این آخریشه ....
یه شب سر سفره پدرم یه حرفی زد که این روزها مدام توی گوشمه!
گفت : یه چوپانی که هر روز گله اش رو میبرد چراگاه ، وقت نماز و ناهار گله اش رو میسپرد به امیرالمومنین (ع) و میرفت پی کارش.
یه روز مریض شد، پسرش رو صدا کرد که گله رو او ببره چراگاه و بهش گفت که هر وقت خواست دنبال کاری بره و گله رو رها کنه ؛ بسپره به حضرت علی (ع) و بره. غروب که پسر برگشت، پدر دید دو تا از گوسفند ها کمه و پسر توضیح داد که گرگ دو گوسفند رو دریده. پدر پرسید مگه کاری که گفتم نکردی. پسر فکری کرد و گفت:شما گفتی من گوسفندها رو به علی بسپرم اما من گفتم چرا گوسفندها رو به خدای علی نسپرم؟!
پدر گفت: پسرجان! من گفتم به علی بسپار؛ که اگر از گله کم شد به خدای علی از علی شکایت کنم. اما حالا که تو به خدای علی سپردی من به کی شکایت کنم؟!
.... به کی شکایت کنم؟!
کافه سینما : 21 شهریور «روز سینما» از تقویم حذف شد، اما سینماگران برای پاسداشت این روز در قاب عکس «شرق» ایستادند و از آرزوهایشان گفتند.
آرزوی حسن فتحی : بازی دوسر باخت
امیدوارم مسؤولان فعلی سینما بالاخره این کشمکش را تمام کنند. چون این یک بازی دو سر باخت است. هیچ برندهای ندارد. نه سینماگران ما در این مرافعه برندهاند و نه مسؤولان فرهنگی دولت.
آرزویم رونق دوباره سینماست. آرزو میکنم مسوولان در مقابل بازگشایی مجدد «خانه سینما» مانعی نتراشند. «خانه سینما» نهادی صنفی است و نماینده همه کسانی محسوب میشود که در این حرفه مشغول فعالیتند.
همه باید بکوشند تا سینمای ایران رونقی دوباره پیدا کند، چراکه بعد از اسکار «اصغر فرهادی» دیگر تمام چشمهای نظارهگر در دنیا، به سینمای ایران دوخته شده و باید هر روز بکوشیم تا آثاری فاخر و معتبر به سینمای جهان ارایه کنیم. باید برای خودمان، یک چشمانداز پنجساله ترسیم کنیم و بدانیم که قرار است از این به بعد از درآمد گیشههای جهان، چه سهمی را از آن خود کنیم. بهتر است به جای این دعواهای بیسر و ته اولویتهایمان را عوض کنیم.
ممنونم از ماه منیر عزیز که تنهامون نمی زارن.
سلام