وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم!
يك فنجان چاي با حسن فتحي (بخش نخست - كامل)
مجتبي احمدي - اصولاً خيلي اهل گفت‌و‌گو نيست. به رغم پركاري، در تمام اين سال‌ها كمتر شاهد اين بوده‌ايم كه بيايد و از دغدغه‌هايش در فيلمسازي بگويد. از «شب دهم» تا «ميوه ممنوعه»

 

از «پهلوانان نمي‌ميرند» تا «مدار صفر درجه»، از «اشك‌ها و لبخندها» تا امروز كه سريال «زمانه» را روي آنتن فرستاد، اغلب ساخته‌هايش جريان ساز و اكثر قريب به اتفاق با اقبال عموم (چه مخاطب عام و چه مخاطب خاص) روبرو بوده، اما به قول خودش به يك رياضت و دوري معتقد است و مي‌گويد در آن رياضت است كه هنرمند مي‌تواند به دنبال خلق يك اثر ويژه باشد. به مناسبت پخش سريال زمانه حسن فتحي مهمان يك فنجان چاي «باني فيلم» شد تا پس از مدت‌ها لب به سخن بگشايد. با او كه اين بار زبان جديدي را براي طرح يك قصه اجتماعي انتخاب كرده، ضمن مرور آثار گذشته‌اش به «زمانه» رسيديم. 
فتحي اين بار به ناگفته‌هايي در مورد آثارش اشاره كرد كه قطع به يقين كمتر از آن شنيده بوديم. بخش اول اين گفت‌‌و‌گوي مفصل را از نظر مي‌گذرانيد.

از شواهد و ظواهر امر پيداست كه پس از سريال «زمانه» دست به كار شديد تا...
ـ (مي‌خندد) نه هنوز خبري نيست! فعلاً تدوين قسمت‌هاي پاياني را انجام مي‌دهيم و صحبت كامل و دقيقي نمي‌توانم راجع به برنامه‌هاي آتي‌ام داشته باشم.
فكر مي‌كنم ترجيح‌تان اين است كه بازگشت مجددي به سينما داشته باشيد؟
ـ بالاخره من يك برنامه‌ريزي بلند مدتي داشته‌ام كه بعد از هر سريال يك فيلم سينمايي بسازم. در نتيجه امروز سينما برايم اولويت دارد، البته اگر شرايط مهيا باشد. 
اگر منظورتان از شرايط، وضعيت امروز سينما باشد كه تعريفي ندارد؟
ـ به هر حال وضعيت سينما هيچگاه ايده آل نبوده، هميشه با فراز و فرودهايي همراه بوده و شايد در طول اين 30 سال به اندازه 300 يا 3000 بار راجع به اينكه وضعيت سينما مناسب نيست و دچار بحران است صحبت شنيده‌ايم كه اتفاقاً اين گفته‌ها بي‌ربط نبوده، اما واقعيت اين است كه هنرمند ايراني اين را آموخته علي‌رغم نامساعد بودن شرايط و ناملايمات روزگار به تعبير حضرت حافظ كه مي‌گويد وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم! تلاش كند كار كند. به هر حال من هم مثل هزاران هنرمند ديگر از اين قاعده مستثني نيستم. 
پس مشخصاً سال آينده را با يك سينمايي آغاز خواهيد كرد؟
ـ اميدوارم.
سال گذشته همين موقع‌ها بود كه سريالي بدون سر و صدا به كارگرداني حسن فتحي كليد خورد كه بعدها از آن به عنوان «زمانه» ياد شد.
ـ قصه سريال «زمانه» شايد برمي‌گردد به دو سال قبل، طرح اوليه اين كار را آقاي عليرضا كاظمي ارائه داد.
البته با شكل و شمايلي جز‌ اين كه ديديم!
ـ بله، حتي راجع به اين كار با آقاي جلال شمسيان صحبت كرده بودند و قرار بود اين كار براي توزيع در شبكه ويديويي ساخته شود، اما به دلايلي كه من از آن بي‌اطلاع هستم اين اتفاق رخ نداد.
فكر مي‌كنم وقتي شما پاريس بوديد (هنگام ساخت فيلم سينمايي يك روز ديگر) ساخت سريال «زمانه» پيشنهاد شد؟
ـ بله، همان زمان آقاي عفيفه طرح اين سريال را به گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما ارائه مي‌كنند. آنجا باز به دلايلي نامعلوم، طرح تصويب نمي‌شود تا اينكه با شبكه سوم صحبت‌هايي مي‌شود و آنها براي كار با آقاي عفيفه و من اظهار تمايل مي‌كنند.
در واقع استارت اين سريال در شبكه سوم سيما برمي‌گردد به دوره مديريت اصغر پورمحمدي...
ـ بله ... ايشان و آقاي تخشيد موافقت مي‌كنند با نگارش و توليد اين سريال در شبكه سوم سيما.
شما از ابتدا در كنار فيلمنامه اين سريال حضور داشتيد؟
ـ بله، از زمانيكه تصميم گرفتم اين سريال را بسازم، به طور تنگاتنگي در كنار گروه نويسنده‌ها بودم و حاصل اين ارتباط مستمر تغييرات قابل اعتنايي در طرح اوليه بود.
گويا اين سريال با ساختاري كاملاً متفاوت (رفت و برگشت‌هاي مستمر با فلاش‌بك‌هاي متعدد) نگارش شده بود كه با شروع بازنويسي تغييرات ساختاري نيز داشته است؟
ـ به هر حال هر كارگردان كنار قصه‌اي قرار مي‌گيرد، آن داستان را به مولفه‌هاي فكري و ذهني خودش نزديك مي‌كند. گاه بين كارگردان و گروه نويسندگان اين توافق وجود ندارد و گاه وجود دارد.
فكر نمي‌كنم شما از آن دست كارگرداناني باشيد كه در شرايطي جز توافق كامل با تيم نويسنده، حاضر به همكاري شويد. اين نكته در نويسندگان حاضر در اكثر آثارتان قابل حدس است؟
ـ كارهايي به من پيشنهاد شده كه ايده‌هايي راجع به آن كار داشتم و وقتي ديدم فضا خيلي با آن ايده‌ها سر سازگاري ندارد، نماندم. وقتي ديدم نه نويسنده، نه تهيه‌كننده و نه مدير شبكه حاضر به اين تعامل نيستند خيلي سريع اعلام انصراف داده‌ام.
فكر مي‌كنم يكي از آن موارد سريال «شهيد بابايي» بود؟
ـ بله، ديدم نگاه و اساساً ايده‌هايي كه من دارم با آنچه مد نظر نويسنده، مدير شبكه و حتي پشتيبان سريال (بخش فرهنگي بنياد شهيد) و دست‌اندركاران مجموعه است، همخواني ندارد، در نتيجه احساس كردم بهتر است من نباشم!
راستي سريالي بود با نام «دزدان دريايي خليج عدن» كه آن كار هم آخر و عاقبتي نامشخص دارد...
ـ آن كار قصه‌اي بود مرتبط با دزدي‌هايي كه در منطقه سومالي اتفاق مي‌ افتد. آن كار فيلمنامه بسيار قوي‌اي دارد كه به اتفاق خانم نغمه ثميني نوشتيم و البته سهم ايشان در نگارش بيش از من بود. آن كار به مشكل مالي برخورد و شك نكنيد اگر شرايط مهيا باشد، هنوزم راغب هستم آن فيلم را بسازم.
فيلم سينمايي يا سريال؟!
ـ آن كار، يك فيلمنامه سينمايي دارد كه همچنان به قوت خودش باقي است، اما بعدها قرار شد به سريال تبديل شود. با شبكه‌اي از شبكه‌هاي تلويزيون گفت‌و‌گو شد و دوستي شروع كرد به نگارش اين كار، اما پس از بازگشت از پاريس ديدم فيلمنامه جديد ديگر مرا ارضاء نمي‌كند و از آن حوزه مدنظر من به شدت فاصله گرفته است. ضمن احترام به دوستاني كه نگارش نسخه سريال اين كار را بر عهده داشتند، تصميم گرفتم از ساخت آن انصراف بدهم، اما من كماكان فيلمنامه سينمايي «دزدان دريايي خليج عدن» را دوست دارم و اگر اسپانسري براي آن كار مهيا شود، با كمال ميل حاضر هستم آن را بسازم. به هر حال اين همان داستان كارگردان تكنيسين و كارگردان مولف است.
كه معمولاً كارگردانان تكنيسين خيلي خودشان را درگير مسائل مرتبط با قصه و نگارش نمي‌كنند...
ـ بله و گاهي در آثار اين دست كارگردانان چه در سينماي جهان و چه در سينماي كشور خودمان شاهد شاهكارهايي بوده‌ايم. به هر حال من در آن دسته‌اي قرار مي‌گيرم كه برخي از آنها به عنوان كارگردان مولف ياد مي‌كنند. (البته نمي‌دانم درست است من در مورد خودم اينگونه بگويم يا خير). اين گروه از كارگردانان دغدغه‌هاي خودشان را دارند؛ يا بايد فيلمنامه‌هاي خودشان را كار كنند، مثل سريال «شب دهم»، «مدار صفر درجه»، «پهلوانان نمي‌ميرند» و... و در سينما مثل فيلم‌هايي چون «پستچي سه بار در نمي‌زند» و...
و يا بايد با نويسنده اي كار كنند كه به لحاظ نگاه و دغدغه بسيار شبيه باشند؟
ـ بله...
و اين هماهنگي بسيار كار سختي است؟
ـ بله، گاه در تغيير و دگرديسي قصه، دغدغه‌هاي من كارگردان وارد مي‌شود و ذهنيت دو طرف به هم شبيه يا بهتر بگويم نزديك مي‌شود.
اتفاقي كه در سريال «زمانه» رخ مي‌دهد و فيلمنامه بارها بازنويسي مي‌شود؟
ـ خوشبختانه در سريال «زمانه» گروه همراه بودند. آقاي عفيفه كه دوست 20 ساله من است. ما اولين حضور تلويزيوني‌مان را با هم داشتيم با سريال «همسايه‌ها» در سال 1372. به هر حال يك نزديكي‌هاي فكري با يكديگر در ساخت كار داريم. آقاي كاظمي‌پور هم بسيار هم‌دل و همراه بودند. در نتيجه در دي‌ماه سال گذشته يك گروه شكل گرفت كه روي اين كار متمركز شد. 
تغيير و تحولات ابتدايي فيلمنامه برمي‌گشت به سفارشات مرسوم تلويزيون؟
ـ نه باور كن اينگونه نبود! واقعيت اين است كه نماينده تلويزيون در اين پروژه آقاي تخشيد بود كه ايشان هم به نظرم بسيار انسان روشن، فهميده و درام‌شناسي هستند.
به هر حال «زمانه» و قصه‌اش قرار بود با جسارت به خطوطي نزديك شود و از واقعياتش صحبت كند كه پيش از اين از آن به عنوان خط قرمز ياد مي‌شد.
ـ ايشان هم نگراني‌هايي داشتند. خطوط قرمز را متذكر مي‌شد، اما بسيار همراه بود تا درامي جذاب شكل بگيرد. 
بدون شك تلويزيون با هدف بازپس گرفتن ميدان از سريال‌هاي پرمخاطب شبكه‌هاي ماهواره‌اي، مصمم بوده شرايط ويژه‌اي را ايجاد كند (به لحاظ نگراني‌هاي مميزي) تا فضا براي ساخت قصه‌اي مثل «زمانه» مهيا شود؟
ـ بله، آن زمان ما هم احساس كرديم شبكه‌هاي ماهواره‌اي با سريال‌هاي شبانه روزي‌شان مخاطب بسياري را جذب كرده‌اند و در نتيجه ساخت سريالي كه بتواند مخاطب ايراني را در اين مقطع مجذوب خودش كند كار آساني نيست! به عبارتي ديگر تا قبل از ظهور اين شبكه‌ها، رقابت ما داخلي بود. در واقع شبكه‌ها با هم رقابت داشتند، اما حدود 2 تا 3 سال است كه ما چه بخواهيم چه نخواهيم، وارد فاز جديدي از رقابت شده‌ايم و با كتمان و انكارش هيچ مشكلي حل نمي‌شود. به خصوص مسؤولان فرهنگي كشور و سياست‌گذاران صدا و سيما بايد بدانند ما در اين بحث سريال‌سازي وارد يك فاز رقابت منطقه‌اي شده‌ايم.
آيا اين وضعيت در جذب مخاطب در دغدغه‌هاي سريالسازي حسن فتحي هم تأثيرگذار بوده است؟
ـ يعني چه!؟
يعني يك روز حسن فتحي با ساخت سريال «شب دهم» و با پرداختن به موضوع از ياد رفته «تعزيه» يك فرهنگ اعتقادي را به مخاطبش متذكر شد (دغدغه خودش) اما اين بار بنا به رقابت موجود به سمت خواسته مرسوم مخاطبش حركت كرد.
ـ شايد امروز به تركيبي از اين دو نگاه رسيدم. يك ضرب‌المثل معروف مي‌گويد اگر كسي بخواهد راهش را عوض كند، روحش با او همراهي نمي‌كند. من خودم را نمي‌توانم تغيير بدهم، من فرزند اين 30ـ 40 سال جامعه خودم هستم و به هر حال دغدغه‌هاي من حساسيت‌هاي من در رابطه با فيلمسازي، بي ارتباط با تجاربم در اين 30ـ 40 سال نخواهد بود. من اگر نگاه و دغدغه خودم را تغيير بدهم كه ديگر حسن فتحي نخواهم بود، در نتيجه در فاز جديد رقابت، شما بايد در عين احترام به مخاطب يك آميزش هنرمندانه‌اي را در آثارتان خلق كنيد بين درخواست‌ها و توقعات روحي رواني خودتان و درخواست مخاطب ...
يعني معتقد هستيد امروز هم از حفظ امضاي پاي اثرتان  كوتاهي نكرديد؟
- مسلم است و غير از اين نمي‌تواند باشد. منتهي من 20 سال پيش از اساتيد خودم در عرصه سينما و نمايش به ويژه تئاتر آموخته بودم كه نمايش به معناي اهم كلمه در وهله اول بايد يك اثر سرگرم‌كننده باشد، نمايش موعظه و خطابه و شعار نيست! نمايش چيزي است با همان كيفيت كه مادربزرگ‌ها در شب‌هاي سرد و طولاني زمستاني (به ويژه يلدا) بچه‌ها و نوه‌هاي بازيگوش را سرگرم مي‌كردند، طوريكه پا به پا تكان نمي‌دادند، دست به دست نمي‌شدند و ساعت‌ها مي‌نشستند و به نقل مادربزرگ‌ها گوش مي‌دادند. نمايش به لحاظ قصه‌گويي بايد اين خصلت را حفظ كند، در همه جاي دنيا هم اين قاعده وجود دارد. تفاوتي ندارد در سينماي هاليوود باشي، سينماي اروپا باشي، آسيا باشي و... اساساً اين ويژگي خاص هنر نمايش، در طول تاريخ اين  هنر است كه ابتدا بايد خصلت سرگرم‌كننده داشته باشد و در مرحله بعدي اقشار مختلف جامعه را، به عنوان مخاطب پاي نقل خودش بنشاند، من وامدار چنين رويكردي هستم.
در واقع مدعي هستيد كه قبل از شروع هر اثرتان يك تحقيق و بررسي ميداني وسيع در جامعه‌تان داريد؟
- بله، دقيقاً! وقتي مي‌خواهيد قصه‌اي را طراحي كنيد كه اقشار مختلف جامعه را پاي نقل خودش بنشاند، سرگرم‌كننده و جذاب كننده باشد بايد تحقيق و پژوهشي دقيق داشته باشي، چون يكي از عوامل جذب مخاطب باورپذيري فضاهاي داستان است كه شما خلق مي‌كنيد. بخشي از باورپذيري فضاي قصه تنها با تحقيق قابل انجام است، مثلاً وقتي كه شما از يك سلاخ‌خانه حرف مي‌زنيد و شخصيت شما يك قصاب است ادبيات، ضرب‌المثل‌ها و محيط كار اين قصاب بايد بوي گوشت و دنبه و راسته و... بدهد تا مخاطب آن را بپذيرد. بنابراين باورپذيري، سرگرم‌كننده بودن و آموزشي بودن از سال‌ها پيش دغدغه من در سريال‌سازي و البته فيلمسازي بوده است. در واقع من راه خودم را از همان زمان انتخاب كردم، سينماي من سينماي قصه‌گو است در حالي كه شيوه‌هاي ديگري هم وجود دارد سينماي ضد قصه داريم، قصه‌هاي ميني‌ماليستي داريم، قصه‌هايي داريم كه خيلي با سنت‌ ارسطويي سر سازگاري ندارد، اما محبوبيت و مشروعيت خودش را در سينماي ايران و ساير نقاط دنيا دارد.
در مرحله بعدي، حالا سبك و لحن و روايت اين قصه‌گويي است كه در مورد شما به شدت متغير بوده است، از ملودرام گرفته تا كمدي رمانتيك و...
- سبك و لحن روايت آن چيزي است كه فيلمساز از سينما، دنياي ادبيات، هنر، علوم انساني، اجتماعي و... مي‌آموزد و البته بخشي از آن هم برمي‌گردد به خلق و خوي خود فيلمساز. حالا سنتز و تركيب اين دو است كه سبك و سليقه فيلمساز را به وجود مي‌آورد. شما «شب دهم» را مثال زديد، در همان زمان هم من در وهله اول به دنبال يك قصه سرگرم كننده و جذاب بودم. مفاهيمي كه در آن سريال مطرح مي‌شود مثل تغذيه و پيوند ميان عشق زميني و آسماني، توجه به تهران قديم و سنت‌ها با استفاده از ديالوگ‌هاي شاعرانه برگرفته از ضرب‌المثل‌ها و... مسائلي بود كه بعداً آمد. هميشه احساس مي‌كنم ما وقتي را از مخاطبان مي‌گيريم كه اين وقت بخشي از عمر مخاطب ماست. پس بايد خيلي مراقب باشيم بابت اين دقايقي كه از مخاطبان مي‌گيريم او احساس خسران و زيان نكند و براي دقايقي از گرفتاري‌ها و افكار مرتبط با زندگي اجتماعي امروز فاصله بگيرد. 
با نگاهي اجمالي به كارنامه حسن فتحي حالا از زاويه سبك روايت يا ديالوگ‌نويسي و...، از «پهلوانان نمي‌ميرند» تا «شب دهم» و به خصوص در سريال «ميوه ممنوعه» به اين برمي‌خوريم كه توجه به ادبيات فاخر شعرگونه و ضرب‌المثل‌ها حتي در لحظات محاوره دو شخصيت از زندگي امروز (سريال ميوه ممنوعه) امري اجتناب‌ناپذير بوده و شايد يكي از بخش‌هاي امضاي اين كارگردان لقب بگيرد. حالا در سريال «زمانه» اين ذهنيت نيز كمي كمرنگ مي‌شود. شايد بتوان گفت اينجا كارگردان بيشتر دل به دل تماشاگرش داده است؟
- شايد اين برمي‌گردد به همان فضاي جديدي كه تعريف شده است. يك قاعده جامعه‌شناختي وجود دارد كه راجع به كار هنري هم صدق مي‌كند و آن اين است كه هر شرايطي تقاضاي خودش را دارد. يعني ما وقتي كه تغييراتي را مي‌بينيم آن را اعتنا نكنيم و همان خر سابق خودمان را به اصطلاح چوب بزنيم و برانيم! حالا شايد خيلي‌ها به اين تغييرات بي‌اعتنا باشند، اما شما به عنوان يك هنرمند مسؤول هستي كه توجه كني! درست است كه ما در يك رقابت نابرابر هستيم و طرف مقابل ما از هر گونه جاذبه بصري و موضوعي مي‌تواند استفاده كند و وارد خيلي از قلمروهاي داستاني مي‌تواند بشود، در حالي كه اين قلمروها در كشور ما به شدت خط قرمز محسوب مي‌شود. حالا اگر تو در اين رقابت ناعادلانه و نابرابر برنده باشي، حالا شق‌القمري اتفاق افتاده است، حالا اين موقعيت جديد اكتفا مي‌كند تو با وفاداري به دغدغه‌هاي قبلي‌ات بايد... 
اعتقاد داريد اين فاز جديد رقابت به قول شما ناعادلانه كمامان اجازه مي‌دهد فاكتورها و ويژگي‌هاي قبلي ذهني كارگردان و ايده‌آل‌گرايي‌هايش در سبك روايت و نگارش كماكان با او باقي بماند؟ (قبول كنيد كه سخت است)
- قبول دارم! اما ديده‌ايد برخي ترشي‌ها هستند كه وقتي ميل مي‌كني متوجه مي‌شوي هم نمك دارد و هم فلفل! بعد مي‌روي زير آب مي‌شوري آن را، اما دوباره موقع خوردن مي‌بيني آن نمك و فلفل كماكان با آن ترشي همراه است...
چون به جان و بطن آن رسوخ كرده....
- بله چون به خوردش رفته است. يك چيزهايي به خورد شخصيت فيلمساز مي‌رود در طول سال‌ها فعاليت هنري‌‌اش...
اما خيلي از همكاران نامدار شما با گذشت زمان طعم نمك و فلفل‌شان را به شدت از دست داده‌اند و امروز به يك كارگردان سردستي كار تبديل شده‌اند؟ (حتي چهره‌هاي مطرح كه روزي اعتبار سينماي اين مملكت بوده‌اند و امروز در جشنواره فيلم فجر كارشان از شدت ضعف و بي‌حرفي مخاطب را انگشت به دهان نگاه داشته است)
- شايد، من نمي‌توانم اينگونه باشم! يك فيلمساز ممكن است وارد فضاهاي جديد شود. ممكن است به موضوعات جديد در آثارش بپردازد، اما با كدام نگاه به آن موضوع بپردازد. ممكن است من يك روز بروم يك اثر تخيلي فضايي بسازم اما باز به عنوان حسن فتحي مي‌روم آن كار را انجام مي‌دهم ممكن است من يك روز بروم يك سريال كمدي بسازم! شما در 20 سال فعاليت من آثار مرا دسته‌بندي كنيد؛ هم تراژدي ساختم، هم ملودرام ساختم، هم كمدي رمانتيك، اما يك نخ تسبيح از لابه‌لاي همه اين آثار مي‌گذرد و آن نخ حسن فتحي است با تمام دغدغه‌ها و تجربه‌هاي زيستي‌اش. شايد يك سريال متفاوت در آغاز نتواند ذهنيت تو را به سمت كارگردانش سوق دهد، اما پس از هفت- هشت قسمت يا بيشتر كم‌كم دست تو مي‌آيد كه اين كار ساخته چه كسي است! من هم در طول دوران فعاليت حرفه‌اي‌ام هرگز در يك كوچه راه نرفته‌ام، «پهلوانان نمي‌ميرند» دوران قاجار است، «شب دهم» دوران پهلوي اول است، در «مدار صفر درجه» وارد فضاهاي اروپايي مي‌شوم، «ميوه ممنوعه» همان رنگ و بو و طعم آنها را دارد اما راجع به روزگار معاصر است...
آهان! اما سريال موفق «زمانه» اگر چه مانند «ميوه ممنوعه» به روزگار معاصر مي‌پردازد اما شايد بتوان گفت به لحاظ مختلف آن رنگ و بو و طعم آثار قبلي‌تان را ندارد؟
- قبول اما باز حسن فتحي اين سريال را ساخته است، در سريال «زمانه» من تصميم گرفتم گفت‌وگوهاي ساده را تست كنم يعني از آن گفت‌وگونويسي شاعرانه...
به سبك عليرضا نادري...
- بله هم سبك ايشان و هم برخي از نوشته‌هاي خودم كه فضايي شاعرانه داشته‌اند و مبتني بر ضرب‌المثل‌ها بودند. زماني كه سراغ عليرضا نادري رفتم حس كردم او به لحاظ گفت‌وگونويسي نزديك است به آن ذهنيت و سبكي كه من تجربه كردم در عين حال كه نادري ويژگي‌هاي خاص خودش را دارد. تنها اتفاقي كه در سريال «زمانه» رخ داده و اين مجموعه تلويزيوني را با آثار قبلي من متفاوت كرده است، در حوزه گفت‌وگو‌نويسي است. در قصه «زمانه» من به سمت ديالوگ‌نويسي تا حدودي ساده رفته‌ام. اينجا هم اگر دقت كرده باشيد، در لحظاتي ترشحاتي از آن سبك ادبيات زيبايي‌شناسي شده ديده مي‌شود...
بله يكي، دو ديالوگ در هر قسمت...
- بله، شايد اين به دليل آن است كه من حس كردم چيزي كه در سريال «زمانه» اهميت دارد خود قصه است. شايد فكر كردم گفت‌وگوهاي شاعرانه و مبتني بر زيبايي‌شناسي ادبي كه در آثار قبلي‌ام وجود داشته، اينجا تا حدودي آن فضاي بي‌واسطه‌اي را كه مي‌خواهم با مخاطبم و قصه فراهم كنم دچار خدشه و اختلال كند.
يادم مي‌آيد با شروع سريال «ميوه ممنوعه» قبل از شكل‌گيري داستان مخاطب كمي با سبك ديالوگ‌گويي شخصيت‌هاي امروزي داستان مشكل داشت و حتي موضع مي‌گرفت، اما كم‌كم با آن ادبيات خو گرفت ارتباط برقرار كرد و سبك روايت همراه شد؟
- همين طور است آنجا هنوز اين حس را نداشتم، اما امروز وقتي كه مي‌بينم سريال «زمانه» با استقبال چشمگيري مواجه شده است (اين را مدت زمان آگهي‌هاي ميان سريال و البته نظرسنجي‌هايي كه خودم داشته‌ام و به دستم رسيده مي‌گويد) به اين معناست كه مخاطب توانسته با كار ارتباط برقرار كند، واقعيت اين است كه من يك نوع سادگي را در سريال «زمانه» سعي كردم تجربه كنم كه اين سادگي، ناخوداگاه و ناشي از يك نوع ناشي‌گري نيست! يك تعريف هنرگاه سادگي است...
به شرط آنكه هنرمندانه اين سادگي را كنترل كنيد...
- همين طور است! چون اگر اين سادگي هنرمندانه كنترل شود يك جور زيبايي است. من به دنبال اين تعريف بودم.
«زمانه» به فصل دوم مي‌رسد
يك فنجان چاي با حسن فتحي (بخش پاياني)
مجتبي احمدي - در شماره گذشته، بخش نخست گفت‌وگوي مفصل حسن فتحي با «باني فيلم» را كه در خصوص دغدغه‌ها و سبك و سياق فيلمسازي‌اش از سريال «همسايه‌ها» تا «زمانه» بود، از نظر گذرانديد.

 

در اين شماره حسن فتحي بيش از پيش از سريال «زمانه» مي‌گويد. مجموعه‌اي كه با پاياني باز فينالش، پتانسيل اين را دارد تا در دو فصل ديگر ادامه پيدا كند.
در شماره گذشته گفت‌وگو به اينجا كشيد كه در سريال «زمانه» حسن فتحي به سمت يك سبك جديد ديالوگ‌نويسي در آثارش رفته و سعي كرده نگاه ساده‌تري به نوع گفت‌وگو‌ها داشته باشد. 

از سبك جديد نگاهتان در سريال «زمانه» مي‌گفتيد؛ ديالوگ‌هاي ساده‌تر از آثار گذشته‌تان و فاصله گرفتن از آن لحن شاعرانه.
- بله با همين نگاه من بازيگرانم را تشويق مي‌كردم به اينكه خيلي ساده كار كنند.
در واقع جلوي دوربين زندگي كنند؟
- بله زندگي كنند و بروند آدم‌هايي با اين موقعيت‌ها را در كوچه و بازار پيدا كنند.
اتفاقي كه به لحاظ جنس بازي‌ها در ساخته‌هاي قبلي‌تان كمتر رخ مي‌داد.
- نمي‌توانم بگويم در كارهاي قبلي‌ام كمتر بود، مي‌توانم بگويم در اين كار بيشتر بود و در واقع در سريال «زمانه» روي اين مسئله خيلي وسواس داشتم.
مي‌توان گفت قبلاً فتحي در آثارش، تماشاگر را به خودش و خواسته‌اش نزديك مي‌كرد، ولي حالا خودش به تماشاگر نزديك شده تا ارتباط لازم با اثرش برقرار شود؟
- (مكث مي‌كند) نمي‌دانم! اين مي‌تواند نظر شما باشد و من به آن احترام مي‌گذارم، البته نمي‌دانم چقدر درست است. فقط مي‌توانم بگويم حسن فتحي تغيير نكرده، او همان كسي است كه «مدار صفر درجه»، «ميوه ممنوعه»، «شب دهم» و... را ساخته، ولي ممكن است آن سال‌ها حسن فتحي اميدوارتر بوده، ولي اين سال‌ها حسن فتحي آدم افسرده‌تري شده، اين را مي‌توانم بگويم!
در واقع اميدواري كارگردان به آينده در نوع نگاه و جنس كار هنري‌اش تأثيرگذار است.
- بله بايد اعتراف كنم كه اين مسئله وجود دارد و روي كار من هم تأثيرگذار است. ضمن اينكه اين اتفاق تنها براي من رخ نداده براي بسياري از هنرمندان ديگر نيز به دلايل بسيار رقم خورده است.
و اين تغيير روح و روان كارگردان فاكتورهاي ذهني‌اش را بر هم مي‌ريزد؟
- همين امروز هم هيچ مصلحتي براي حسن فتحي مهم‌تر از رضايت مخاطبانش و خودش نيست! يعني من به لحاظ هنري دو تعهد دارم كه در طول اين بيست سال فعاليت تلويزيوني برايم مقدس بوده يكي تعهد نسبت به باورها و اعتقادات خودم، يكي تعهد نسبت به اينكه با وقت مردم بازي نكنم. گاه براي رسيدن به اين دو تعهد تا مرز سكته مغزي و قلبي پيش رفته‌ام و مهم هم نيست چون فكر مي‌كنم آدمي كه در زندگي‌اش روياهاي بزرگي دارد، بايد بابت روياهاي بزرگش تاوان بزرگي هم بدهد و من هم اين قانون را پذيرفتم. حالا كار كي سخت مي‌شود وقتي كه تو در كاري كه مي‌سازي خودت را نسبت به خواسته‌ها و تمناي مردم كوچه و بازار نيز در كنار خواسته و تمناي ذهني خود مسؤول بداني.
و سريال «زمانه» اتفاق مي‌افتد؟
- من تمام تلاشم را كردم تا به ساده‌ترين شكل ممكن اين قصه با مخاطب ارتباط برقرار كند چرا؟ چون قصه به شدت از جنس روزگار خودش است. قصه قرار است از يك معضل در حال اشاعه در جامعه صحبت كند.
دروغ و پنهان‌كاري و تأثير آن بر زندگي فردي و اجتماعي؟
- دروغ، پنهان‌كاري و البته خشونت، اتفاقي است كه جامعه‌شناسان و روانشناسان بايد روي آن كار كنند، چرا كه به طرق مختلف اين معضل در كشور ما در حال گسترش است. يكي از ويژگي‌هاي يك جامعه سالم، پايين بودن ضريب دروغ و پنهان‌كاري از طرفي و خشونت از سوي ديگر است. در «زمانه» من مي‌خواستم به حدي سر راست باشم كه بدون هيچ واسطه‌اي، به سادگي از اثرات فاجعه بار اين دو معضل با مخاطبم گفت‌وگو كنم.
مي‌توان گفت همين نگاه شما را به لحاظ كارگرداني به سمت يك دكوپاژ ساده و به دور از هر گونه حركات درشت و محسوس دوربين برده است؟
- بله، البته اين سادگي بسيار آگاهانه اتفاق افتاد. در حركات دوربين با فيلمبردار خوبم افشين احمدي صحبت مي‌كرديم و مدام به هم ايده مي‌داديم كه بايد نهايت سادگي را در حركت دوربين داشته باشيم.
فكر مي‌كنم به جز قسمت آخر به ويژه سكانس آخر، شما از كرين در حركات دوربين استفاده نكرديد؟
- بله جالب اينكه در يك سريال 49 قسمت شما تنها دو بار حركت كرين مي‌بينيد، به اين دليل كه من اصلاً نيازي به حركت كرين نمي‌‌ديدم. من با فيلمبردارم، طراح صحنه‌ام (آقاي زاغري) و... صحبت كرده بودم و به اين نتيجه رسيديم از هر چيزي كه مخل ارتباط مخاطب با قصه شود، پرهيز كنيم.
 

حسن فتحی: «زمانه 2» با بی‌پولی ساخته نمی‌شود

 

حسن فتحی در نشست سریال «زمانه» تاکید کرد اگر شرایط مالی مناسبی فراهم نباشد، قسمت دوم این مجموعه را نمی‌سازد.
به گزارش مهر، نشست خبری سریال زمانه ظهر ديروز با حضور حسن فتحی کارگردان، اسماعیل عفیفه تهیه کننده و علیرضا کاظمی‌پور نویسنده در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. فتحی در ابتدای نشست با تشکر از مخاطبان که دلگرمی‌ها و تشویق خود را نثار سریال کردند و رسانه‌ها و مطبوعاتی که آن را شایسته حمایت دانستند، اظهار کرد: من وارد بیستمین سال حضور خود در تلویزیون شده‌ام. احتمالا برخی از شما کودک بودید و در کنار پدر و مادرتان سریال‌های «پهلوانان نمی‌میرند» یا «همسایه‌ها» را می‌دیدید. من در این سال‌ها ریش و مو سفید کرده‌ام، اما عفیفه هنوز جوان مانده است! من 20 سال است با مردم از این رسانه حرف می‌زنم و مردم آنقدر عزیز هستند که مسایل دلسردکننده را به خاطر ارتباط با آنها از یاد بردم و باز هم سریال ساختم.وی افزود: البته نباید فراموش کرد صدا و سیما یک رسانه تاثیرگذار فرهنگی و در یک اثر موفق تلویزیونی می‌توان با 20 تا 30 میلیون نفر از مردم مواجه بود. بنابراین توده‌های مردم این ارزش را دارند که به واسطه تلویزیون مسایلی را با آنها مطرح کرد.
فتحی با اشاره به اینکه همچنان به سریال‌های تاریخی علاقمند است، تصریح کرد: ما دو سال است طرح تاریخی را آماده کرده‌ایم اما امکان و فضای ساخت آن فراهم نمی‌شود. این سریال درباره سلطان محمد خدابنده در عصر صفویه است و با قصه جذابی که دارد مطمئنم بسیار پرمخاطب خواهد بود. پیش از اینکه ماهواره‌ها به چنین موضوعاتی بپردازند بنا بود سریال را کار کنیم، اما هنوز میسر نشده است. وی افزود: زمانه دهمین سریال من بود که یکی از دلنشین‌ترین پایان‌ها را برای آن انتخاب کردیم که تفکر، تصمیم گیری و قضاوت درباره شخصیت‌ها را به مخاطب واگذار کرد. کارگردان زمانه با بیان اینکه پایان بندی سریال به خاطر امکان ساخت سری دوم آن این گونه بوده است، در این مورد توضیح داد: ما به تفکر مخاطب احترام گذاشتیم که مردم فکر کنند تکلیف شخصیت‌هایی چون منوچهر، نیکخواه، ارغوان، هما، فاطمه و دیگران چه خواهد شد. در واقع نخواستیم نسخه بپیچیم. وی تصریح کرد: اگر شرایط سری دوم به همین شکل باشد، ما آن را نخواهیم ساخت چون صبح پاتختی عروسی با قرض و قوله، از شب اول قبر سخت تر خواهد بود!
فتحی درباره عدم همکاری با علیرضا نادری و طالب زاده توضیح داد: اولین بار در «صاحبدلان» متنی از طالب زاده خواندم. آن موقع تازه «مدار صفر درجه» را تمام کرده بودم و از مهدی فرجی مهلتی خواستم تا پس از استراحت این سریال را بسازم در غیر این صورت ساخت آن را به کارگردان تازه نفسی واگذار کند که در نهایت لطیفی ساخت آن را برعهده گرفت. وی ادامه داد: همچنین محمد مسعود ساخت کاسه‌های سفالین را اولین بار به من پیشنهاد داد که دارای دیالوگ‌های جذاب و متن خوبی بود. با این حال چند مورد سیاسی که در تاریخ معاصر با آنها مسئله داشتم باعث شد تصمیم بگیرم به جای دست بردن در فیلمنامه از ابتدا مواضع خود را درباره مسائل سیاسی آن دوران مطرح کنند و در نهایت ترجیح دادم از پروژه کنار بکشم. قطعا کمال تبریزی نیز اثر بسیار خوبی خواهد ساخت.کارگردان سریال میوه ممنوعه با اشاره به اعتراض صنف‌های مختلف که اصولا پس از گرفتن یک سریال و افزایش مخاطبان آن به وجود می‌آید، در اینباره گفت: جای تعجب است در سرزمینی زندگی می‌کنیم که نه بابت شکست‌ها بلکه به خاطر موفقیت‌هایمان باید تاوان بدهیم. اعتراض نیز عیبی ندارد اما باید مابه ازای عینی داشته باشد. مثلا صنف بارفروشان گفته بودند چرا سرور در شماتت رفتار منوچهر به او می‌گوید چاله میدانی رفتار می‌کنی. من که از خودم این اصطلاح را ایجاد نکرده‌ام و مربوط به فرهنگ فولکلور کشورمان است. امیدوارم که بارفروش‌ها در ایام عید میوه‌ها را با قیمت ارزان به مردم بفروشند و ثابت کنند از فرهنگ چاله‌میدانی دور هستند. وی تاکید کرد: تعداد فیلمنامه‌هایی که در سال به من پیشنهاد می‌شوند کم نیست حتی برخی از تهیه کنندگان بهتر از عفیفه پول می‌دهند، اما این موضوع به همکاری‌های قبلی ما و دغدغه‌های نزدیکمان بر می‌گردد، آنهم در شرایطی که زمانه بدون کد معاونت سیما کلید خورد. فتحی یادآور شد: اکنون دیگر سریال 30 قسمتی جواب نخواهد داد و ما حداقل 90 قسمت باید سریال بسازیم. خوشحالم با تهیه کننده ای کار می کنم که بیش از برآورد دقیقه ای کیفیت برایش مهم است از همین رو سریال ما که قرار بود 50 قسمت باشد با تلفیق قسمت 49 و 50 طوری تمام شد که مخاطب احساس ضرر و زیان نکند و ریتم و ضرباهنگ سریال نیز افت پیدا نکند.

حمید سلجوقی

حمید گودرزی در نمایی از سریال "زمانه"

 

سی نت: حسن فتحی با ساخت سريال های تاريخی نظير «شب دهم»،«روشن تر از خاموشی» و « مدار صفر درجه» توانست دل بسياری از بينندگان و منتقدان را بدست آورد.بعدها او در تلويزيون با ساخت «ميوۀ ممنوعه» از فضای تاريخی فاصله گرفت و وارد جريانِ مجموعه های مناسبتی شد.جريانی كه بعدها با ساخت سريال هايی همچون « اشك ها و لبخندها»(ويژه نوروز) و «در مسير زاينده رود»(ويژه ماه رمضان) ادامه يافت.

در اين ميان،گذشته از چند فيلم تلويزيونی كه فتحی ساخته،حضورش در سينما با فيلم قابل قبولِ «پستچی سه بار در نمی زند» در گونه وحشت،نوآر ِ قابل دفاع و آبرومندِ «كيفر» و يك فيلم ايده آل و كامل به نام «يك روز ديگر» همراه بود.

اين ها نشان می دهد فتحی علاوه بر تسلط بر مديوم های مختلف نمايشی،ژانرهای متفاوتی را هم تجربه كرده و به همين سبب اكنون يكی از پخته ترين كارگردانان به شمار می رود.

سريال هايی كه در بالا عنوان شد هم هر كدام نمونه ای از موفق ترين سريال های تلويزيون در مقطع پخششان از باب كيفيت بودند و خب طبيعتا همين كارنامه ی فتحی در سريال سازی ست كه انتظارات را از او بالا برده.

ششمين همكاری فتحی(كارگردان) با عفيفه(تهيه كننده) اين بار يك ضلع قدرتمندِ سوم را كم دارد.مثلثی كه با «در مسير زاينده رود» غافلگيرمان كردند.اين بار فتحی از همكاری با استادی همچون عليرضا نادری فاصله گرفته كه تاثيرش در موفقيت های وی غيرقابل انكار است.فيلمنامه ی «زمانه» را عليرضا كاظمی پور و سعيد جلالی (نويسندگانِ دلنوازان) و سعيد تشكری نوشتند.

پايانِ پخش آخرين سريال حسن فتحی كه بيش از چهل شب روی آنتن شبكه سه رفت بهانه ای شد تا چند خطی درباره اش حرف بزنم؛

«زمانه» برشی از عشق های داغ اما تاريخ مصرف دار است.سريالی ست كه به نقد مستقيم مسائل روز جامعه بالاخص هنجارهايی كه جوانان و به تبع آن خانواده ها را درگير خود كرده می پردازد.در كل می توان گفت طمع،انتقام و عشق های فكر نشده ای كه پيامدهای ناگوارشان مثل قارچ رشد می كند! محوريت اصلی داستانِ «زمانه» را شكل می دهند.

سريالِ فتحی در مقطع كنونی كه شاهد فقر كيفی ِ سريال هايمان در داستانگويی هستيم اثری قابل قبول به حساب می آيد.نمايش می دهد آن وقتی را كه ضد ارزش ها،ارزش می شوند.فقر قصه گويی نه تنها در سريال ها كه در سينمايمان هم موج می زند.يا از قصه گفتن فرار می كنند يا نمی توانند بدون لكنت يك قصۀ جذاب بگويند اما «زمانه» جاذبه های داستانی خودش را موفق شد با تعليقی قابل قبول و يك ريتم نسبتا تند به نمايش بگذارد.داستانِ كنجكاوی برانگيزی كه كم افت و خيز جلو می رود،گره های متعددش را به موقع می زند و سعی می كند جذابانه اين گره ها را باز كند.

روايتِ داستانی كه كشش و جذبۀ لازم را در عين ِ برخورداری از مضامين ِ تكراری اما روز جامعه در خود دارد.

سريالِ فتحی بی سر و صدا ساخته شد و در اوج ِ داستانش هم به جشنواره خورديم وگرنه پتانسيل بيشتر مورد توجه قرار گرفتن از جانب هم مردم و هم رسانه ها را داشت.

گاف هایی دارد كه منطق روايی داستان را زير سؤال می برد كه البته تا حدودی طبيعی ست .از آن گذشته خيلی از موقعيت های داستان را می شد از لحاظِ وجه درام قوی تر و جذابتر خلق كرد مثلا فصلی كه منوچهر تا دم در ِ منزل جديدِ بهزاد تعقيبش می كند يا فصل ِ روبرو شدن بهزاد و ارغوان در حضور بهار كه نفهميديم بهزاد چرا انقدر زود و سريع مثل ِ يك بچۀ خوب حاضر می شود بيايد ببيند ارغوان چكارش دارد،بهزاد نيكخواه را لت و پار كرده و وقتی به منزل عمه اش پناه می برد عمه ذره ای استرس يا نگرانی در ظاهرش پيدا نيست و از بهزاد می خواهد آن ليوان شير داغش را بخورد و... ( تا دلتان بخواهد از اين فصل های ضعيف پرداخت شده از لحاظ بار دراماتيك در اين سريال به چشم می خورد). ديالوگ ها هم گاه زيادی بوی شعار می دهند.بخش قابل توجهی از ديالوگ های عمه فاطمه و هما از اين دست ديالوگ ها هستند.آدم هايی مثل عمه فاطمه هم در حد تيپ باقی ماندند.

در روايتِ داستانی ِ سريال فتحی گذر از خيلی مسائل سريع و بدون وسواس اتفاق می افتد.از شخصيت های فرعی مانند سينا كه چطور با چند فصل ساده(از لحاظ بار درام) اعتيادش را ترك می كند. - گرچه مقايسه درست نيست اما به ياد آوريد «وضعيت سفيد» را كه چطور در چند سكانس هم ندامت بهروز نمايش داده شد و هم ترك كردنش - گرفته تا دو شخصيت اصلی كه شخصيت های بدون ثباتی دارند و اگر سريال را به سه قسمت تقسيم كنيم در هر يك سوم،يك شكل اند.به عنوان مثال شخصيتِ ارغوان كه در يك سوم ابتدايی در وجودش حرارتِ عشق را می بينيم در يك سوم ميانی به سرعت نگاهش به عشق عوض می شود و گرچه حتی از برادرش می خواهد مشكلی برای بهزاد پيش نياورد اما در يك سوم پايانی خودش تشنۀ گرفتن انتقام می شود.

به هر حال يك سوم اولِ سريالِ حسن فتحی شروع جذابيت هايش بود.سريالی كه خيلی سريع رفت سر اصل مطلب.در يك سوم ميانه با افزودنِ داستانك های متعدد كه شخصيت های فرعی را درگير می كند توانست جذابيت هايش را حفظ كند اما در قسمت های پايانی از مسير داستانِ اصلی اش خارج شد و با زوم كردن زياد روی داستانِ تراژيك عشقی بين بهزاد و بهار از بار جذابيت هايش كاست هر چند ته مايه ی انتقام در يك سوم پايانی توانسته بود حسابی ذهن بينندگان را درگير و آن ها را پای قصه حفظ كند.

يكی از خوبی های «زمانه» بازی های خوبی ست كه توسط كارگردان حرفه ای اش هدايت شده.گذشته از بازی قابل قبولِ دو شخصيتِ اصلی،هومن برق نورد باز هم چشمۀ ديگری از هنرش را رو می كند و در كنار آن شهرام قائدی به خوبی توانسته شيرينی های شخصيتش را به اقتضای فضای داستان در كلام و حركاتش نمايش دهد.

خيلی جاهای «زمانه» رنگ و بوی فتحی را نداشت.يادش بخير قاسم جعفری با ساخت «خط قرمز»،بعدها «مسافری از هند» و ... پای كليپ های موزيكال را به سريال هايمان باز كرد.اين مدل كليپ ها اما به نظرم مال ِ نگاهِ فتحی نيست.همان انواع و اقسام كليپ هايی كه با موسيقی گروه «سون» در طول قسمت های مختلف سريال پخش شد و شايد سخت قابل تحمل ترينش كليپ پخش شده در قسمت آخر بود كه به مشابه خيلی از سريال های آبگوشتی مان (ببخشيد واژۀ مناسب ديگری پيدا نمی كنم!) سر و تهِ همه چيز در قالب همان كليپ هم آورده می‌شود.كليپی كه مرا يادِ «همه چی آرومه» طالب زاده می اندازد.

يا آن نمايی كه ارغوان را با چهره ای گشاده زير باران می بينيم كه اين بار لباس مشكی به تن ندارد و مثل ِ چند قسمت آخر ،ديگر كنار شومينه ننشسته و اين يعنی اينكه باز هم يك تحولِ شخصيتی رخ داده و ارغوان بعد ازديدن سی دی صحبت های دكتر،ديگر آتش انتقام در وجودش نيست و روحی همچون قطراتِ باران،زلال دارد! ...،اين ها رنگ و بوی آثار حسن فتحی را ندارد.

« زمانه» به هيچ عنوان نمی تواند نقطه اوجی در كارنامۀ حسن فتحی باشد.كارگردانی كه با مضامينی همچون عشق و عرفان می شناسيمش، تصويری كه از عشق در « زمانه» نشان داد می توانست حساب شده تر و قوی تر نشان داده شود، اما در مجموع اين سريالِ فتحی در ميانِ ترافيكِ ملودرام های روتين ِ اين چند وقتِ اخير تلويزيون،كاری ست كه نمرۀ قبولی می گيرد.

* ديالوگی از شخصيت ارغوانِ «زمانه» كه خطاب به مهران نيكخواه می گويد.

 

منبع: سی نت

من هم به عنوان مدیر وبلاگ آقای فتحی و مخاطب پرو پا قرص آثارشان هم عقیده با آقای سلجوقی هستم . که فکر میکنم آقای سلجوقی من رو بخاطر داشته باشند که به وبلاگشون سر میزدم و کماکان از خواندن مطالبشون لذت میبردم و نگاه هنری ایشان را ستایش میکردم و میکنم. به نظر من هم زمانه سریال بدی نبود ولی رنگ و بوی آثار فتحی را نداشت. یعنی من می تونستم اسم خیلی دیگه از کارگردان های خوب کشور را بعنوان کارگردان بجای اسم آقای فتحی ببینم اما به هر حال به ایشان خسته نباشید می گویم.      

با تشکر ستاره


حسن فتحی: «زمانه» قابلیت ساخت در سه فصل را داشت

تلویزیون - کارگردان سریال «زمانه» می‌گوید قصه این مجموعه تلویزیونی قابلیت داشت در دو یا سه فصل برای پخش از تلویزیون آماده شود.

به گزارش خبرآنلاین، حسن فتحی کارگردان و فیلمنامه نویس روز دوشنبه مهمان کافه خبر شد تا درباره «زمانه» تازه‌ترین اثر تلویزیونی‌اش صحبت کند.


او در این نشست که جبار آذین منتقد هم در آن حضور داشت، گفت: «یک روز اواسط تصویربرداری سریال «زمانه» به آقای عفیفه تهیه‌کننده گفتم که قصه قابلیت این را دارد که در دو یا سه فصل ساخته شود. حتی پیشنهاد دادم در قسمتی که ارغوان ماشین را آتش می‌زند و همزمان است با عروسی بهزاد و بهار، فصل اول تمام شود و همزمان با پخش، فیلمنامه‌نویسان روی فصل دوم کار کنند. حتی در این فرصت می‌شد نظر تماشاگران را هم در روند فیلمنامه دخیل کرد چرا که ‌گاهی اوقات تماشاگران پیشنهادهای فوق‌العاده‌ای می‌دهند.»


او ادامه داد: «اساسا پیشنهاد من مبنی بر ارائه این سریال در سه فصل دلیل داشت و آن هم چیزی نیود غیر از اینکه باید بپذیریم دو سال است که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم وارد رقابت با شبکه‌های ماهواره‌ای شده‌ایم. تا پیش از آن، رقابت ما فقط در حد شبکه‌های تلویزیونی خودمان بود و این رقابت به شبکه‌های ماهواره‌ای قواعد خاص خودش را دارد.»


کارگردان سریال «میوه ممنوعه» در ادامه گفت: «اگر ما توانایی رقابت با شبکه‌های ماهواره‌ای را پیدا نکنیم در ‌‌نهایت در این کارزار مخاطب دیگر سریال‌های خودمان را نخواهد دید و شبکه‌های ماهواره‌ای را انتخاب خواهد کرد.»


او در ادامه این نشست با اشاره به انتخاب بازیگرانش گفت: «اصولا یکی از فاکتورهایی که برای انتخاب بازیگران برای من اهمیت زیادی دارد بی‌حاشیه بودن آن‌هاست. معمولا این فاکتور را برای انتخاب بازیگر در نظر می‌گیرم.»


حسن فتحی در باره انتخاب حسین محجوب برای بازی در این سریال گفت: «حسن محجوب با بازی در نقش حسام از کارهای پیشینش فاصله زیادی گرفت. اغلب او را با بازی در نقش‌هایی که به لحاظ اجتماعی متوسط رو به پایین هستند به یاد می‌آورند، مثل پیرمرد سریال «در مسیر زاینده رود» یا «صاحبدلان»، اما احساس می‌کنم این نقش تفاوت زیادی با سایر نقش‌هایش داشت و یقین دارم اگر فیلمنامه به صورت کامل در اختیار او قرار می‌گرفت، نقشش را به مراتب بهتر ایفا می‌کرد.»

مشروح صحبت‌های حسن فتحی در کافه خبر به زودی منتشر می‌شود.


سریال «زمانه» از نگاه منتقدان / تجربه موفق کارگردان «مدار صفر درجه» و «میوه ممنوعه»45

تلویزیون - تعدادی از منتقدان سینمایی معتقدند که سریال «زمانه» به کارگردانی حسن فتحی اثری شاخص در بین تولیدات اخیر تلویزیون است.

بهناز شیربانی: حسن فتحی با ساخت سریال هایی چون «شب دهم»،«مدار صفر درجه»،«روشن تر از خاموشی»ثابت کرد که سریال های تاریخی می تواند مخاطب پسند باشد و جزو آثار ماندگار تلویزیون محسوب شود.


او طی 20 سال حضور حرفه ای خودش را تنها به  ساخت آثار تاریخی محدود نکرد و با ساخت آثاری که با زبانی طنز مثل«اشک ها و لبخند ها»یا ملودرام‌های اجتماعی مثل «در مسیر زاینده رود»و «میوه ممنوعه»نیز آثار موفقی را روانه آنتن تلویزیون کرد.


فتحی این بار با ساخت«زمانه»به سراغ دغدغه روزگارش رفته است.سریالی که به قلم علیرضا کاظمی‌پور، سعید جلالی وسعید تشکری نوشته شد و ششمین همکاری میان حسن فتحی و اسماعیل عفیفه تهیه‌کننده است .


«زمانه» داستان پسر جوانی به نام بهزاد است که قرار است که با دخترعموی خود ازدواج می‌کند، اما رازی از زندگی او برملا می‌شود که زندگی‌اش را دچار تغییراتی می‌کند. حسین محجوب، حمید گودرزی، مهرانه مهین ترابی، پریناز ایزدیار، هومن برق نورد از جمله بازیگران این سریال هستند.


برخی از منتقدان سینمایی معتقدند که «زمانه»اثری متفاوت بین سریال های اخیر تلویزیون است .که دلیل اصلی آن  به سابقه حسن فتحی در عرصه سینما و تلویزیون بر می گردد . 


 رضا درستکار منتقد سینما معتقد است که:«بعد ازدیدن آثار حسن فتحی  طی این سال‌ها به این نتیجه رسیدم که او سینماگری است که جای خودش را درتاریخ نمایش ایران محکم کرده است.»


به گفته درستکار:«بعد از «هزار دستان» ساخته علی حاتمی و «دائی جان ناپلئون» به کارگردانی ناصر تقوایی، حسن فتحی تنها سینماگری است که در این سال‌ها نگاه درستی به تاریخ و فرهنگ مردم این مرز و بوم داشته است و نگاهش به مردم ایران توام با احترام و با کرامت بوده است.»


 جبار آذین دیگر منتقد سینما نیز معتقد است:«حسن فتحی در عرصه هنرهای نمایشی و تصویری چهره شناخته شده‌ای است و آثاری که تا کنون از او به ویژه در تلویزیون در قالب سریال ارائه شده نشانگر توانایی‌های فراوان او است.»


سحر عصر آزاد منتقد سینما نیز می گوید:«حسن فتحی با سریال‌های شاخصی که در دهه70 و80 در تلویزیون ساخته  است در ذهن مخاطبان تلویزیون ماندگار شده و علاقه‌مندی او به تاریخ کشورمان و تسلط او به جزئیات و درام‌پردازی قابل تحسین است.» 


 به گفته  او:«در مقاطعی از او سریال‌های متفاوتی دیدیم. گرایش حسن فتحی به طنز در سریال «اشک‌ها و لبخند‌ها» و تلاش او برای به تصویر کشیدن مضامین اجتماعی در سریالی چون «در مسیر زاینده رود» نشان دهنده این است که او قابلیت کار کردن در هر ژانری را دارد و این حق هر کارگردانی است که ژانرهای مختلف را تجربه کند.»


از طرف دیگر منتقدان سریال «زمانه»را در قیاس با دیگر آثار فتحی اثر متفاوت تری می دانند که مستقیم مسائل روز جامعه را نقد می کند که  یکی از نکات مثبت این سریال محسوب می شود.


رضا درستکار در این خصوص می گوید:«در سریال «زمانه» حسن فتحی تلاش می‌کند به استانداردهای خودش وفادار باشد اما در دورانی که من از آن به عنوان دوران شکست تلویزیون یاد می‌کنم و در میان سریال‌های پر هزینه و زمان داری که دیگران کار می‌کنند، سریال «زمانه» نمره قبولی گرفت چرا که به مسائل معاصر و حال حاضر آدم ایرانی بها می‌دهد.»


او ادامه داد:«حسن فتحی در سریال «زمانه» تبدیل شدن ضد ارزش به ارزش را واکاوی می‌کند. سریال «زمانه» در دوران شکست تلویزیون شاید یکی از اتفاقات خوب تلویزیون است و به جای اینکه حقیقت را دروغ جلوه دهد دروغ در جامعه را به شکل حقیقی نشان می‌دهد و من امیدوارم تا پایان پخش برایش مشکلی پیش نیاید.»

 

آذین نیز معتقد است که با اینکه سریال «زمانه» بهترین و شاخص‌ترین مجموعه تلویزیونی حسن فتحی نیست ولی به دلیل امتیازهای فراوانش جایگاه شایسته‌ای را در میان سریال‌های اجتماعی و خانوادگی تلویزیون و همچنین کارنامه هنری این کارگردان دارد. »


او می گوید:«ملودرام اجتماعی «زمانه» با آنکه مضامین متعدد و متنوعی را دست مایه داستان‌های خود قرار داده اما در قسمت‌هایی اخیر با محور قرار گرفتن قصه بهزاد و بهار باقی داستان‌ها کمرنگ شده و نظرهای مخاطب به پیگیری چالشهای این دو معطوف شده است. پرداخت خوب این دو شخصیت و همچنین سایر شخصیت‌های مجموعه در کنار روایت منسجم جذاب و مخاطب پسند باعث شده تا این روز‌ها «زمانه» پر بیننده باشد.»


این منتقد سینما درباره قصه این مجموعه تلویزیونی می گوید:«متن در مجموع خوب نوشته شده سریال در دستان توانای حسن فتحی تبدیل به مجموعه‌ای شده است که با استادی تمام در صحنه‌های مختلف به ویژه صحنه‌های کشمکش دو شخصیت اصلی به خوبی در قاب تلویزیون جان بگیرد.»


او ادامه داد:«بازی‌های خوب پریناز ایزدیار، هومن برق نورد و تا حدی حمید گودرزی باعث شده است تا بر نقاط قوت کار افزوده شود. چیزی که محل اشکال در ارتباط با این سریال است حادثه محوری آن در قسمت‌های اخیر است. به عبارتی «زمانه» با فاصله گرفتن از داستان اصلی خود و موضوع‌های مختلف و دیگر شخصیت‌های اصلی و فرعی و پر رنگ شدن داستان تراژیک عشقی زوج اصلی کار در واقع داستان و حادثه سازی می‌کند و از این طریق تماشاگر را همراه خود می‌کشاند در صورتی که در چنین آثاری حرکت بر مدار ماجراهای مرتبط با شخصیت‌ها معقول و منطقی است. با این حال سریال «زمانه» جزو سریال‌های خوب ماه‌های اخیر سیما بوده و از امتیاز خوبی هم نزد مخاطب و اهالی هنر برخوردار است.»


عصر آزاد هم می گوید:«با کارنامه رنگینی که از حسن فتحی طی این سال ها دیدیم می توان این طور نتیجه گرفت که حضور او به عنوان نویسنده نوید بخش سریال های ماندگارتری است.همانند سریال «شب دهم»که یک سریال مذهبی-عاشقانه است که الگویی برای ساخت سریال های تلویزیونی شد.»


حسن فتحی: ما نیازمند مدیرانی هستیم که جسارت لازم را داشته باشند و از این نترسند که عده ای برنجند
سریال زمانه باعث شدکسانی که سریالهای ماهواره ای را پی گیری می کردند، ماهواره را فراموش کرده وبه تماشای سریال زمانه بنشینند

حسن فتحی در گفت وگو با شفقنا: مهم ترین دغدغه ام در سریال هایم، نقد فرهنگ دروغ، پنهانکاری و خشونت بوده است 
شفقنا -محمد تاجیک : کار گردان سریال زمانه معتقد است که دعوت جامعه به رعایت اخلاق مهمترین دغدغه او در سریال "زمانه" و سریالهای اخیرش بوده است .

به گزارش پارس توریسم حسن فتحی که این روزها سریال زمانه به کارگردانی او از شبکه سوم سیما در حال پخش است در گفت وگو با شفقنا افزود: سریال زمانه درادامه دغدغه های من در سربالهای اشکها ولبخندها و در مسیر زاینده رود است و مهمترین دغدغه هایی که دراین سریالها داشته ام یکی نقد فر هنگ دروغ و پنهانکاری ودیگری اعتراض به گسترش فرهنگ خشونت در جامعه بوده است .

کارگردان سریال شب دهم در ادامه گفت: من در سریال اشکها ولبخندها به فرهنگ دروغ در جامعه پرداختم. در سریال در مسیر زاینده نیز نگرانی خود را از گسترش فرهنگ خشونت در جامعه نشان دادم و در سریال زمانه به هردو مورد گسترش فر هنگ دروغ و افزایش خشونت در جامعه پرداختم ونشان دادم این ناهنجاری ها چه پیامدهای فاجعه باری را می تواند برای جامعه وخانواده داشته باشد .

وی افزود: زمانه، اشکها ولبخندها و سریال در مسیر زاینده رود درواقع یک سه گانه درباره نگرانی ها و دغدغه های من در زمینه مسائل اخلاقی است، دغدغه هایی به عنوان شهروند این جامعه که نسبت به گسترش خشونت و دیگر موضوعات آزار دهنده در جامعه به شدت گلایه مند ومعترض است .

کارگردان سریال میوه ممنوعه در ادامه عنوان کرد: گسترش فرهنگ دروغ و اشاعه خشونت در هیچ جامعه ای نتیجه خوبی ندارد از جمله در جامعه ما که گسترش چنین ناهنجاریهایی در میان مردم ایجاد نگرانی می کند .

حسن فتحی با ااشاره به استقبال خوب مردم از سریال زمانه  گفت: خدارا شکر می کنم که این سریال با استقبال بسیار خوبی از سوی مردم مواجه شد. اعتبار و آبروی یک هنرمند به مرور زمان وبه سختی به دست می آید و اگر سهل انگاری کند و یا توجهی نداشته باشد ممکن است این اعتبار به راحتی از دست برود. من بزرگترین خوشحالی ام این است که دراین سریال آبرویم حفظ شد .

کار گردان سریال "مدار صفر درجه" درادامه با بیان اینکه تا چند سال قبل ساخت سریال راحت تر از امروز بود چون سریالها در فضای رقابت درون کشوری قرار داشتند و رقابتها درون مرزی بود، افزود: مثلا سریالی از شبکه یک با سریالی از شبکه سه رقابت می کرد و رقابت بین شبکه ها بود. اما الان وارد فضای پیچیده تری شده ایم. ما وارد فضای رقابت ماهواره ای شده ایم که تا حدودی هم اجتناب ناپذیر است.  به همین خاطر باید تلاش کنیم آثار جذاب تر و داستانهای عمیق تری تولید کنیم. اگر غیر ازاین باشد در رقابت با سریالهای ماهواره ای عقب خواهیم ماند. خوشبختانه در این مورد اتفاق خوبی برای این سریال روی داد و اخبار زیادی دارم که همزمان با پخش این سریال، کسانی که سریالهای ماهواره ای را پی گیری می کردند، ماهواره را فراموش کرده وبه تماشای سریال زمانه نشسته بودند .

وی تاکید کرد: در رقابت با سریالهای شبکه های ماهواره ای اگر بتوانیم خردمندانه تر و با درک عمیق تر عمل کنیم می توانیم سرافراز باشیم. به خیلی ها نمی شود گفت که نروید و سریالهای ماهواره ای را نبینید. ماباید آنقدر کیفیت سریالهای ایرانی را بالا ببریم که مخاطبان با رغبت شبکه های داخلی را ببینند .

کارگردان فیلم "پستچی سه بار در نمی زند" در ادامه عنوان کرد: از سوی دیگر ما نیازمند قصه هایی هستیم که واقعیت زندگی مردم را بازگو کنند، قصه هایی که حرفه ای و جذاب باشند و مدیرانی داشته باشیم که جسارت وشجاعت لازم را داشته باشند و از این نترسند که عده ای برنجند و خیلی محکم بایستند .

فتحی در پایان گفت: استقبال از این سریال باعث شد که خستگی از تن ما بیرون برود.

حسن فتحی که از مدتی قبل فصد ساخت مستندی درباره زندگی دکتر شریعتی را داشته است می گوید که برای ساخت این مستند دنبال یک تهیه کننده خوب می گردد.

کار گردان سریالهایی چون شب دهم و میوه ممنوعه در گفت وگو با خبرنگار شفقنا درباره ساخت مستندی درباره دکتر شریعتی گفت: خیلی راغب هستم که ساخت این مستند را شروع کنم به همین دلیل دنبال یک تهیه کننده خوب می گردم که این امکان را از نظر تولیدی فراهم کند تا بتوانم با خیال راحت این فیلم را بسازم .

وی ادامه داد: دکتر شریعتی یک واقعیت بزرگ تاریخی است و یک متفکر بزرگ تاریخ ماست و تاثیرات شگرفی بر روی چند نسل از جوانهای ما گذاشته است و مسلما اگر مستندی درباره افکار واندیشه ها و زندگی او ساخته شود بسیاری از اقشار جامعه مخاطبان این مستند خواهند بود.

فتحی تاکید کرد: بسیاری از جوانها در دوران قبل و پس از انقلاب به شدت تحت تاثیر اندیشه های متفکری چون دکتر شریعتی بودند و هم اکنون آنها افراد میانسال جامعه مارا تشکیل می دهند. به نظرم اگر از افکار و اندیشه های دکتر شریعتی مستند خوب و جذابی ساخته شود قطعا نسل جوان استقبال خواهد کرد.


درباره چهره وکیل در سریال زمانه

حسن فتحی هرچه رسید به وکلا گفت و صدای کسی در نیامد

تیپ معرفی شده از وکلا در فیلم بسیار سیاه و نامناسب است. نماینده اصلی وکلا(نیکخواه) یک انسان جاه طلب و کلاش است که حتی به کارآموز خود نظر سوء دارد/ آنچه موجب تاسف بیشتر است، سکوت و بی تفاوتی جامعه وکالت و متولیان این کسوت در قبال چنین بی انصافی هایی است. این گونه به شخصیت وکیل در یک سریال می تازند و ناجوانمردانه صنف وکالت را زیر سوال می برند. چگونه است که از متولیان کانون های وکلا آن هم در حد یک اظهارنظر و انتقاد ساده صدایی بلند نمی شود؟

رساله حقوق: سریال زمستانه “زمانه”(شبکه سوم صدا و سیما)تمام شد. این درام اجتماعی به کارگردانی حسن فتحی از این منظر که واقعیت های تلخ اجتماعی در روابط افراد را به صورت ملموس به تصویر کشید و مخاطب نیز توانست به جهت همین ویژگی با سریال همراهی کند قابل تحسین است.

وقتی بحث از روابط آسیب زای اجتماعی می شود لاجرم پای مسائل حقوقی نیز به میان خواهد آمد؛ سریال “زمانه ” نیز از این قاعده مستثنی نیست و بخشی از داستان فیلم را روابط و مشکلات حقوقی بین افراد تشکیل می داد. صحنه گردان ابعاد حقوقی فیلم دو شخصیت وکیل سرپرست به بازیگری هومن برق نورد (نیکخواه) و دیگری کارآموز پریناز ایزدیار (ارغوان) بودند.

نقش پررنگ این دو شخصیت مخصوصا نیکخواه نشان می دهد که به قول اهل هنر، وکیل  در این فیلم، به عنوان یک «تیپ» و نه «شخصیت» نمایانده شده است. تیپ در سینما نماینده، نماد و معرف گروهی از آدم هاست که به آن ها نوعی یگانگی و وحدت می بخشد. مثل اینکه یک نقش بخواهد نماینده معلمین آموزش و پرورش باشد که همه خصوصیاتی مشترک دارند و آن ها را از کسبه و فروشندگان جدا می کند.

شاید اگر داستان فیلم متمرکز بر مشغله های خانوادگی بود و تیپ وکیل(به عنوان کسی که با قانون سروکار دارد) در داستان موثر نمی بود، محلی  برای نوشتن این نقد نبود؛ به نظر می رسد حسن فتحی در نمایش نقش این دو نفر بیشتر در پی معرفی تیپ وکالت و تمرکز بر شغل وکالت است نه شخصی به نام «نیکخواه» یا «ارغوان» چرا که تمامی رفتارهای این دو متاثر از وکیل بودن آنهاست؛ و متاسفانه تیپ یا نوع معرفی شده از وکلا در فیلم بسیار سیاه و نامناسب است. نماینده اصلی وکلا در فیلم(نیکخواه) یک انسان جاه طلب و کلاش است که حتی به کارآموز خود نظر سوء دارد. در مورد ارغوان نیز اوضاع بهتر نیست؛ ارغوان که در اوایل فیلم امیدوار می شویم چهره خوبی از وکلا به نمایش بگذارد در اواخر فیلم از همین اطلاعات حقوقی برای یک کلاهبرداری بزرگ(از بهزاد) به بهترین وجه استفاده و ادعا می کند که اینها را در دوره شاگردی در محضر آقای نیکخواه(یعنی در دوره کارآموزی وکالتش) آموخته است. انگار کار وکیل سرپرست یاد دادن فنون دور زدن قوانین و کلاهبرداری و کلاشی است. به این مورد اضافه کنید تمام جاهایی را که وکیل بزرگ(نیکخواه) از عبارت«من خودم قانون را بلدم» استفاده می کند؛ یعنی جاهایی که قصد دور زدن قانون را دارد.

شاید اگر کارگردان در فیلم، یک نقش متفاوت از وکیل به نمایش می گذاشت اینقدر تاریک نمی بود. اما با نیاوردن نمونه متضاد وکیلی که پایبند به قسم نامه خود و قانون، در پی احقاق حق و عدالت باشد این برداشت را تقویت می کند.

باید پرسید چرا این روزها کارگردانان محترم و بسیاری دیگر به خود جرات داده و به راحتی این گونه برای صنف وکلا شخصیت مخدوش ارائه کنند؛ صنفی که علی رغم وظیفه مقدسی که بر عهده دارد این گونه به راحتی دچار تحلیل ها و تفسیر های غلط شده و وجهه اجتماعی آن مخدوش می شود؟ کسی چه می داند؟ شاید سازندگان محترم فیلم تنها با وکلای از جنس نیکخواه سروکار داشته و ابدا گذرشان به دفتر وکلای شریفی که اکثریت جامعه وکلا را تشکیل می دهند نیفتاده است.

بر فرض دیدگاه کارگردان و وجود این واقعیت در بخشی از جامعه وکلا صحیح باشد اما قابل تعمیم به بخش اعظم این گروه نیست. شایسته بود که کارگردان محترم با برجسته کردن نمونه یک وکیل تابع قانون به تعادل در این تصویر سازی کمک می کرد؛ تا مخاطب که مرتبط با جامعه وکلا نیست این گونه دچار تصویر سازی اشتباه ما نشده و کارگردان نیز در دام ظلم به وجهه اجتماعی وکلا گرفتار نشود. وکلای یی که بسیاری از آنها تمام هم و غم خود را عدالت جویی قرار داده اند و در این راه از جان و آبروی خویش گذشته اند.

 اما از اینها گذشته، آنچه موجب تاسف بیشتر است، سکوت و بی تفاوتی جامعه وکالت و متولیان این کسوت در قبال چنین بی انصافی هایی است. چگونه است که در زمانه ای که کوچکترین نقدها به یک صنف خاص در یک فیلم یا سریال می شود  اهالی آن گروه یا سازمان از اعتراض پا را فراتر گذاشته و با صدور بیانیه و تجمع فریاد وامصیبتا سر می دهند؛ لکن علی رغم این که این گونه به شخصیت وکیل در یک سریال می تازند و ناجوانمردانه صنف وکالت را زیر سوال می برند جز چند اعتراض پراکنده توسط وکلای جوان، از متولیان کانون های وکلا آن هم در حد یک اظهارنظر و انتقاد ساده صدایی بلند نمی شود؟

کافی است نگاهی گذارا داشته باشیم به نمونه های این اعتراضات در فیلم هایی که به اصناف و گروه های دیگر پرداخته است؛ از جمله اعتراض سازمان نظام پرستاری به سریال «اغما»، اعتراض سفارت افغانستان به سریال «چهارخونه»، اعتراض پزشکی قانونی به سریال «ساختمان ۸۵»، اعتراض‌کارآفرینان به سریال «به کجا چنین شتابان؟»، اعتراض مردم اصفهان نسبت به سریال «در مسیر زاینده رود»، و اعتراض روحانیت به فیلم “مارمولک”و ده ها نمونه دیگر. در حالی که چهره تاریک وکیل در فیلم زمانه با چهره ای که از گروه های دیگر در سریال ها و فیلم های فوق به نمایش در آمده قابل مقایسه نیست. تمسخر ساده لهجه یک قومیت کجا و نمایش یک چهره پلید و کلاهبردار و کلاش از یک صنف کجا؟

جای خالی اعتراض نهاد وکالت به پخش سریال های مرتبط به وضوح عیان است.

  قطعا آسیب شناسی این امر را باید از زوایای گوناگون نگریست تا در قضاوت خود دچار اشتباه نشویم؛ از یک سو باید جامعه وکلا را نقد کرد و گفت بهرحال حفظ حرمت امامزاده به متولی آن است. طبیعتا رفتارهای خلاف شان و نادرست معدودی از وکلاست که به چنین تصورات نادرستی دامن می زند.

وجه دیگر این آسیب شناسی انتقاد به کانون های وکلا ست؛

چرا کانون وکلا با سکوت خود مهر تایید بر این تصویر مخدوش  از نهاد وکالت می زند؟ چه مشغله ای متولیان کانونهای وکلای دادگستری را به خود مشغول کرده که از این مهم غافل مانده اند؟ آیا از خود نپرسیده اند که چرا وقتی دستگاه قضایی در پی ادغام کانون وکلا و نظارت مستقیم بر آن است هیچ اعتراض عمومی و مردمی در حمایت از استقلال کانون صورت نمی گیرد؟

به نظر می رسد اساسا جامعه وکالت نسبت به وجهه این لباس و شغل در نظر مردم دغدغه ای ندارد. قضیه فقط به سکوت در برابر سریال زمانه یا موارد مشابه ختم نمی شود. داستان این است که متولیان امر وکالت و رئوس کانون های وکلا هیچ دغدغه ای در ترمیم این چهره مخدوش در افکار عمومی ندارند. مثال ساده این بی توجهی و بی خیالی نسبت به «نگاه عموم به وکلا» را می توان در  نوع پوشش و ظاهر وکلا، از وکلای زن گرفته تا وکلای مرد دید؛ شیوه زندگی وکلا مرزبندی و تمایز آشکاری از توده مردم  دارد و این، به بی اعتمادی توده مردم به صنف وکلا دامن می زند.

آیا نابودی شخصیت حقوقی و وجهه وکالت خطری کمتر از استقلال کانون وکلا دارد که این گونه متولیان کانونهای وکلا دم فرو بسته اند؟

آیا حفظ اعتبار مجموعه وکلا و جامعه وکالت رسالت دادسرای انتظامی وکلا و هیئت های مدیره کانون های وکلا نیست؟

* مهدی جهانشیری؛ کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، وکیل دادگستری، نویسنده وبلاگ پس کوچه تفکر