي ديگر؛ چُنان كه هر قِسم از لايه­هاي زيرينِ ويژگيهاي آن زمان، به رو نيايد و سربسته بماند و هويدا نشود كه در جزء ، چه بوده است و اكنون چه شده است؟ پُرپيمانه­تر از اين ميتوان همچُنان كه داستاني به زمان قديم برده ميشود جدا از تمِ اصلي ماجَرا ولي در عين حال در بطنِ آن، لايه­هاي دور از نظر را نيز به نظر آورد يا به گفتاري ديگر از هر گلي شاخه­اي چيد و عطرش را در هوا پراكنده كرد كه به مشام آنان كه شيفته­ي روزگارِ قديم هستند برَسد و يادواره­هايي نيز در ذهن و ضميرشان تداعي و برانگيخته شود.

اين مقدمه­ي نقدي است با نگاه به جزئياتِ سريال (پهلوانان نميميرند.) و آن چه در مسير آن به چشم آمد.

از پاييز سال 1376 تا تابستان سال 1377 كه اين سريال با نشان كارگرداني و نويسندگي (حسن فتحي) پخش شد (البته بخشي از كار نويسندگي) عده­ي بسياري را همراه خود تا پايان بُرد و چون در قالبي ديگر ريخته و جلوه­هاي خاصي در آن به كار برده شده بود و از سويي نوع ماجرا و رخدادهاي در طولِ آن، بيننده را پيـگير ميكرد، سريالِ خاص و خاطره­انگيزي شد. از آن زمان تا كنون هر چه در باره­ي اين سريال گفته شده، بيشتر سخن از پيچيده و معماگونه بودنِ آن است به گونه­اي كه كسي نتوانست پايانِ آن را حدس بزند يا اين كه بيننده، غافلگير شد. همه­ي اين گفته­ها درست است زيرا داستان مملو بود از نشانگرهايي كه باعث ميشد بيننده، راه را گم كند و به سمت و سوهاي ديگري ظن ببرد ولي نهايتا همه­ي محاسبات احتماليِ بيننده به هم خورد و اين ضرب­المثل به ياد آمد كه (از آن نترس كه هاي و هو دارد؛ از آن بترس كه سر، تو دارد.) ولي همه­ي داستان اين نبود كه فقط معلوم شود قاتل كيست و چرا با جماعت پهلوانان و به­ويژه، پهلوان اول شهر، اين گونه است. چُنين تفسيري فقط تفسير گوهرِ سطح داستان است و از ژرفاي آن كه حاوي نكته­هاي نغز و دلنشيني است گوهري نمينماياند. در بُنِ آن چه تصوير شد رد پاي زيبايي از آيينهايي كه در قديم مانند نان شب و نماز، واجب و بر ذمه­ي مردمِ متعهدِ آن دوران بود ولي اين روزها به دست فراموشي سپرده شده­ است به چشم ميخورد. برپاييِ رسم زيباي گلريزان در زورخانه كه نه فقط جاي ورزش بلكه جاي ساختن اخلاق و خاكسار شدن است از آن دسته زيباييهايي است كه در داستان هست ولي وجودش آنچنان جزئي از موضوع اصلي نيست و بيشتر در دسته­ي فرعياتِ ماجرا قرار ميگيرد؛ همين رسم ميرَساند كه در قديم، همسايه از حالِ همسايه­اش چندان بيخبر نبود و كمتر پيش ميآمد بينش و فتوت پهلوانان از وجود نيازمندان غافل بماند و هر طور كه ميشد همه­ي مردان در مكان مقدسي به نام زورخانه كه چه بسا جاي تهذيب نفس است گرد ميآمدند و در حد وُسع، بدون اين كه نامي از انسان محتاج، برده شود به او كمك ميكردند و از اين راه به نوجوانانِ شهر هم ميآموختند كه بدانيد شما هم بايد روزي در اين آيينها دست به پيش ببريد و همين طور رسم حضور و مشاركتِ بيشترِ جوانان و مردان شهر در ورزشهاي زورخانه­اي و تعليم آداب پهلواني كه اين روزها جاي خود را بر اثر گذرِ ناجوانمردانه­ي زمان، سپرده است به چندي ورزشهاي ديگر كه چندان جاي چُنين ظرافتها و سادگيهايي را ندارد و آموختن ورزش كُشتي كه سرآمدِ ورزشهاي زمانه بوده است و اشاره­اي به رسم رايج در ميان استادان پهلوانِ كشتي­گير، مبني بر اين كه اغلب همه­ي فنون علم كُشتي را الا يك فن كاري به شاگرد ميآموختند و همان فن را در مبارزه بر حريف يا همان شاگرد، پياده ميكردند كه مبادا راه صدساله­ي پهلواني را يك­شبه بپيمايد بلكه بارها و بارها بر خاك گود افتد و زمين را بوسه زند تا از همين به­خاك­افتادنها همچون خاك شود و استاد ماهر در آداب كُشتي در حالي كه برنده­ي مبارزه بود خضوع را از ياد نميبُرد و پيروزي، مغرورش نميكرد؛ همين پهلوانان در خفا دست گرفتاران را بدون چشمداشتي ميگرفتند و در دل تاريكيِ شبها همراه و همكارِ كساني ميشدند كه فانوسهاي آويخته به ديوارِ كوي و برزن شهر را پيش از صلاي اذان صبح جمع ميكردند و شهر را آماده­ي استقبال از روز ميكردند يا همنشين كوچه­نشيني ميشدند كه نواي ني­نوازي­اش كوچه­ها را پر ميكرد از سوز غريبي كه هر رهگذري را در دلِ نيمه­شب به سوي خود ميكشانْد. اينها جزئي از فرعيات معنوي است كه با ظرافتي خاص در گوشه و كنار داستان به تصوير كشيده شد.

واقعگراييِ داستان را هميشه نبايد در موضوع آن جست بلكه بايد بافتِ آن را ديد. همچون قالي دستبافي كه نقش زيبايي دارد؛ نقشِ زيبا را جنس زيبا ميسازد؛ بايد نگريست كه تار و پود اين فرش از چيست؟ رنگها و اصالت آنها و جنس تار و پودهاست كه در كنار زيبايي ظاهر طرح ميآيد و باطنِ آن را به دل مينشانَد و گرانقدر ميكند. از جايي واقعگراييِ بافت اين داستان، نمايان بود كه بيشترِ مشاغل آن دوران در حد جالب توجّهي به چشم ميآمد.

عطار و پينه­دوز و آهنگر و مرشد و روحانيِ مدرس و جامه­دوز و قهوه­خانه­دار و فرش­فروش و قصاب و حمّامدار و تاجر و ... همه وُ همه در كنار هم جمع بودند و حضور هر يك از اين مشاغل و صاحبان آنها نمايان بود. چُنان كه چشم بيننده از بازار قديم فقط درازاي آن را نديد يا فقط نامش را نشنيد بلكه دكان عطاري و سفالفروشي و پينه­دوزي و قهوه­خانه و ... را كاملا لمس كرد و همه­ي آنها را پذيرفت چون از هر مؤلفه­اي همچون شهري واقعي در اين سريال، نمونه­اي گنجانده شد و از سوي ديگر، مكانها و بناهاي قديم كه اين روزها به تاريخ پيوسته­اند در آن خودنمايي كرد يعني آثاري چون كاروانسرا و حمام و بازار و دكانهايي كه در سرتاسر آن هست و مسجد و حسينيه و تكيه و حتي نحوه­ي مراسم عزاداري در ماه محرم. داستان، طوري تعريف شد كه بخشي از رخدادها در بازار و كاروانسرا و بخشي در زورخانه و حمام قديم و ديگر در حسينه و حتي در مكان مزارها و بيابانهاي گرداگردِ آن واقع شد؛ گويا كارگردان خوش­ذوق، دست بيننده را گرفت و او را با خود به خانه­هاي قديم و كوچه­هاي مسقف و محل كسب و كار و تجارتِ مردمِ آن سالهاي دور و ... برد كه از اين راه، اصالت را به ياد او آوَرَد؛ پس وجود نماهاي باز و گوناگوني فضاها به رنگين شدن و فراز و نشيبِ ماجَرا منجر شد و آن را از يكنواختي و بسته بودن دور كرد. ويژگيِ ممتاز اين سريال كه باعث شد بيننده، همه چيز را واقعي بپندارد اين بود كه شهري مناسبِ مكان فيلمبرداري انتخاب شد كه همه­ي نشانه­هاي مزبور را در دلِ خود داشت. همين كه كارگردان با اين كه شايد راه ديگري نداشت ولي فقط به استفاده از دكورهاي ساختگي و فيلمبرداري، تماما در شهرك سينمايي بسنده نكرد باعث شد كه طبيعت، جايگزينِ تصنع شود كه البته از روز روشنتر است كه طبيعت، باورپذير است يا تصنع؟ شهر كويري نايين به زيباترين وجه، گوياي تهرانِ قديم در حدود تقريبي كمتر از 180 سال پيش شد و زمانِ بعد از شهادت قائم­مقام فراهاني را با نشان دادن سياست ضعيف دستگاه قجري در همان داستاني كه ساخته و پرداخته­ي ذهن بود نمايان كرد و سياستِ دولتهاي روس و انگليس كه با بسياري از سنن ايراني در تضاد بودند در سفارتِ آنها نشان داده شد كه چه گونه از آب گِلي، ماهي ميگرفتند و تلاش ميكردند كه با كمك مهره­هاي اغواشده­ي داخلي از پشت به پيكر ايراني خنجر زنند.

(پهلوانان نميميرند) از بُعدِ فني و لطايف و ظرايفي كه در گوشه­گوشه­ي هنر فيلمسازي به كار ميرود داراي امتيازهاي ويژه­اي بود. روايت گذشته­هاي دور فقط با پوشاندن جامه­هاي قديم به بازيگر و نشاندنِ او بر اسب فراهم نميشود. نميتوان اثرِ جمله­ها و لحن و كلام را كه متأسفانه اخيرا در بسياري از سريالهاي تاريخي تماما ناديده گرفته ميشود انكار كرد؛ اين جا بود كه قدرت حسن فتحي در ديالوگ­نويسيِ نخستين اثر تاريخي­اش رو شد. شخصيتهايي كه در اين سريال بودند و فضاي حاكم در بين آنها و خلق و خوي نرم، ميانه يا تندِ آنها كاملا ميطلبيد كه كنايه­ها و ضرب­المثلها و واژه­هاي درشتي به زبان آورند به طوري كه در همه­ي گفت و گوها ضرب­المثل يا سخن كنايه­اي متناسب با آن نيز به زبان آمد؛ هر چند نويسندگيِ داستان سريال، كاملا بر عهده­ي كارگردان نبود ولي از جنس ديالوگها پيدا بود كه اين مهم را خودِ كارگردان كه در اين كار، زبانزد خاص و عام است و هميشه با خَلقِ گفت و گوهاي عاشقانه و فيلسوفانه و حكيمانه و ... بيننده را به حال درونيِ خود، نزديك و در آن غرق ميكند بر عهده داشته است.

خصيصه­ي ديگر، طنز موجود در سريال بود. در حالي در داستان، چندين نفر كشته شدند و به ظاهر در چُنين فضايي، وجودِ طنز ايجاب نميشد حسن فتحي با همان هنري كه در خلق طنزپردازيهاي غافلگيركننده دارد و پيش از اين نيز به آن اشاره شده است از اين خاصيت نيز بهره­گيري كرد؛

گفت وُ گوي گزمه­هاي مأمور حكومت با هم كه مثلا حافظ جان مردم بودند ولي حتي از پر زدنِ پرنده هم ميترسيدند و نوع حركات آنها آكنده از طنز بود و نيز فضاي حاكم بين (حشمت زرين) با مادرش كه كلامهاي طنز­آميزي ميگفت يا اتفاقي باعث ميشد كه حركاتش طنزآفرين شود در بسياري از گوشه­هاي داستان مشهود بود. تلفيق صحنه­هاي طنز در مراسم تخته­حوضي (سياهبازي) و كشته شدن پهلوان جواد در همان فضا گر چه بيننده را از حالي به حالِ ديگر ميبُرد و تكان ميداد ولي نشاني از اين جمله­ي معروف سعديِ خوش­سخن در آن بود كه (گنج وُ مار وُ گُل وُ خار وُ غم وُ شادي به همند.).   

در ابتدا سخن از خاكسار بودن پهلوانان به ميان رفت ولي بد نيست كه به آن چه در نقطه­ي مقابل اين صفت پسنديده قرار ميگيرد و در سريال نيز به شكل ديگري گنجانده شد اشاره­اي شود. هنگامي كه پهلوان جديدِ شهر، انتخاب يا پيشنِهاد ميشد همچنان بودند كساني كه از پهلواني به خاكساريِ آن نمي­انديشيدند و فقط خرقه و بازوبند و نام و جلالش را ميخواستند يعني آفتي كه از ديرباز تا كنون با بشر، بوده و هست و خواهد بود. نشاندن دو عنصر، خصيصه يا فردِ ضد وُ متفاوت با ديگري، نشان از اين بود كه همه چيز، يك­سويه و در جهتِ خوب نيست يا همه، آنچنان خوب نيستند. به گفتاري ديگر، همه­ي شخصيتها تمام­عيار و به تمام معنا مثبت نيستند و در درونشان كه گاه­گاهي رو ميشود و روي حسادت و كينه­ورزي­شان را آشكار ميكند انساني ديگر و متفاوت با انسانِ ظاهري­شان هستند. مسلما اگر قرار بود همه­ي شخصيتها مثبت و بي­كينه، ساخته و پرداخته شوند داستان از واقعيت دور ميشد و در آن صورت، مدينه­ي فاضله­اي را ترسيم ميكرد كه تا كنون واقعا در جهان چُنين اتفاقي نيفتاده است كه از آن الهام گيرند و بر اساسش يا با استناد به آن، فضايي مثبت در مثبت را نمايان كنند و البته همين تفاوتها بود كه بسياري از رخدادها را رقم زد؛

پس تضاد شخصيتها ركن ديگري از واقعيت­پردازيهاي اين اثرِ حسن فتحي به حساب ميآيد.

گر چه اين سريال، پُر از سكانسهاي زيبا و جلاخورده بود خالي از لطف نيست كه فعلا به مختصري از سكانسهاي پاياني و مفاهيم برگرفته از آن هم اشاره كرد. هنگامي كه دست قاتل رو شد و نهايتا با ضرب گلوله به خاك ­افتاد، فرزند پهلوان خليل با اين كه منتقم خون پدر و ديگران بود لحظه­اي قاتل نادم را در آغوش گرفت و گويا دلش با همه­ي ظلمي كه در حق او و كساني چون او شد به رحم آمد؛ همين رفتار به­تنهايي نشان از جوانمرديِ پهلوان اول شهر است كه بارِ گذشت در باطنش بيش از بار كينه است و شايد اصلا كينه­اي نباشد.

همچنان كه همه­ي هنرمندانِ بازيگرِ اين اثر به­ويژه پيشكسوتان تئاتر كه عهده­دارِ ايفاي برخي از شخصيتهاي اصلي سريال بودند از هر نظر، زيبا بازي كردند، دوبلاژ به اين زيبايي، جلوه­ي ديگري بخشيد و صداي ماندگار گويندگان، روح ديگري در آن دميد. قطعا آنان كه ظرافتهاي هنر و مهارت دشوارِ گويندگي و دوبلاژ را ميدانند پي برده­اند كه صداگذاري اين سريال كه به سبب مختصاتي چون گفت و گوهاي تند و تيز و حتي نوع چهره­پردازي شخصيتها ايجاب ميشد بيشك جزءِ آثار بينظير محسوب ميشود.

صداهايي به فراخور چهره­ي شخصيت، محكم و خشن يا چون صداي حكيمان، با صلابت و اطمينان قلبي.

در پايان اگر موضوع اصليِ داستان و جزئيات و فرعياتش را در دو كفه­ي ترازو قرار دهيم، كفه­ي فرعيات سنگينتر نباشد قطعا با ديگري هموزن است و اين يعني، چه قدر نگاهِ كارگردان به جزئيات و ريزه­كاريهاي فيلمنامه، دقيق است و با همين دقتِ زايد­الوصف به حقيقت، نزديك ميشود چه در نماياندن بهترين بازي از هنرمند، چه در ديالوگ­نويسي و طرحريزي فيلمنامه و چه در مصور كردن و يافتن گنجهاي گمشده­ي تاريخ.     

محمدرضا قاسمي      

پی نوشت : نقد قبلی تکراری بود و من اشتباهاً آن را مجدد نمایش دادم. مطلب فوق اصلاح شد و نقد سریال پهلوانان نمیمیرند به قلم اقای قاسمی است. دوستان منتظر نقدها و نظرات شما بر نقد آقای قاسمی هستیم.

با تشکر

دانلود مستند میوه ممنوعه

 

لینک دانلود مستند سریال میوه ممنوعه از سری مجموعه های یک فیلم یک تجربه به کارگردانی آقای پوریا رفیعی کهدر تاریخ 12/6/88 از شبکه 4 سیما پخش شده.

با تشکر از پریشان عزیز 

بخش 1

بخش 2

بخش 3

بخش 4

بخش 5

بخش 6

بخش 7

بخش 8

بخش 9

چند مصاحبه ی قدیمی از سریال پهلوانان نمیمیرند.

مصاحبه با حسن فتحی در رابطه با مجموعه ی پهلوانان نمیمیرند 

مصاحبه با حسن فتحی کارگردان مجموعه پهلوانان نمیمیرند

مصاحبه ها توسط سارای عزیز ارسال شده و فایل آن به صورت Zip قرار داده شده که خواندنش خالی از لطف نیست.

با تشکر از سارای عزیز

انصراف حسن فتحی از ساخت «دزدان دریایی خلیج عدن» و پخش مجدد سریال مدار صفر درجه

 
[تصویر: rqjkigj93v3u53ogv70.jpg]
 
حسن فتحی از ساخت فیلم سینمایی «دزدان دریایی خلیج عدن» اعلام انصراف كرد.
این كارگردان گفت: سال گذشته قرار بود فیلم سینمایی «دزدان دریایی خلیج عدن» را بسازم و امسال قرار شد در كنار یك فیلم سینمایی، یك مجموعه ۱۳ قسمتی هم از این كار ساخته شود اما از ساخت آن انصراف دادم.
فتحی درباره دلایلش برای انصراف از ساخت این اثر، توضیح داد: به علت خستگی و مشكلات شخصی بهتر دیدم ساخت این فیلم به شخص دیگری واگذار شود.... / خبرگزارى ايسنا
 

سریال مدار صفر درجه از تاریخ ۱۹ مهر شیکه جام جم کانالهای او ۲و ۳ تو ساعت های مختلف هر روز در حال پخش است . جام جم ۱ ساعت ۴:۳۰ صبح ، جام جم ۲ ساعت ۱۲ظهر و جام جم ۳ ساعت ۲۱.

  با سپاس از ماه منیر و پریشان همراهان همیشگی و عزیز  وبلاگ

نظر آقای فتحی در مورد جدایی نادر از سیمین: به خودمان ببالیم

 

 

 

نسخه‌های نمایش خانگی فیلم جدایی نادر از سیمین از سیزدهم مهر ماه در فروشگاه‌های محصولات فرهنگی توزیع شده است. حسن فتحی در این یادداشت نظرش را در مورد این فیلم تحسین شده بیان کرده است.

همشهری 24/ شماره 15/ حسن فتحی:

به خودمان ببالیم

آخرین فیلم اصغر فرهادی به باور راقم این سطور، یکی از آثار کم‌نظیر سینمای ایران در دهه‌ی گذشته است. شاید بیراهه نباشد که فیلم درخشان فرهادی را به‌چالش‌کشیدن قضاوت انسانی در مواجهه با موقعیت‌های پیچیده و دشوار زندگی روزمره بدانیم.

فیلم فرهادی در خلال قصه‌ی سرشار از جزئیات‌پردازی خویش، به طور ضمنی، جهل و ساده‌انگاری آن گروه از آدمیان را که خام‌دستانه درباره‌ی رفتار و کردار افراد بر مسند قضاوت می‌نشینند و حکم صادر می‌کنند به باد طعن و ملامت می‌گیرد و به ما یادآور می‌شود که دنیای پیچیده‌ی انسانی را با اظهارنظرهای ساده‌لوحانه به قضاوت ننشینیم.

 

آنچه که ما را پس از دیدن فیلم فرهادی شوکه می‌کند این است که آدم‌های قصه‌ی او را می‌شناسیم، در همسایگی خودمان، در محل کارمان، در مراودات اجتماعی‌مان از کنار این آدم‌ها به سلام‌وعلیکی شتاب‌زده می‌گذریم بی‌آن‌که تأمل و توقفی در رنج و درد و مرارت‌های زندگی‌شان داشته باشیم. فیلم فرهادی وجدان خواب‌آلوده‌ی ما را به چالش می‌کشد. وجدانی که بنا به هر دلیل موجه و غیرموجهی به نحو بی‌حس و کرخت‌شده‌ای از کنار رنج‌های زندگی روزمره‌ی مردمان پیرامونمان بی‌تفاوت عبور می‌کند.

 

جدایی نادر از سیمین تنها حکایت جدایی نادر از سیمین نیست، داستان جدایی و شکاف دم‌افزون نسل‌ها و اقشار و طبقات یک جامعه از یکدیگر هم هست. داستان زوال و فروپاشی اخلاق در اجتماعی است که بسیاری در آن سنگ اخلاق را بر سینه می‌زنند.

فیلم فرهادی که معتبرترین جایزه‌ی یکی از معتبرترین جشنواره‌های جهانی را در برلین نصیب خود کرد، به‌حدی در طراحی و ساختار فیلمنامه، کارگردانی، بازیگری، و سایر جنبه‌های فنی، موفق و چشمگیر عمل کرده است که نوید آن را می‌دهد که علاوه بر دریافت جوایز دیگر جشنواره‌ای، اولین اسکار تاریخ سینمای ایران را به احتمال زیاد نصیب خود کند.

 

جدایی نادر از سیمین بی‌تردید استانداردهای آثار ملودرام را در سینمای ایران ارتقا بخشیده است. این در حالی است که فیلم، در بی‌طرفی احترام‌برانگیز خود نسبت به شخصیت‌های قصه‌‌اش، تنه به تنه‌ی اثری مبتنی بر ژانر تراژدی می‌زند.

شاید به همین خاطر است که برخی اهالی سینما در قضاوتی شتاب‌زده فیلم فرهادی را فیلمی تلخ و یأس‌آلود و بدبینانه قلمداد می‌کنند. به نظر می‌رسد چنین قضاوتی ناشی از عدم درک درست از ژانر تراژدی است، و شاید آن‌که صاحبان چنین قضاوتی اساسا رویکرد اخلاقی ژانر تراژدی را که به نحو تحسین‌برانگیزی توسط فیلسوف آلمانی هگل، به تفسیر کشیده شده است، برنمی‌تابند.

 

جدایی نادر از سیمین تلاش می‌کند با لایه‌های عمیق‌تر وجود مخاطبان خود به گفت‌وگو بنشیند و صحنه‌هایی از زندگی روزمره را با تمام جزئیات تلخ آن با آنها مرور کند تا شاید مخاطب فیلم، شده برای لحظاتی و روزهایی، از وجه روزمره و آشفته و در خویش گرفتار وجود خود فاصله بگیرد، و با دقت و عمق بیشتری به رویدادهای پیرامون خود توجه کند.

اکنون روا و سزاست به احترام اصغر فرهادی به عنوان کارگردانی که مایه‌ی مباهات سینمای ما است، بایستیم و کلاه از سر برداریم، و صمیمانه‌ترین آرزوهای قلبی خود را نثار هنرمندانی کنیم که از داشتن آنها می‌توانیم به خود ببالیم.

سری جدید یک فیلم یک تجربه و سومین هفته ی فیلم ترکیه

سری چهارم مجموعه مستند"یک فیلم یک تجربه" به تهیه کنندگی ناهید دل آگاه به زودی از شبکه چهارم سیما پخش می‌‌شود.
به گزارش خبرنگا مهر، سری چهارم از مجموعه مستند "یک فیلم یک تجربه" به تهیه کنندگی ناهید‌ دل آگاه اواخرمهرماه از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. این مجموعه مستندهایی را درباره فیلمها و مجموعه های موفق تولید می‌کند
سری جدید این مجموعه به فیلمها و سریالهایی از جمله" پابرهنه در بهشت" به کارگردانی بهرام توکلی، "یک بار برای همیشه" سیروس الوند، "جهان پهلوان تختی" فیلم ناتمام مرحوم علی حاتمی، "میرزا کوچک خان" به کارگردانی بهروز افخمی، "در چشم باد" مسعود جعفری جوزانی، "مدار صفر درجه" حسن فتحی و... می‌پردازد.
مجموعه "یک فیلم یک تجربه" پنجشنبه‌ها از شبکه چهار سیما پخش می‌شود.

به نقل از خبرگزاری مهر

باتشکر از ماه منیر عزیز

پس از استقبال گسترده مردم ترکیه از نمایش فیلم‌های سینمایی ایران، موسسه رسانه‌های تصویری سومین هفته فیلم ایران را این بار در استانبول ترکیه برگزار می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، هفته فیلم ایران با نمایش برگزیده‌ای از فیلم‌های کشورمان از ۱۸ مهر ماه سال جاری به مدت یک هفته در استانبول ترکیه آغاز می‌شود.


این هفته فیلم به همت موسسه رسانه‌های تصویری و با همکاری رایزنی فرهنگی کشورمان در استانبول، انجمن هنرمندان و شهرداری این شهر برپا خواهد شد.
 
در سومین هفته فیلم ایران، فیلم‌های سینمایی "یوسف پیامبر(ع)" ساخته فرج الله سلحشور، "کنعان" مانی حقیقی، "روز شیطان" بهروز افخمی، "حس پنهان" رزاق کریمی، "حقیقت گمشده" محمد احمدی ، "ایستگاه بهشت" نادر مقدس، "آل" بهرام بهرامیان، "پستچی سه بار در نمی زند" حسن فتحی، "دوزخ، برزخ ، بهشت" بیژن میر باقری و "امشب شبه مهتابه" محمد هادی کریمی با حضور برخی عوامل این فیلم‌ها برای دوستداران سینمای ایران اکران خواهد شد.
 
این فیلم ها با زیرنویس ترکی استانبولی در دو سانس در سالن طارق ظفر تونایا واقع در خیابان استقلال شهر استانبول به نمایش گذاشته می شود.
 
موسسه رسانه‌های تصویری پیشتر نیز به منظور نمایش آثار سینمایی ایران در کشورهای منطقه و بسترسازی برای جذب مشارکت و سرمایه‌گذاری خارجی دو هفته فیلم دیگر در شهرهای  وان و بورسا این کشور برگزار کرده و در نظر دارد به زودی هفته فیلم دیگری نیز در شهر ازمیر این کشور برگزار کند.

ضمنا طبق اعلام خبرگزاری برنا لیست مجموعه های باز پخشی شبکه ی ۲ سیما پس از سریال شهریار به شرح ذیل میباشد: « دلیران تنگستان» به کارگردانی و تهیه کنندگی همایون شهنواز، « آخرین گناه » با بازی حمید رضا پگاه ، جمشید مشایخی ، لیلا اوتادی ، اشکان خطیبی ، مینا لاکانی ،
« میوه ممنوعه» ساخته حسن فتحی از مجموعه های باز پخش شبکه دو سیما می باشند که پس از مجموعه « شهریار» به ترتیب در شب های زیبای پاییزی به تداعی خاطرات گذشته بینندگان می پردازند .

ضرورت حمایت از بنیادهای فرهنگی در مراسم بزرگداشت هفتاد و دومین زاد روز تولد اکبر رادی

 

رضا آشفته:
بنیاد اکبر رادی به مناسبت هفتاد و دومین زادروز تولد این نمایشنامه‌نویس بزرگ معاصر، از فرانه کابلی، ایرج راد، هادی مرزبان، مسعود دلخواه، مجید سرسنگی، مهندس فیاضی (مدیر نشر قطره)، فرزاد تقی‌ لر (فیلمساز) تجلیل کرد.
به گزارش سایت ایران تئاتر، در این مراسم که شامگاه جمعه 8 مهرماه در تالار جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد،
فردوس کاویانی، محمدرضا خاکی، حسن فتحی، محمد امیریاراحمدی، سیروس همتی و بهروز بقایی حضور داشتند.
درد عشق
در ابتدا ضمن پخش قسمتی از نمایش "شب روی سنگ‌فرش خیس" کار
هادی مرزبان، جمشید مشایخی درمقام بازیگر و اولین سخنران پا بر صحنه گذاشت. او با اشاره به بیت شعری از مولانا  به بیان  خاطره ای پرداخت که به دلیل دور بودن از صحنه، زمانی که هادی مرزبان از او دعوت به کار می‌کند تا در نمایش "شب روی سنگ‌فرش خیس" در سال 1378 بازی کند، از این کارگردان می‌خواهد که پیش از آغاز تمرینات با جمع به مدت یک ماه تا بیست روز با او تمرین کند تا بتواند به گروه برسد. به همین دلیل بازی در تئاتر سخت است و هرکسی نمی‌تواند خاک صحنه را بخورد.
بعد بخشی کوتاه از خانمچه و مهتابی کار مسعوددلخواه پخش شد که اردیبهشت و خرداد 90 درتالار چهارسو اجرا شده بود.
  برنامه بنیاد  
فریندخت زاهدی، استاد دانشگاه و عضو هیات مدیره بنیاد
اکبر رادی دومین سخنران بود. او طی ارائه مقاله‌ای به ضرورت‌های راه‌اندازی بنیادهای فرهنگی در سراسر جهان و اهداف و برنامه‌هایشان پرداخت. او با اشاره به فعالیت گسترده بنیادهایی در ایرلند، یوجین اونیل در آمریکا، چخوف در روسیه، ایبسن در نروژ، پیراندللو در ایتالیا، و استریندبرگ در سوئد بر این نکته تاکید کرد که حتا در آفریقای جنوبی و در چندین کشور کوچک که از سابقه کم‌تر فرهنگی برخوردارند، چنین بنیادهای فرهنگی به وفور دیده می‌شود؛ اما در ایران هنوز برای اولین بنیاد فرهنگی و به نام اکبر رادی مجوزی صادر نشده و این بنیادبه دلیل نداشتن مکان ثابت برای تداوم برنامه‌هایش، ناتوان مانده است.
زاهدی در ادامه با یادآوری این نکته که منتقدان برجسته ادبی اعتراف کرده‌اند به هیچ وجه با ادبیات نمایشی معاصر ما آشنایی ندارند بنابراین نیاز است که با راه‌اندازی بنیادی مانند
اکبر رادی در شناساندن ادبیات نمایشی معاصر ایران کوشش شود. در بنیاد اکبر رادی نیز هدف این است که تحقیقات بسیار گسترده درباره آثار این نویسنده که در دوره‌های مختلف انجام شده گردآوری شود. همچنین تحقیقی شود که رادی چه آثاری را مورد مطالعه قرار داده و از چه کسانی تاثیر گرفته است. همچنین در ایران چه کسانی تحت تاثیر اکبر  رادی بوده‌اند. همچنین از منظر روان‌شناختی، جامعه‌شناختی، زیبایی‌شناختی، و ساختارشناسی آثار او مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

این پژوهشگر تاکید کرد: چنانچه در دنیا مرسوم است که این بنیادها جشنواره کوچک و بزرگ تئاتری با موضوع آثار نویسندگان برگزار می‌کنند، بنیاد رادی نیز باید بتواند در برگزاری یک جشنواره کوشا شده و بتواند در جهت ترجمه آثار رادی به زبان‌های زنده دنیا برنامه‌ریزی کند. این در حالی است که هنوز این بنیاد ثبت نشده و در عین حال هر ساله تعداد زیادی بازیگر و کارگردان آثار رادی را کار می‌کنند و استادان دانشگاه در سر کلاس‌ها آثارش را نقد و تحلیل می‌کنند. این استاد دانشگاه در ادامه از مسوولان درخواست کرد که برای راه‌اندازی این بنیاد مکان مستقلی را در نظر بگیرند.
اولین بنیاد ادبی ایران
شهرام کرمی عضو بنیاد رادی نیز به تاریخچه فعالیت‌های این بنیاد و گزارش کار آن پرداخت. وی گفت: این بنیاد در سال 87 و در اولین سالگرد درگذشت مرحوم رادی تشکیل شد و بنابر خواست علاقه‌مندان و دوستداران اکبر رادی چنین بنیادی وارد فعالیت‌های لازم خود نیز شده است. فعلن هم به همت حمیده بانو عنقاء همسر اکبر رادی به صورت ماهیانه جلساتی در منزل نویسنده برگزار می‌شود. او در ضمن اظهار امیدواری کرد که تا یک سال آینده اولین بنیاد ادبی ایران شکل بگیرد. در این بنیاد فرامرز طالبی، عطاءالله کوپال، فریندخت زاهدی، مسعود دلخواه، شکرخدا گودرزی، هادی مرزبان و شهرام کرمی عضو هستند.

وی افزود: این بنیاد تاکنون موفق به برگزاری اولین دوره مسابقه مقاله‌نویسی در سال 89 شده وتاکنون اساس‌نامه و صلاحیت اعضایش نیز تصویب شده است. همچنین درصدد هستیم که هر ساله در سالروز جشن تولد رادی مراسم یادبودی را برگزار کنیم. علاوه بر گردآوری پژوهش در ارتباط با آثار رادی در سال‌های اخیر مسابقه ادبی به نام رادی و زیر نظر نهادهای مختلف برگزار شده است. آخرین نهاد هم اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان است که مسابقه نمایشنامه‌نویسی را تحت عنوان "وزنه آبی" در حال برگزاری دارد. همچنین این بنیاد درصدد است تا تمام نامه‌ها، و دست‌خط‌‌های رادی را گردآوری کند.
حمایت از بنیاد رادی
مجید سرسنگی، مدیر خانه هنرمندان ایران ضمن تاکید بر حمایت از بنیاد اکبر رادی بر مقام شامخ این نمایشنامه‌نویس اشاره کرد و گفت:« همه ما باید کمک کنیم چراکه حمایت از بنیاد رادی، حمایت از جامعه نمایشنامه‌نویسان کشور خواهد بود.»
وی همچنین به حمایت از بنیاد برای گرفتن مجوز و داشتن یک مکان مستقل و دائمی اشاره کرد و به شورای عالی خانه هنرمندان ایران پرداخت که در برنامه‌های خود حمایت از سازمان‌های مردم نهاد (ngo ) را قرار داده است. همچنین سروسامان گرفتن بنیاد رادی را از جمله آرزوهای قلبی خود دانست و اعلام کرد که واحد پژوهش خانه هنرمندان ایران می‌تواند از پژوهش‌های انجام شده پیرامون
اکبر رادی حمایت کرده و بعد از گرفتن مجوز در انتشار این مجموعه همکاری کند.
شرایط بهتر
حمیده بانو عنقا همسر رادی نیز در ادامه برنامه از فعالیت اعضای بنیاد رادی تشکر کرد و اظهار امیدواری کرد که سال آینده با همین جمع و در شرایط بهتر بتوانند در جشن  زادروز
اکبر رادی شرکت کنند.
در این مراسم همچنین بریده‌ای از نمایش "خانمچه و مهتابی" کار
هادی مرزبان و بریده‌ای از تئاترهایی که فرزانه کابلی و ایرج راد در آن ها بازی کرده‌اند، پخش شد.

فیلمبرداری فیلم تازه حسن فتحی، شب گذشته در فرانسه به پایان رسید

 

کافه سینما-خبرنگار خصوصی: فیلمبرداری تازه‌ترین فیلم حسن فتحی شب گذشته در فرانسه به پایان رسید. هدیه تهرانی و گروهی از بازیگران غیر ایرانی در این فیلم بازی می‌کنند. پیش از این در خبرها آمده بود که فتحی فیلمی درباره دزدان دریایی خلیج عدن می‌سازد اما او بالاخره سر از این پروژه درآورد. فیلم تازه فتحی برای نمایش به جشنواره فیلم فجر امسال خواهد رسید.

 

با تشکر از ماه منیر و مرضیه ی عزیز