|
حماسه سرایی و عشق جزو جدایی ناپذیر روحیه و سرشت ایرانیان است. اسطوره ها و داستان های ایرانی سراسر ستایش این دو مفهوم هستند و تمام قهرمان پردازی ها و افسانه های ما در این دو مفهوم ریشه دارد. پیش از این، این گونه ایده آل ها را فقط می شد در قالب ابرقهرمان های تاریخی و حماسی جستجو کرد و در خیال با این قهرمان ها زندگی کرد، اما عصر جدید و جادوی فیلم، بعد دیگری از پردازش این مفاهیم را به انسان امروز عرضه کرد.
سریال شب دهم که به نوعی عشق و قهرمان پردازی را درهم آمیخته است به همین دلیل همچنان پس از گذشت حدود ۱۰ سال خاطره اش در ذهن مخاطبان باقی مانده و هر سال در ایام محرم که بازپخش آن توسط یکی از شبکه ها روی آنتن می رود، باز هم مخاطبانی را پای تلویزیون می نشاند.
این مجموعه ماجرای اواخر سال های حکومت رضاخانی را به تصویر می کشد و داستان خانواده ای قجر را روایت می کند که دست شسته از همه حوادث جامعه در خانه خلوت گزیده و به خاطرات ایام اقتدار قجر دل خوش کرده اند. حیدر خوش مرام مرد جوان شروری که در پی یک شکست، لاعلاج به سرقت از این خانه می آید. آنجا توطئه ای در کمین اوست و عشقی برنامه ریزی نشده که در پیش است و شرطی که انجام آن شیربهای این عشق تعیین می شود. این شرط اجرای ۱۰ شب تعزیه در ۱۰ شب اول محرم در ملأعام است، آن هم در زمانی که تعزیه از طرف حکومت غیرقانونی اعلام شده. جوان که یکی از لوطی های معروف تهران است، این شرط را می پذیرد و در طول روایت داستان شب دهم، نحوه استحاله از یک فرد به اصطلاح لامذهب و دزد به یک انسان وارسته به تصویر کشیده می شود.
نگاهی به داستان این مجموعه نشان می دهد که سریال شب دهم نیز از همان قاعده حماسه سرایی و عشق مستثنی نبوده و با بازنمایی کامل و بی نقص این دو مفهوم برتر توانست در دل مخاطبان خود رسوخ کند و جایی را در گوشه ذهن آنان برای همیشه از آن خود کند. این سریال یک مجموعه کامل بود، شامل یک قصه منسجم، ساخت و پردازش قوی و همچنین کارگردانی و بازیگری قابل قبول که این امکان را فراهم آورد تا این بازنمایی بخوبی صورت گرفته و در عین حال منطق روایی و عقلانی آن نیز بدرستی شکل بگیرد.
این که چرا شب دهم سریال ماندگاری شده دلایل متعددی دارد؛ شاید مهم ترین دلیل آن استفاده بجا و مناسب از عناصر ملودرام در مجموعه ای با درونمایه تاریخی و مذهبی بود. اتفاقی که بعد از شب دهم کلیدی شد در دست تعدادی دیگر که سعی کردند با آن درهای ناگشوده بسیاری را باز کنند. بعد از شب دهم دیگر پرداختن به تاریخ در یک مجموعه تلویزیونی تنها در روایت یک حادثه تاریخی خلاصه نمی شد. شب دهم راهی را آغاز کرد که پس از آن عده دیگری هم آمدند و این راه را با همین شیوه ادامه دادند و مجموعه های تاریخی و مذهبی بسیاری طی این ۱۰ سال تولید شد؛ مجموعه هایی که هرچند تمی تاریخی داشتند، اما بیش از آن که بخواهند در نقش یک کتاب تاریخ ظاهر شوند صرفا داستان خود را در یک برهه تاریخی دنبال می کردند.
حسن فتحی که بعد از تجربه پهلوانان نمی میرند، خود را به عنوان کسی که در ساخت سریال زبان و خواسته مخاطب را می شناسد، معرفی کرد، در شب دهم مرام پهلوانی را به میان لوطی های دوران رضاخانی برد تا با دستمایه قرار دادن عشق یکی از این لوطی ها به یک شاهزاده خانم قجری، نگاهی داستانی به تعزیه خوانی در دهه محرم داشته باشد. او شگردی را به کار گرفت که حالا شب دهم را هم می توان یک مجموعه تاریخی دانست و هم یک مجموعه مناسبتی و مذهبی. او داستانش را در برهه ای از تاریخ روایت کرد و تلاش خود را به کار گرفت تا نگاه کلی گرایانه مجموعه های تاریخی را اصلاح کند و نشان دهد که از تاریخ می توان جزئیات قابل توجهی را استخراج کرد که در پیشبرد قصه ای که می آفریند کارکرد مطلوبی داشته باشد.
در شب دهم همچنین علاوه بر حماسه سرایی و عشق، بازنمایی عناصر دیگری را نیز شاهدیم که هرکدام در پیش بردن ملودرام نقشی اساسی داشته اند. استفاده از تراژدی نیز که نقطه اوج آن در پایان بندی مجموعه بود، توانست این تاثیرگذاری ناشی از ضربه نهایی را دوچندان کند. همچنین می توان نحوه شخصیت پردازی در مجموعه شب دهم را نیز مورد بررسی قرار داد. شخصیت های شب دهم تا حدود زیادی برای مخاطبان باورپذیر بودند و حتی استحاله و تغییر و تحولات درونی و بیرونی آنها در طول داستان نیز برپایه منطق و زمینه چینی اتفاق افتاد.
از سوی دیگر، تلفیق عناصر مذهبی و عناصری که از دوره تاریخی مدنظر برخاسته بود، در روایت داستان به صورتی هماهنگ اتفاق افتاد و با این که داستان مابه ازایی واقعی در زمان اشاره شده نداشت، اما به واسطه همین تلفیق مناسب برای مخاطب تناقضی به وجود نیامد و باعث شد تا بخوبی با وقایع ارتباط برقرار کند.
با این همه شاید اگر امروز یک بار دیگر و به صورتی منتقدانه بخواهیم شب دهم را مورد بررسی قرار دهیم، از جنبه های زیبایی شناسانه چه به لحاظ گریم و چه به لحاظ انتخاب لوکیشن ایراد های متعددی بر آن وارد باشد. همچنین استفاده بیش از حد از دیالوگ های مستقیم برای بیان آموزه های مذهبی هم یکی دیگر از مواردی است که به علت تکرار شدن در زمان های مختلفی از داستان بیش از حد به چشم می آید، اما باز هم نمی توان به این مساله اشاره نکرد که شب دهم بهترین مجموعه مناسبتی تلویزیون بوده است که طی این سال ها ساخته شده. حتی سریال هایی که با گرته برداری از این مجموعه در قالب هایی متنوع و با داستا ن هایی دیگر ساخته شدند هم نتوانستند جایگاهی همچون شب دهم را در میان مخاطبان رقم بزنند. |