پيشنهاد ميكنم حتمأ بخونيد !
 
 
چند ثانیه قبل از ضبط ، موبایل یکی از هنروران زنگ می خورد و مردانه به آن هنرور تذکر می دهد که گوشی اش را خاموش کند. فتحی می گوید: «اشکال نداره بذار زندگی توش جریان داشته باشه» و همان لحظه فتحی یادش می آید که در کلانتری موبایل ها را می گیرند و این جمله او موجب خنده خودش و عوامل می شود.
 
 
مجموعه تلویزیونی «در مسیر زاینده​رود»
 
باشگاه جوانی برنا/محمدرضا طارمی


در روزهای گرم تابستان،حسن فتحی و گروه اش مشغول ضبط سکانس های لوکیشن کلانتری سریال «در مسیر زاینده رود» هستند. برای گرفتن گزارش پشت صحنه از این مجموعه، با هماهنگی های رسول صادقی (روابط عمومی) و علی مردانه (دستیار اول کارگردان)، به کلانتری 127 ونک می رویم و ساعت 13 به لوکشین مورد نظر می رسیم.

برخی از عوامل در سالن پایین کلانتری حضور داشتند، ولی مشخص بود که اکثر عوامل در طبقه دوم مشغول ضبط سکانس ها هستند. اتاق گریم و لباس ها و وسایل صحنه در یکی از اتاق های بزرگ طبقه اول واقع شده است.

مسعود رایگان برای تمرین دیالوگ هایش از اتاق گریم بیرون می آید و به حیاط کلانتری می رود. مردمی که برای انجام امورشان به کلانتری مراجعه کرده اند، او را می شناسند و با او سلام و احوال پرسی می کنند. کارمندان و پرسنل کلانتری مشغول کارهای روزانه خود هستند.

گروه کارگردانی به همراه خسرو کیوان مهر(صدابردار) در راه روی کلانتری پشت مانیتور نشسته اند. فیلمبرداری داخل یکی از اتاق های کلانتری است و حسن فتحی به داخل اتاق رفته تا سکانس را برای بازیگران بیشتر توضیح دهد.

چون فضای اتاق کم است، بیشترعوامل بیرون از اتاق حضور دارند. فتحی از اتاق بیرون می آید. با او سلام و علیکی می کنیم. از لابه لای درب اتاق می شود فهمید که در سکانس مورد نظر اشکان خطیبی و مهدی سلطانی (حاج بهزاد) نقش آفرینی می کنند.

خطیبی چند لحظه از اتاق بیرون می آید و سوالاتی را از فتحی می کند و فتحی ادای همان کاری را می خواهد، در می آورد. «کاظم کولر را خاموش کن» این صدای حسن فتحی است که موقع شروع ضبط شنیده می شود و بعد از دادن کات فرمان روشن شدن کولر توسط او صادر می شود.

ضبط پلان ها سریع توسط فتحی کات داده می شود و این کارگردان با وسواس خاصی کار را دنبال می کند. صداهایی که از درون اتاق شنیده می شوند از این قبیل هستند: «شما خودتو نگاه نکن پهلوونی - می کشیش».

فتحی باز هم درب اتاق را باز می کند و توضیحاتی را به بازیگرش می دهد: «بین جملاتت مکث نکن». کارگردان سریال «میوه ممنوعه» خیلی آرام و صمیمی با بازیگرش رفتار می کند.


یکی از پرسنل های کلانتری از اتاقش بیرون می آید و از فتحی می پرسد که می تواند کولر را روشن کند یا نه و فتحی می گوید آره عزیزم.

برداشت از این پلان، بارها و بارها تکرار می شود و فتحی بعد از هر کات درب اتاق را باز می کند و به بازیگرانش توضیح می دهد. گروه تدارکات مشغول آوردن ناهار گروه به طبقه دوم هستند.

فتحی کات نهایی را می دهد و اشکان خطیبی به همراه مهدی سلطانی و دیگر عوامل برای استراحت از اتاق بیرون می آیند. جای دوربین ها باید توسط گروه فیلمبرداری عوض شود. فتحی با احمدی (مدیر فیلمبرداری) مشغول صحبت می شود. «ببین یه پیشنهاد برات دارم»؛ این جمله ای است که فتحی به احمدی می گوید.

فتحی به سر جایش بر می گردد. در مدت آماده شدن صحنه با حسن فتحی عزیز در مورد بازی های جام جهانی، باخت آلمان، نمایش بازی ها در پردیس های سینمایی و ... صحبت می کنیم.

چون با فتحی راجع به کارش نمی توان حرفی زد و آدم ترجیح می دهد که در زمینه های دیگر از دانش این کارگردان خوش سخن سینمای ایران لذت بهره ببرد. به قول یکی از دوستان حسن فتحی می بایست خواننده شود!

جای دوربین عوض می شود و این بار دوربین نمای درب اتاق و پشت آن را می گیرد. در روی صندلی ای پشت دیوار کادر نشسته ایم و یکی از افسران کلانتری با پرونده ای نارنجی رو به روی من ایستاده است که باید موقع شروع ضبط از جلوی دوربین رد شود.


برای فتحی سوالی قضایی و قانونی در حیطه فیلمنامه پیش می آید که برای جواب آن پیش سرهنگ کلانتری می رود.

ساعت 13:40 است. در طبقه دوم گروه با دستور فتحی مشغول تمرین شده اند و در طبقه اول مسعود رایگان و حسین محجوب در اتاق گریم نشسته اند. گریم محجوب گریم متفاوت و جالبی است.

ساعت 13:50 گروه توسط دستیار کارگردان به ناهار دعوت می شوند و همه عوامل به نمازخانه کلانتری برای صرف ناهار می روند. فتحی روی صندلی ای تنها در راه روی کلانتری نشسته و به نظر بسیار خسته می آید و می شود حدس زد که مشغول تجسم صحنه های بعد در ذهن خود است.

در موقع ناهار ضیایی، رایگان و خطیبی مشغول صحبت درباره ضربه وارد شده به سر خطیبی هستند. گویا سر خطیبی صبح آن روز به کنتور برق برخورد کرده است. برخی از عوامل بعد از ناهار مشغول خواندن نماز می شوند.

ساعت 14:50 گروه آماده فیلمبرداری می شوند. فتحی روی چهارپایه نشسته و جلوی صورتش را گرفته و به شدت خسته است و از مردانه بابت آماده نبودن صحنه گله می کند. «چرا می گین آماده ایم ولی آماده نیستید»!

ضبط این پلان در سه برداشت تمام می شود. فتحی و دستیارانش به طبقه اول کلانتری می روند و در مورد سکانسی که قرار است در طبقه اول گرفته شود مشغول بحث می شوند. در اتاق گریم چهره هومن برق نورد به چشم می خورد که گویا امروز بازی ندارد و برای کار دیگری به جمع گروه ملحق شده است. همه بازیگران در اتاق گریم و مشغول صحبت با یکدیگر هستند.

فتحی به گروه تصویربرداری می گوید که ریل ها را در محل مورد نظر بچینند. گروه صحنه و دوربین که زحمت زیادی می کشیدند، لوازم مربوط به صحنه و فیلمبرداری را طبقه دوم به طبقه اول می آورند. مردانه مشغول خواندن دیالوگ ها و چک کردن آنها با فتحی می شود. علی هاشمی (دستیار دوم کارگردان) مشغول چیدن هنروران در صحنه می شود. فتحی برای رایگان، محجوب و سلطانی شروع به توضیح دادن می کند و بازیگرش را با عزیزم صدا می زند.

***

ساعت 15:35 تمرین آغاز می شود. در این پلان باید مهدی سلطانی از پله ها با عصبانیت پایین بیایید و از درب کلانتری خارج شود و پشت سر آن حسین محجوب وارد کلانتری شود و از پله ها بالا برود و در ادامه مسعود رایگان به بالا رفتن محجوب نگاه کند و دنبال سلطانی از کلانتری بیرون برود.

محجوب از فتحی می پرسد: «لازم نیست نشان دهیم که من با بهزاد حرف می زنم؟» و فتحی در جواب می گوید: «بذار مخاطب خودش تخیل کنه».

فتحی حتی جای قرار گرفتن هر یک از هنروران، نوع حرکت و تعداد شان را به دقت زیر نظر دارد. فتحی به سلطانی می گوید که دستش را با محکم روی نرده ها بگذارد و پایش را محکم به زمین بکوبد تا عصبانیتش نمایان شود.

گروه صحنه روی سر یکی از هنروران مرد، خون درست کرده اند و دستمالی را روی سرش گذاشته اند. و در این پلان باید این زن این مرد در کنار مرد و یک افسر راه برود و دیالوگ هایی را ادا کند. فتحی مشغول تمرین با هنروران می شود. پس از دوبار تمرین ساعت 16 فتحی دستور ضبط را صادر می کند.

چند ثانیه قبل از ضبط موبایل یکی از هنروران زنگ می خورد و مردانه به آن هنرور تذکر می دهد که گوشی اش را خاموش کند. فتحی می گوید: «اشکال نداره بذار زندگی توش جریان داشته باشه» و همان لحظه فتحی یادش می آید که در کلانتری موبایل ها را می گیرند و این جمله او موجب خنده خودش و عوامل می شود.

در موقع ضبط فتحی دو دستش بالا گرفته است برای ورود بازیگران، یک دستش را هنگام ورود هنروری که روی سرش خون ریخته پایین می آورد و دیگری را موقع ورود محجوب (ملک منصور).

ضبط آغاز می شود و فتحی پس از اتمام بازی ها کات می دهد و می گوید قابل قبول نیست. خستگی در صورت فتحی موج می زند. ضبط دوباره آغاز می شود و علی مردانه،محمدکاظم محمودی را هم به داخل هنروران هل می دهد که در کادر حرکت کند.

خانمی که باید نقش کسی را که گریه می کند بازی کند با صلاح دید کارگردان عوض می شود.فتحی به هنرورش صحبت می کند به آن خانمی که باید گریه کند می گوید: «خوب گریه کن دیگه، گریه کردن برای خانوم ها سخت نیست که».

مهرداد ضیایی که یکی از نقش های فیلم را عهده دار است، در واقع مترجم لهجه اصفهانی هنروران و بازیگران هم است و به گونه ای نقش بازیگردان را هم ایفا می کند. ضبط این سکانس هم تمام می شود. گروه آماده ضبط سکانس بعدی می شوند.

در این سکانس باید محجوب با عصبانیت از پله ها پایین بیاید، و بعد با مهدی سلطانی و مهدی ضیایی رو به رو می شود و با عصبانیت از کلانتری خارج می شود. سپس ضیایی با سلطانی یک سری دیالوگ ها را می گویند و ضیایی از کلانتری بیرون می رود و سپس رایگان با سلطانی وارد مذاکره می شود.


گروه کارگردانی با مانیتورشان داخل اتاق گریم قرار می گیرند. گروه فیلمبرداری مشغول آماده کردن صحنه می شوند. تقریبا همه گروه در اتاق گریم طبقه اول کلانتری ونک حضور دارند. فتحی مدام دستش را روی صورتش می گذارد و استراحت می کند. ساعت 16:50 فتحی اعلام شروع تمرین می کند.

بین تمرین فتحی به صحنه می رود و برای سلطانی و رایگان یک جای را روی زمین علامت می زند که در آنجا بایستند و دیالوگ های شان را بگویند. مردانه و هاشمی مشغول چیدمان بازیگران می شوند. فتحی هنرورش را با کلمه "عزیزم" خطاب می کند.

ساعت 17:05 ضبط آغاز می شود. در برداشت اول هنرور همزمان با ضیایی وارد صحنه می شود و فتحی کات می دهد. در برداشت دوم هم یکی از هنروران بعد از ورود به صحنه به جای خارج شدن از کادر گوشه صحنه می ایستد که موجب قطع شدن ضبط می شود. فتحی: «ای بابا خانم چرا می ایستی؟»

فتحی که خستگی زیادی دارد، کمی عصبی می شود. با این حال سعی می کند که بهترین شکل با گروه برخورد کند. برداشت سوم قابل قبول است ولی فتحی ترجیح می دهد که برداشتی دیگری هم گرفته شود.

برداشت چهارم هم خوب است ولی انگار صدای ضبط شده،کیوان مهر مشکلی وجود دارد و ضبط برداشت پنجم آغاز می شود. فتحی دیالوگ های سکانس قبل را برای محجوب بلند تکرار می کند تا از بازیگرش حس عصبانیت را بگیرد. خلاصه ضبط این پلان در ساعت 17:30 تمام می شود.


گروه دوباره وسایل فیلمبرداری و صحنه را به طبقه دوم کلانتری می برند. ساعت 18:30 پس از آماده شدن صحنه، استراحت گروه و تصحیح فیلمنامه توسط فتحی، گروه در همان اتاق طبقه دوم کلانتری مشغول کار می شوند. در این سکانس مسعود رایگان و اشکان خطیبی ایفای نقش می کنند. ساعت 18:55 ضبط این سکانس شروع می شود.

حسین محجوب که بازی اش امروز تمام شده است، گریمش را پاک کرده و آماده رفتن شده است. فتحی در توضیح به رایگان و درآوردن حس رایگان بلند داد می زند: «خون خونتو می خوره از دست این پسره بی شعور نفهم!» حسن فتحی برای بازی گرفتن از بازیگرش کارهای جالبی می کند!

ساعت 19:30  از گروه «در مسیر زاینده رود» خداحافظی می کنم و از کلانتری بیرون می آییم و در هنگام بیرون آمدن به اتفاقات و پرونده های عجیبی که آن روز در آن کلانتری اتفاق افتاده بود فکر می کنیم.
 
به نقل از خبرگزاری برنا