نسخه‌های نمایش خانگی فیلم جدایی نادر از سیمین از سیزدهم مهر ماه در فروشگاه‌های محصولات فرهنگی توزیع شده است. حسن فتحی در این یادداشت نظرش را در مورد این فیلم تحسین شده بیان کرده است.

همشهری 24/ شماره 15/ حسن فتحی:

به خودمان ببالیم

آخرین فیلم اصغر فرهادی به باور راقم این سطور، یکی از آثار کم‌نظیر سینمای ایران در دهه‌ی گذشته است. شاید بیراهه نباشد که فیلم درخشان فرهادی را به‌چالش‌کشیدن قضاوت انسانی در مواجهه با موقعیت‌های پیچیده و دشوار زندگی روزمره بدانیم.

فیلم فرهادی در خلال قصه‌ی سرشار از جزئیات‌پردازی خویش، به طور ضمنی، جهل و ساده‌انگاری آن گروه از آدمیان را که خام‌دستانه درباره‌ی رفتار و کردار افراد بر مسند قضاوت می‌نشینند و حکم صادر می‌کنند به باد طعن و ملامت می‌گیرد و به ما یادآور می‌شود که دنیای پیچیده‌ی انسانی را با اظهارنظرهای ساده‌لوحانه به قضاوت ننشینیم.

 

آنچه که ما را پس از دیدن فیلم فرهادی شوکه می‌کند این است که آدم‌های قصه‌ی او را می‌شناسیم، در همسایگی خودمان، در محل کارمان، در مراودات اجتماعی‌مان از کنار این آدم‌ها به سلام‌وعلیکی شتاب‌زده می‌گذریم بی‌آن‌که تأمل و توقفی در رنج و درد و مرارت‌های زندگی‌شان داشته باشیم. فیلم فرهادی وجدان خواب‌آلوده‌ی ما را به چالش می‌کشد. وجدانی که بنا به هر دلیل موجه و غیرموجهی به نحو بی‌حس و کرخت‌شده‌ای از کنار رنج‌های زندگی روزمره‌ی مردمان پیرامونمان بی‌تفاوت عبور می‌کند.

 

جدایی نادر از سیمین تنها حکایت جدایی نادر از سیمین نیست، داستان جدایی و شکاف دم‌افزون نسل‌ها و اقشار و طبقات یک جامعه از یکدیگر هم هست. داستان زوال و فروپاشی اخلاق در اجتماعی است که بسیاری در آن سنگ اخلاق را بر سینه می‌زنند.

فیلم فرهادی که معتبرترین جایزه‌ی یکی از معتبرترین جشنواره‌های جهانی را در برلین نصیب خود کرد، به‌حدی در طراحی و ساختار فیلمنامه، کارگردانی، بازیگری، و سایر جنبه‌های فنی، موفق و چشمگیر عمل کرده است که نوید آن را می‌دهد که علاوه بر دریافت جوایز دیگر جشنواره‌ای، اولین اسکار تاریخ سینمای ایران را به احتمال زیاد نصیب خود کند.

 

جدایی نادر از سیمین بی‌تردید استانداردهای آثار ملودرام را در سینمای ایران ارتقا بخشیده است. این در حالی است که فیلم، در بی‌طرفی احترام‌برانگیز خود نسبت به شخصیت‌های قصه‌‌اش، تنه به تنه‌ی اثری مبتنی بر ژانر تراژدی می‌زند.

شاید به همین خاطر است که برخی اهالی سینما در قضاوتی شتاب‌زده فیلم فرهادی را فیلمی تلخ و یأس‌آلود و بدبینانه قلمداد می‌کنند. به نظر می‌رسد چنین قضاوتی ناشی از عدم درک درست از ژانر تراژدی است، و شاید آن‌که صاحبان چنین قضاوتی اساسا رویکرد اخلاقی ژانر تراژدی را که به نحو تحسین‌برانگیزی توسط فیلسوف آلمانی هگل، به تفسیر کشیده شده است، برنمی‌تابند.

 

جدایی نادر از سیمین تلاش می‌کند با لایه‌های عمیق‌تر وجود مخاطبان خود به گفت‌وگو بنشیند و صحنه‌هایی از زندگی روزمره را با تمام جزئیات تلخ آن با آنها مرور کند تا شاید مخاطب فیلم، شده برای لحظاتی و روزهایی، از وجه روزمره و آشفته و در خویش گرفتار وجود خود فاصله بگیرد، و با دقت و عمق بیشتری به رویدادهای پیرامون خود توجه کند.

اکنون روا و سزاست به احترام اصغر فرهادی به عنوان کارگردانی که مایه‌ی مباهات سینمای ما است، بایستیم و کلاه از سر برداریم، و صمیمانه‌ترین آرزوهای قلبی خود را نثار هنرمندانی کنیم که از داشتن آنها می‌توانیم به خود ببالیم.