مقاله ي دكتر دارابي «وقتي ايران تنها تهران نيست»
در اولين جلسه نمايش فيلم انجمن تهيهكنندگان سينماي مستند؛
مستند «سفر ناتمام» حسن فتحي در سينما آزادي روي پرده ميرود
خبرگزاري فارس: انجمن تهيهكنندگان سينماي مستند ايران اولين نمايش خود در سال جديد را با فيلم مستند «سفر ناتمام» آغاز ميكند.

به گزارش خبرگزاري فارس، انجمن تهيهكنندگان سينماي مستند ايران اولين نمايش خود در سال جديد را با فيلم مستند «سفر ناتمام» به مناسبت سالروز تولد نادر ابراهيمي روز چهارشنبه 17 فروردينماه در سينما آزادي آغاز ميكند.
بر اساس اين گزارش، «سفر ناتمام» مستندي است درباره نادر ابراهيمي ساخته «حسن فتحي» كه با حضور بهناز جعفري و تهيهكنندگي محمد داودي ساخته شده است.
***************************
جام جم
«وقتي ايران تنها تهران نيست» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم دكتر علي دارابي است كه در آن ميخوانيد:
يكي از اشكالات سريالها و توليدات نمايشي كه در سينما و تلويزيون همواره تداوم داشته است حاكميت تفكر تهراننشيني و پايتختمحوري بوده است.
در چند سال اخير رسانه ملي با مطالبه مستمر از هنرمندان كشور خواهان تغيير اين نگاه و توجه جدي به استانها، خردهفرهنگها و گويشها و زبانهاي موجود در ميان اقوام در كشور شده است. حتي بزرگان نظام بارها تأكيد كردهاند كه چرا در سريالها و توليدات نمايشي از زبان، گويش و لهجههاي شهرستانها خبري نيست و بهطور مثال بارها بر عدم بهرهگيري از گويش و زبان جذاب و شيرين يزدي و اصفهاني گلايه كردهاند.
«در مسير زاينده رود» در ماه مبارك رمضان سال گذشته و «پايتخت» در نوروز 90 دو نمونه از اهتمام رسانه ملي براي توجه به اين مهم بوده است. دو كارگردان و هنرمند مطرح كشور حسن فتحي و سيروس مقدم با سريالهاي خود كه بيشترين تماشاگر را به پاي تلويزيون نشاندند تلاش كردندبه سهم خود پاسخي شايسته به اين نياز ملي دهند.
آثاري كه در كنار كار هنري فاخر مملو از درسها، عبرتها، پندآموزي براي نسل جوان و از همه مهمتر افشاگري مصائب و مشكلات زد و بندهاي پشت پرده فوتبال و برجستهسازي مشكلات ناشي از مهاجرتهاي بيرويه به پايتخت بوده است كه هر دو در كارنامه رسانه و هنرمندان كشور بهدليل ميزان بيننده و رضايتمندي مخاطبان نوعي ركورد را از آن خود كردند.
كه اين ميزان جلب مخاطب و تأثيرگذاري گوياي توجه رسانه و هنرمندان كشور به خرده فرهنگها، گويشها، زبانها، لهجهها و احساس تعلق همه ايرانيان در هر كجاي كشور به اين توليدات بود كه بر خلاف گذشته صرفاً تهران نشينها و شمال شهر نشينهاي پايتخت را مورد توجه قرار نداده بودند. حتي رسانه تلاش كرد برخي بازيگران اصلي سريالها كه با گويش محلي صحبت ميكنند اصالتا متعلق به آن مناطق باشند.
اگر ميخواهيم كه همه جاي ايران سراي ما باشد، اگر ميخواهيم هنرمندان ما و بالطبع رسانهها به خصوص رسانه ملي از تهران نشيني خارج شود و ساير نقاط كشور هم در صدا و سيما بازتاب يابد، بايد اين رويكرد رسانه ملي مورد حمايت قرار گيرد. نكته ديگر گوشزد كردن مسؤوليت ساير نهادها و دستگاهها به خصوص در حوزه فرهنگ، هنر، تبليغ و اطلاعرساني است كه سهم آنان در توليد آثاري در حوزه استانها و شهرستانها بايد بازتعريف شود. بيش از 60 نهاد و دستگاه فرهنگي – تبليغي، هنري كشور مسؤوليتهاي مهمي دارند كه اگر همه هماهنگ با بهرهگيري از طرح جامع و مهندسي فرهنگي كشور به وظايف محوله همت گمارند، كارهاي فاخري به مخاطبان عرضه ميشود. فراموش نكنيم سازمان علمي - فرهنگي يونسكو در چند سال گذشته از سر استيصال نسبت به عدم توجه به زبانها و گويشهاي بومي در ساير نقاط جهان و ادغام آنها در پروسه جهانيسازي به نفع چند زبان مسلط و غالب دنيا اعتراض كرده و خواهان توجه رسانهها به تداوم حيات زبانها و گويشهاي بومي شده است.
«وقتي ايران تنها تهران نيست» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم دكتر علي دارابي است كه در آن ميخوانيد:
يكي از اشكالات سريالها و توليدات نمايشي كه در سينما و تلويزيون همواره تداوم داشته است حاكميت تفكر تهراننشيني و پايتختمحوري بوده است.
در چند سال اخير رسانه ملي با مطالبه مستمر از هنرمندان كشور خواهان تغيير اين نگاه و توجه جدي به استانها، خردهفرهنگها و گويشها و زبانهاي موجود در ميان اقوام در كشور شده است. حتي بزرگان نظام بارها تأكيد كردهاند كه چرا در سريالها و توليدات نمايشي از زبان، گويش و لهجههاي شهرستانها خبري نيست و بهطور مثال بارها بر عدم بهرهگيري از گويش و زبان جذاب و شيرين يزدي و اصفهاني گلايه كردهاند.
«در مسير زاينده رود» در ماه مبارك رمضان سال گذشته و «پايتخت» در نوروز 90 دو نمونه از اهتمام رسانه ملي براي توجه به اين مهم بوده است. دو كارگردان و هنرمند مطرح كشور حسن فتحي و سيروس مقدم با سريالهاي خود كه بيشترين تماشاگر را به پاي تلويزيون نشاندند تلاش كردندبه سهم خود پاسخي شايسته به اين نياز ملي دهند.
آثاري كه در كنار كار هنري فاخر مملو از درسها، عبرتها، پندآموزي براي نسل جوان و از همه مهمتر افشاگري مصائب و مشكلات زد و بندهاي پشت پرده فوتبال و برجستهسازي مشكلات ناشي از مهاجرتهاي بيرويه به پايتخت بوده است كه هر دو در كارنامه رسانه و هنرمندان كشور بهدليل ميزان بيننده و رضايتمندي مخاطبان نوعي ركورد را از آن خود كردند.
كه اين ميزان جلب مخاطب و تأثيرگذاري گوياي توجه رسانه و هنرمندان كشور به خرده فرهنگها، گويشها، زبانها، لهجهها و احساس تعلق همه ايرانيان در هر كجاي كشور به اين توليدات بود كه بر خلاف گذشته صرفاً تهران نشينها و شمال شهر نشينهاي پايتخت را مورد توجه قرار نداده بودند. حتي رسانه تلاش كرد برخي بازيگران اصلي سريالها كه با گويش محلي صحبت ميكنند اصالتا متعلق به آن مناطق باشند.
اگر ميخواهيم كه همه جاي ايران سراي ما باشد، اگر ميخواهيم هنرمندان ما و بالطبع رسانهها به خصوص رسانه ملي از تهران نشيني خارج شود و ساير نقاط كشور هم در صدا و سيما بازتاب يابد، بايد اين رويكرد رسانه ملي مورد حمايت قرار گيرد. نكته ديگر گوشزد كردن مسؤوليت ساير نهادها و دستگاهها به خصوص در حوزه فرهنگ، هنر، تبليغ و اطلاعرساني است كه سهم آنان در توليد آثاري در حوزه استانها و شهرستانها بايد بازتعريف شود. بيش از 60 نهاد و دستگاه فرهنگي – تبليغي، هنري كشور مسؤوليتهاي مهمي دارند كه اگر همه هماهنگ با بهرهگيري از طرح جامع و مهندسي فرهنگي كشور به وظايف محوله همت گمارند، كارهاي فاخري به مخاطبان عرضه ميشود. فراموش نكنيم سازمان علمي - فرهنگي يونسكو در چند سال گذشته از سر استيصال نسبت به عدم توجه به زبانها و گويشهاي بومي در ساير نقاط جهان و ادغام آنها در پروسه جهانيسازي به نفع چند زبان مسلط و غالب دنيا اعتراض كرده و خواهان توجه رسانهها به تداوم حيات زبانها و گويشهاي بومي شده است.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱:۲۴ ق.ظ توسط مهمان
سلام