زمانه و حواشی و نقدها و مصاحبه های جدید آقای کارگردان


|
حمید گودرزی در نمایی از سریال "زمانه" |
سی نت: حسن فتحی با ساخت سريال های تاريخی نظير «شب دهم»،«روشن تر از خاموشی» و « مدار صفر درجه» توانست دل بسياری از بينندگان و منتقدان را بدست آورد.بعدها او در تلويزيون با ساخت «ميوۀ ممنوعه» از فضای تاريخی فاصله گرفت و وارد جريانِ مجموعه های مناسبتی شد.جريانی كه بعدها با ساخت سريال هايی همچون « اشك ها و لبخندها»(ويژه نوروز) و «در مسير زاينده رود»(ويژه ماه رمضان) ادامه يافت.
منبع: سی نت من هم به عنوان مدیر وبلاگ آقای فتحی و مخاطب پرو پا قرص آثارشان هم عقیده با آقای سلجوقی هستم . که فکر میکنم آقای سلجوقی من رو بخاطر داشته باشند که به وبلاگشون سر میزدم و کماکان از خواندن مطالبشون لذت میبردم و نگاه هنری ایشان را ستایش میکردم و میکنم. به نظر من هم زمانه سریال بدی نبود ولی رنگ و بوی آثار فتحی را نداشت. یعنی من می تونستم اسم خیلی دیگه از کارگردان های خوب کشور را بعنوان کارگردان بجای اسم آقای فتحی ببینم اما به هر حال به ایشان خسته نباشید می گویم. با تشکر ستاره
به گزارش خبرآنلاین، حسن فتحی کارگردان و فیلمنامه نویس روز دوشنبه مهمان کافه خبر شد تا درباره «زمانه» تازهترین اثر تلویزیونیاش صحبت کند.
در اين ميان،گذشته از چند فيلم تلويزيونی كه فتحی ساخته،حضورش در سينما با فيلم قابل قبولِ «پستچی سه بار در نمی زند» در گونه وحشت،نوآر ِ قابل دفاع و آبرومندِ «كيفر» و يك فيلم ايده آل و كامل به نام «يك روز ديگر» همراه بود.
اين ها نشان می دهد فتحی علاوه بر تسلط بر مديوم های مختلف نمايشی،ژانرهای متفاوتی را هم تجربه كرده و به همين سبب اكنون يكی از پخته ترين كارگردانان به شمار می رود.
سريال هايی كه در بالا عنوان شد هم هر كدام نمونه ای از موفق ترين سريال های تلويزيون در مقطع پخششان از باب كيفيت بودند و خب طبيعتا همين كارنامه ی فتحی در سريال سازی ست كه انتظارات را از او بالا برده.
ششمين همكاری فتحی(كارگردان) با عفيفه(تهيه كننده) اين بار يك ضلع قدرتمندِ سوم را كم دارد.مثلثی كه با «در مسير زاينده رود» غافلگيرمان كردند.اين بار فتحی از همكاری با استادی همچون عليرضا نادری فاصله گرفته كه تاثيرش در موفقيت های وی غيرقابل انكار است.فيلمنامه ی «زمانه» را عليرضا كاظمی پور و سعيد جلالی (نويسندگانِ دلنوازان) و سعيد تشكری نوشتند.
پايانِ پخش آخرين سريال حسن فتحی كه بيش از چهل شب روی آنتن شبكه سه رفت بهانه ای شد تا چند خطی درباره اش حرف بزنم؛
«زمانه» برشی از عشق های داغ اما تاريخ مصرف دار است.سريالی ست كه به نقد مستقيم مسائل روز جامعه بالاخص هنجارهايی كه جوانان و به تبع آن خانواده ها را درگير خود كرده می پردازد.در كل می توان گفت طمع،انتقام و عشق های فكر نشده ای كه پيامدهای ناگوارشان مثل قارچ رشد می كند! محوريت اصلی داستانِ «زمانه» را شكل می دهند.
سريالِ فتحی در مقطع كنونی كه شاهد فقر كيفی ِ سريال هايمان در داستانگويی هستيم اثری قابل قبول به حساب می آيد.نمايش می دهد آن وقتی را كه ضد ارزش ها،ارزش می شوند.فقر قصه گويی نه تنها در سريال ها كه در سينمايمان هم موج می زند.يا از قصه گفتن فرار می كنند يا نمی توانند بدون لكنت يك قصۀ جذاب بگويند اما «زمانه» جاذبه های داستانی خودش را موفق شد با تعليقی قابل قبول و يك ريتم نسبتا تند به نمايش بگذارد.داستانِ كنجكاوی برانگيزی كه كم افت و خيز جلو می رود،گره های متعددش را به موقع می زند و سعی می كند جذابانه اين گره ها را باز كند.
روايتِ داستانی كه كشش و جذبۀ لازم را در عين ِ برخورداری از مضامين ِ تكراری اما روز جامعه در خود دارد.
سريالِ فتحی بی سر و صدا ساخته شد و در اوج ِ داستانش هم به جشنواره خورديم وگرنه پتانسيل بيشتر مورد توجه قرار گرفتن از جانب هم مردم و هم رسانه ها را داشت.
گاف هایی دارد كه منطق روايی داستان را زير سؤال می برد كه البته تا حدودی طبيعی ست .از آن گذشته خيلی از موقعيت های داستان را می شد از لحاظِ وجه درام قوی تر و جذابتر خلق كرد مثلا فصلی كه منوچهر تا دم در ِ منزل جديدِ بهزاد تعقيبش می كند يا فصل ِ روبرو شدن بهزاد و ارغوان در حضور بهار كه نفهميديم بهزاد چرا انقدر زود و سريع مثل ِ يك بچۀ خوب حاضر می شود بيايد ببيند ارغوان چكارش دارد،بهزاد نيكخواه را لت و پار كرده و وقتی به منزل عمه اش پناه می برد عمه ذره ای استرس يا نگرانی در ظاهرش پيدا نيست و از بهزاد می خواهد آن ليوان شير داغش را بخورد و... ( تا دلتان بخواهد از اين فصل های ضعيف پرداخت شده از لحاظ بار دراماتيك در اين سريال به چشم می خورد). ديالوگ ها هم گاه زيادی بوی شعار می دهند.بخش قابل توجهی از ديالوگ های عمه فاطمه و هما از اين دست ديالوگ ها هستند.آدم هايی مثل عمه فاطمه هم در حد تيپ باقی ماندند.
در روايتِ داستانی ِ سريال فتحی گذر از خيلی مسائل سريع و بدون وسواس اتفاق می افتد.از شخصيت های فرعی مانند سينا كه چطور با چند فصل ساده(از لحاظ بار درام) اعتيادش را ترك می كند. - گرچه مقايسه درست نيست اما به ياد آوريد «وضعيت سفيد» را كه چطور در چند سكانس هم ندامت بهروز نمايش داده شد و هم ترك كردنش - گرفته تا دو شخصيت اصلی كه شخصيت های بدون ثباتی دارند و اگر سريال را به سه قسمت تقسيم كنيم در هر يك سوم،يك شكل اند.به عنوان مثال شخصيتِ ارغوان كه در يك سوم ابتدايی در وجودش حرارتِ عشق را می بينيم در يك سوم ميانی به سرعت نگاهش به عشق عوض می شود و گرچه حتی از برادرش می خواهد مشكلی برای بهزاد پيش نياورد اما در يك سوم پايانی خودش تشنۀ گرفتن انتقام می شود.
به هر حال يك سوم اولِ سريالِ حسن فتحی شروع جذابيت هايش بود.سريالی كه خيلی سريع رفت سر اصل مطلب.در يك سوم ميانه با افزودنِ داستانك های متعدد كه شخصيت های فرعی را درگير می كند توانست جذابيت هايش را حفظ كند اما در قسمت های پايانی از مسير داستانِ اصلی اش خارج شد و با زوم كردن زياد روی داستانِ تراژيك عشقی بين بهزاد و بهار از بار جذابيت هايش كاست هر چند ته مايه ی انتقام در يك سوم پايانی توانسته بود حسابی ذهن بينندگان را درگير و آن ها را پای قصه حفظ كند.
يكی از خوبی های «زمانه» بازی های خوبی ست كه توسط كارگردان حرفه ای اش هدايت شده.گذشته از بازی قابل قبولِ دو شخصيتِ اصلی،هومن برق نورد باز هم چشمۀ ديگری از هنرش را رو می كند و در كنار آن شهرام قائدی به خوبی توانسته شيرينی های شخصيتش را به اقتضای فضای داستان در كلام و حركاتش نمايش دهد.
خيلی جاهای «زمانه» رنگ و بوی فتحی را نداشت.يادش بخير قاسم جعفری با ساخت «خط قرمز»،بعدها «مسافری از هند» و ... پای كليپ های موزيكال را به سريال هايمان باز كرد.اين مدل كليپ ها اما به نظرم مال ِ نگاهِ فتحی نيست.همان انواع و اقسام كليپ هايی كه با موسيقی گروه «سون» در طول قسمت های مختلف سريال پخش شد و شايد سخت قابل تحمل ترينش كليپ پخش شده در قسمت آخر بود كه به مشابه خيلی از سريال های آبگوشتی مان (ببخشيد واژۀ مناسب ديگری پيدا نمی كنم!) سر و تهِ همه چيز در قالب همان كليپ هم آورده میشود.كليپی كه مرا يادِ «همه چی آرومه» طالب زاده می اندازد.
يا آن نمايی كه ارغوان را با چهره ای گشاده زير باران می بينيم كه اين بار لباس مشكی به تن ندارد و مثل ِ چند قسمت آخر ،ديگر كنار شومينه ننشسته و اين يعنی اينكه باز هم يك تحولِ شخصيتی رخ داده و ارغوان بعد ازديدن سی دی صحبت های دكتر،ديگر آتش انتقام در وجودش نيست و روحی همچون قطراتِ باران،زلال دارد! ...،اين ها رنگ و بوی آثار حسن فتحی را ندارد.
« زمانه» به هيچ عنوان نمی تواند نقطه اوجی در كارنامۀ حسن فتحی باشد.كارگردانی كه با مضامينی همچون عشق و عرفان می شناسيمش، تصويری كه از عشق در « زمانه» نشان داد می توانست حساب شده تر و قوی تر نشان داده شود، اما در مجموع اين سريالِ فتحی در ميانِ ترافيكِ ملودرام های روتين ِ اين چند وقتِ اخير تلويزيون،كاری ست كه نمرۀ قبولی می گيرد.
* ديالوگی از شخصيت ارغوانِ «زمانه» كه خطاب به مهران نيكخواه می گويد.
حسن فتحی: «زمانه» قابلیت ساخت در سه فصل را داشت
کارگردان سریال «زمانه» میگوید قصه این مجموعه تلویزیونی قابلیت داشت در دو یا سه فصل برای پخش از تلویزیون آماده شود.
او در این نشست که جبار آذین منتقد هم در آن حضور داشت، گفت: «یک روز اواسط تصویربرداری سریال «زمانه» به آقای عفیفه تهیهکننده گفتم که قصه قابلیت این را دارد که در دو یا سه فصل ساخته شود. حتی پیشنهاد دادم در قسمتی که ارغوان ماشین را آتش میزند و همزمان است با عروسی بهزاد و بهار، فصل اول تمام شود و همزمان با پخش، فیلمنامهنویسان روی فصل دوم کار کنند. حتی در این فرصت میشد نظر تماشاگران را هم در روند فیلمنامه دخیل کرد چرا که گاهی اوقات تماشاگران پیشنهادهای فوقالعادهای میدهند.»
او ادامه داد: «اساسا پیشنهاد من مبنی بر ارائه این سریال در سه فصل دلیل داشت و آن هم چیزی نیود غیر از اینکه باید بپذیریم دو سال است که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم وارد رقابت با شبکههای ماهوارهای شدهایم. تا پیش از آن، رقابت ما فقط در حد شبکههای تلویزیونی خودمان بود و این رقابت به شبکههای ماهوارهای قواعد خاص خودش را دارد.»
کارگردان سریال «میوه ممنوعه» در ادامه گفت: «اگر ما توانایی رقابت با شبکههای ماهوارهای را پیدا نکنیم در نهایت در این کارزار مخاطب دیگر سریالهای خودمان را نخواهد دید و شبکههای ماهوارهای را انتخاب خواهد کرد.»
او در ادامه این نشست با اشاره به انتخاب بازیگرانش گفت: «اصولا یکی از فاکتورهایی که برای انتخاب بازیگران برای من اهمیت زیادی دارد بیحاشیه بودن آنهاست. معمولا این فاکتور را برای انتخاب بازیگر در نظر میگیرم.»
حسن فتحی در باره انتخاب حسین محجوب برای بازی در این سریال گفت: «حسن محجوب با بازی در نقش حسام از کارهای پیشینش فاصله زیادی گرفت. اغلب او را با بازی در نقشهایی که به لحاظ اجتماعی متوسط رو به پایین هستند به یاد میآورند، مثل پیرمرد سریال «در مسیر زاینده رود» یا «صاحبدلان»، اما احساس میکنم این نقش تفاوت زیادی با سایر نقشهایش داشت و یقین دارم اگر فیلمنامه به صورت کامل در اختیار او قرار میگرفت، نقشش را به مراتب بهتر ایفا میکرد.»
مشروح صحبتهای حسن فتحی در کافه خبر به زودی منتشر میشود.
سریال «زمانه» از نگاه منتقدان / تجربه موفق کارگردان «مدار صفر درجه» و «میوه ممنوعه»
تعدادی از منتقدان سینمایی معتقدند که سریال «زمانه» به کارگردانی حسن فتحی اثری شاخص در بین تولیدات اخیر تلویزیون است.
بهناز شیربانی: حسن فتحی با ساخت سریال هایی چون «شب دهم»،«مدار صفر درجه»،«روشن تر از خاموشی»ثابت کرد که سریال های تاریخی می تواند مخاطب پسند باشد و جزو آثار ماندگار تلویزیون محسوب شود.
او طی 20 سال حضور حرفه ای خودش را تنها به ساخت آثار تاریخی محدود نکرد و با ساخت آثاری که با زبانی طنز مثل«اشک ها و لبخند ها»یا ملودرامهای اجتماعی مثل «در مسیر زاینده رود»و «میوه ممنوعه»نیز آثار موفقی را روانه آنتن تلویزیون کرد.
فتحی این بار با ساخت«زمانه»به سراغ دغدغه روزگارش رفته است.سریالی که به قلم علیرضا کاظمیپور، سعید جلالی وسعید تشکری نوشته شد و ششمین همکاری میان حسن فتحی و اسماعیل عفیفه تهیهکننده است .
«زمانه» داستان پسر جوانی به نام بهزاد است که قرار است که با دخترعموی خود ازدواج میکند، اما رازی از زندگی او برملا میشود که زندگیاش را دچار تغییراتی میکند. حسین محجوب، حمید گودرزی، مهرانه مهین ترابی، پریناز ایزدیار، هومن برق نورد از جمله بازیگران این سریال هستند.
برخی از منتقدان سینمایی معتقدند که «زمانه»اثری متفاوت بین سریال های اخیر تلویزیون است .که دلیل اصلی آن به سابقه حسن فتحی در عرصه سینما و تلویزیون بر می گردد .

رضا درستکار منتقد سینما معتقد است که:«بعد ازدیدن آثار حسن فتحی طی این سالها به این نتیجه رسیدم که او سینماگری است که جای خودش را درتاریخ نمایش ایران محکم کرده است.»
به گفته درستکار:«بعد از «هزار دستان» ساخته علی حاتمی و «دائی جان ناپلئون» به کارگردانی ناصر تقوایی، حسن فتحی تنها سینماگری است که در این سالها نگاه درستی به تاریخ و فرهنگ مردم این مرز و بوم داشته است و نگاهش به مردم ایران توام با احترام و با کرامت بوده است.»
جبار آذین دیگر منتقد سینما نیز معتقد است:«حسن فتحی در عرصه هنرهای نمایشی و تصویری چهره شناخته شدهای است و آثاری که تا کنون از او به ویژه در تلویزیون در قالب سریال ارائه شده نشانگر تواناییهای فراوان او است.»
سحر عصر آزاد منتقد سینما نیز می گوید:«حسن فتحی با سریالهای شاخصی که در دهه70 و80 در تلویزیون ساخته است در ذهن مخاطبان تلویزیون ماندگار شده و علاقهمندی او به تاریخ کشورمان و تسلط او به جزئیات و درامپردازی قابل تحسین است.»
به گفته او:«در مقاطعی از او سریالهای متفاوتی دیدیم. گرایش حسن فتحی به طنز در سریال «اشکها و لبخندها» و تلاش او برای به تصویر کشیدن مضامین اجتماعی در سریالی چون «در مسیر زاینده رود» نشان دهنده این است که او قابلیت کار کردن در هر ژانری را دارد و این حق هر کارگردانی است که ژانرهای مختلف را تجربه کند.»
از طرف دیگر منتقدان سریال «زمانه»را در قیاس با دیگر آثار فتحی اثر متفاوت تری می دانند که مستقیم مسائل روز جامعه را نقد می کند که یکی از نکات مثبت این سریال محسوب می شود.
رضا درستکار در این خصوص می گوید:«در سریال «زمانه» حسن فتحی تلاش میکند به استانداردهای خودش وفادار باشد اما در دورانی که من از آن به عنوان دوران شکست تلویزیون یاد میکنم و در میان سریالهای پر هزینه و زمان داری که دیگران کار میکنند، سریال «زمانه» نمره قبولی گرفت چرا که به مسائل معاصر و حال حاضر آدم ایرانی بها میدهد.»
او ادامه داد:«حسن فتحی در سریال «زمانه» تبدیل شدن ضد ارزش به ارزش را واکاوی میکند. سریال «زمانه» در دوران شکست تلویزیون شاید یکی از اتفاقات خوب تلویزیون است و به جای اینکه حقیقت را دروغ جلوه دهد دروغ در جامعه را به شکل حقیقی نشان میدهد و من امیدوارم تا پایان پخش برایش مشکلی پیش نیاید.»
آذین نیز معتقد است که با اینکه سریال «زمانه» بهترین و شاخصترین مجموعه تلویزیونی حسن فتحی نیست ولی به دلیل امتیازهای فراوانش جایگاه شایستهای را در میان سریالهای اجتماعی و خانوادگی تلویزیون و همچنین کارنامه هنری این کارگردان دارد. »
او می گوید:«ملودرام اجتماعی «زمانه» با آنکه مضامین متعدد و متنوعی را دست مایه داستانهای خود قرار داده اما در قسمتهایی اخیر با محور قرار گرفتن قصه بهزاد و بهار باقی داستانها کمرنگ شده و نظرهای مخاطب به پیگیری چالشهای این دو معطوف شده است. پرداخت خوب این دو شخصیت و همچنین سایر شخصیتهای مجموعه در کنار روایت منسجم جذاب و مخاطب پسند باعث شده تا این روزها «زمانه» پر بیننده باشد.»
این منتقد سینما درباره قصه این مجموعه تلویزیونی می گوید:«متن در مجموع خوب نوشته شده سریال در دستان توانای حسن فتحی تبدیل به مجموعهای شده است که با استادی تمام در صحنههای مختلف به ویژه صحنههای کشمکش دو شخصیت اصلی به خوبی در قاب تلویزیون جان بگیرد.»
او ادامه داد:«بازیهای خوب پریناز ایزدیار، هومن برق نورد و تا حدی حمید گودرزی باعث شده است تا بر نقاط قوت کار افزوده شود. چیزی که محل اشکال در ارتباط با این سریال است حادثه محوری آن در قسمتهای اخیر است. به عبارتی «زمانه» با فاصله گرفتن از داستان اصلی خود و موضوعهای مختلف و دیگر شخصیتهای اصلی و فرعی و پر رنگ شدن داستان تراژیک عشقی زوج اصلی کار در واقع داستان و حادثه سازی میکند و از این طریق تماشاگر را همراه خود میکشاند در صورتی که در چنین آثاری حرکت بر مدار ماجراهای مرتبط با شخصیتها معقول و منطقی است. با این حال سریال «زمانه» جزو سریالهای خوب ماههای اخیر سیما بوده و از امتیاز خوبی هم نزد مخاطب و اهالی هنر برخوردار است.»
عصر آزاد هم می گوید:«با کارنامه رنگینی که از حسن فتحی طی این سال ها دیدیم می توان این طور نتیجه گرفت که حضور او به عنوان نویسنده نوید بخش سریال های ماندگارتری است.همانند سریال «شب دهم»که یک سریال مذهبی-عاشقانه است که الگویی برای ساخت سریال های تلویزیونی شد.»

حسن فتحی در گفت وگو با شفقنا: مهم ترین دغدغه ام در سریال هایم، نقد فرهنگ دروغ، پنهانکاری و خشونت بوده است
شفقنا -محمد تاجیک : کار گردان سریال زمانه معتقد است که دعوت جامعه به رعایت اخلاق مهمترین دغدغه او در سریال "زمانه" و سریالهای اخیرش بوده است .
به گزارش پارس توریسم حسن فتحی که این روزها سریال زمانه به کارگردانی او از شبکه سوم سیما در حال پخش است در گفت وگو با شفقنا افزود: سریال زمانه درادامه دغدغه های من در سربالهای اشکها ولبخندها و در مسیر زاینده رود است و مهمترین دغدغه هایی که دراین سریالها داشته ام یکی نقد فر هنگ دروغ و پنهانکاری ودیگری اعتراض به گسترش فرهنگ خشونت در جامعه بوده است .
کارگردان سریال شب دهم در ادامه گفت: من در سریال اشکها ولبخندها به فرهنگ دروغ در جامعه پرداختم. در سریال در مسیر زاینده نیز نگرانی خود را از گسترش فرهنگ خشونت در جامعه نشان دادم و در سریال زمانه به هردو مورد گسترش فر هنگ دروغ و افزایش خشونت در جامعه پرداختم ونشان دادم این ناهنجاری ها چه پیامدهای فاجعه باری را می تواند برای جامعه وخانواده داشته باشد .
وی افزود: زمانه، اشکها ولبخندها و سریال در مسیر زاینده رود درواقع یک سه گانه درباره نگرانی ها و دغدغه های من در زمینه مسائل اخلاقی است، دغدغه هایی به عنوان شهروند این جامعه که نسبت به گسترش خشونت و دیگر موضوعات آزار دهنده در جامعه به شدت گلایه مند ومعترض است .
کارگردان سریال میوه ممنوعه در ادامه عنوان کرد: گسترش فرهنگ دروغ و اشاعه خشونت در هیچ جامعه ای نتیجه خوبی ندارد از جمله در جامعه ما که گسترش چنین ناهنجاریهایی در میان مردم ایجاد نگرانی می کند .
حسن فتحی با ااشاره به استقبال خوب مردم از سریال زمانه گفت: خدارا شکر می کنم که این سریال با استقبال بسیار خوبی از سوی مردم مواجه شد. اعتبار و آبروی یک هنرمند به مرور زمان وبه سختی به دست می آید و اگر سهل انگاری کند و یا توجهی نداشته باشد ممکن است این اعتبار به راحتی از دست برود. من بزرگترین خوشحالی ام این است که دراین سریال آبرویم حفظ شد .
کار گردان سریال "مدار صفر درجه" درادامه با بیان اینکه تا چند سال قبل ساخت سریال راحت تر از امروز بود چون سریالها در فضای رقابت درون کشوری قرار داشتند و رقابتها درون مرزی بود، افزود: مثلا سریالی از شبکه یک با سریالی از شبکه سه رقابت می کرد و رقابت بین شبکه ها بود. اما الان وارد فضای پیچیده تری شده ایم. ما وارد فضای رقابت ماهواره ای شده ایم که تا حدودی هم اجتناب ناپذیر است. به همین خاطر باید تلاش کنیم آثار جذاب تر و داستانهای عمیق تری تولید کنیم. اگر غیر ازاین باشد در رقابت با سریالهای ماهواره ای عقب خواهیم ماند. خوشبختانه در این مورد اتفاق خوبی برای این سریال روی داد و اخبار زیادی دارم که همزمان با پخش این سریال، کسانی که سریالهای ماهواره ای را پی گیری می کردند، ماهواره را فراموش کرده وبه تماشای سریال زمانه نشسته بودند .
وی تاکید کرد: در رقابت با سریالهای شبکه های ماهواره ای اگر بتوانیم خردمندانه تر و با درک عمیق تر عمل کنیم می توانیم سرافراز باشیم. به خیلی ها نمی شود گفت که نروید و سریالهای ماهواره ای را نبینید. ماباید آنقدر کیفیت سریالهای ایرانی را بالا ببریم که مخاطبان با رغبت شبکه های داخلی را ببینند .
کارگردان فیلم "پستچی سه بار در نمی زند" در ادامه عنوان کرد: از سوی دیگر ما نیازمند قصه هایی هستیم که واقعیت زندگی مردم را بازگو کنند، قصه هایی که حرفه ای و جذاب باشند و مدیرانی داشته باشیم که جسارت وشجاعت لازم را داشته باشند و از این نترسند که عده ای برنجند و خیلی محکم بایستند .
فتحی در پایان گفت: استقبال از این سریال باعث شد که خستگی از تن ما بیرون برود.
حسن فتحی که از مدتی قبل فصد ساخت مستندی درباره زندگی دکتر شریعتی را داشته است می گوید که برای ساخت این مستند دنبال یک تهیه کننده خوب می گردد.
کار گردان سریالهایی چون شب دهم و میوه ممنوعه در گفت وگو با خبرنگار شفقنا درباره ساخت مستندی درباره دکتر شریعتی گفت: خیلی راغب هستم که ساخت این مستند را شروع کنم به همین دلیل دنبال یک تهیه کننده خوب می گردم که این امکان را از نظر تولیدی فراهم کند تا بتوانم با خیال راحت این فیلم را بسازم .
وی ادامه داد: دکتر شریعتی یک واقعیت بزرگ تاریخی است و یک متفکر بزرگ تاریخ ماست و تاثیرات شگرفی بر روی چند نسل از جوانهای ما گذاشته است و مسلما اگر مستندی درباره افکار واندیشه ها و زندگی او ساخته شود بسیاری از اقشار جامعه مخاطبان این مستند خواهند بود.
فتحی تاکید کرد: بسیاری از جوانها در دوران قبل و پس از انقلاب به شدت تحت تاثیر اندیشه های متفکری چون دکتر شریعتی بودند و هم اکنون آنها افراد میانسال جامعه مارا تشکیل می دهند. به نظرم اگر از افکار و اندیشه های دکتر شریعتی مستند خوب و جذابی ساخته شود قطعا نسل جوان استقبال خواهد کرد.
حسن فتحی هرچه رسید به وکلا گفت و صدای کسی در نیامد
تیپ معرفی شده از وکلا در فیلم بسیار سیاه و نامناسب است. نماینده اصلی وکلا(نیکخواه) یک انسان جاه طلب و کلاش است که حتی به کارآموز خود نظر سوء دارد/ آنچه موجب تاسف بیشتر است، سکوت و بی تفاوتی جامعه وکالت و متولیان این کسوت در قبال چنین بی انصافی هایی است. این گونه به شخصیت وکیل در یک سریال می تازند و ناجوانمردانه صنف وکالت را زیر سوال می برند. چگونه است که از متولیان کانون های وکلا آن هم در حد یک اظهارنظر و انتقاد ساده صدایی بلند نمی شود؟
رساله حقوق: سریال زمستانه “زمانه”(شبکه سوم صدا و سیما)تمام شد. این درام اجتماعی به کارگردانی حسن فتحی از این منظر که واقعیت های تلخ اجتماعی در روابط افراد را به صورت ملموس به تصویر کشید و مخاطب نیز توانست به جهت همین ویژگی با سریال همراهی کند قابل تحسین است.
وقتی بحث از روابط آسیب زای اجتماعی می شود لاجرم پای مسائل حقوقی نیز به میان خواهد آمد؛ سریال “زمانه ” نیز از این قاعده مستثنی نیست و بخشی از داستان فیلم را روابط و مشکلات حقوقی بین افراد تشکیل می داد. صحنه گردان ابعاد حقوقی فیلم دو شخصیت وکیل سرپرست به بازیگری هومن برق نورد (نیکخواه) و دیگری کارآموز پریناز ایزدیار (ارغوان) بودند.
نقش پررنگ این دو شخصیت مخصوصا نیکخواه نشان می دهد که به قول اهل هنر، وکیل در این فیلم، به عنوان یک «تیپ» و نه «شخصیت» نمایانده شده است. تیپ در سینما نماینده، نماد و معرف گروهی از آدم هاست که به آن ها نوعی یگانگی و وحدت می بخشد. مثل اینکه یک نقش بخواهد نماینده معلمین آموزش و پرورش باشد که همه خصوصیاتی مشترک دارند و آن ها را از کسبه و فروشندگان جدا می کند.
شاید اگر داستان فیلم متمرکز بر مشغله های خانوادگی بود و تیپ وکیل(به عنوان کسی که با قانون سروکار دارد) در داستان موثر نمی بود، محلی برای نوشتن این نقد نبود؛ به نظر می رسد حسن فتحی در نمایش نقش این دو نفر بیشتر در پی معرفی تیپ وکالت و تمرکز بر شغل وکالت است نه شخصی به نام «نیکخواه» یا «ارغوان» چرا که تمامی رفتارهای این دو متاثر از وکیل بودن آنهاست؛ و متاسفانه تیپ یا نوع معرفی شده از وکلا در فیلم بسیار سیاه و نامناسب است. نماینده اصلی وکلا در فیلم(نیکخواه) یک انسان جاه طلب و کلاش است که حتی به کارآموز خود نظر سوء دارد. در مورد ارغوان نیز اوضاع بهتر نیست؛ ارغوان که در اوایل فیلم امیدوار می شویم چهره خوبی از وکلا به نمایش بگذارد در اواخر فیلم از همین اطلاعات حقوقی برای یک کلاهبرداری بزرگ(از بهزاد) به بهترین وجه استفاده و ادعا می کند که اینها را در دوره شاگردی در محضر آقای نیکخواه(یعنی در دوره کارآموزی وکالتش) آموخته است. انگار کار وکیل سرپرست یاد دادن فنون دور زدن قوانین و کلاهبرداری و کلاشی است. به این مورد اضافه کنید تمام جاهایی را که وکیل بزرگ(نیکخواه) از عبارت«من خودم قانون را بلدم» استفاده می کند؛ یعنی جاهایی که قصد دور زدن قانون را دارد.
شاید اگر کارگردان در فیلم، یک نقش متفاوت از وکیل به نمایش می گذاشت اینقدر تاریک نمی بود. اما با نیاوردن نمونه متضاد وکیلی که پایبند به قسم نامه خود و قانون، در پی احقاق حق و عدالت باشد این برداشت را تقویت می کند.
باید پرسید چرا این روزها کارگردانان محترم و بسیاری دیگر به خود جرات داده و به راحتی این گونه برای صنف وکلا شخصیت مخدوش ارائه کنند؛ صنفی که علی رغم وظیفه مقدسی که بر عهده دارد این گونه به راحتی دچار تحلیل ها و تفسیر های غلط شده و وجهه اجتماعی آن مخدوش می شود؟ کسی چه می داند؟ شاید سازندگان محترم فیلم تنها با وکلای از جنس نیکخواه سروکار داشته و ابدا گذرشان به دفتر وکلای شریفی که اکثریت جامعه وکلا را تشکیل می دهند نیفتاده است.
بر فرض دیدگاه کارگردان و وجود این واقعیت در بخشی از جامعه وکلا صحیح باشد اما قابل تعمیم به بخش اعظم این گروه نیست. شایسته بود که کارگردان محترم با برجسته کردن نمونه یک وکیل تابع قانون به تعادل در این تصویر سازی کمک می کرد؛ تا مخاطب که مرتبط با جامعه وکلا نیست این گونه دچار تصویر سازی اشتباه ما نشده و کارگردان نیز در دام ظلم به وجهه اجتماعی وکلا گرفتار نشود. وکلای یی که بسیاری از آنها تمام هم و غم خود را عدالت جویی قرار داده اند و در این راه از جان و آبروی خویش گذشته اند.
اما از اینها گذشته، آنچه موجب تاسف بیشتر است، سکوت و بی تفاوتی جامعه وکالت و متولیان این کسوت در قبال چنین بی انصافی هایی است. چگونه است که در زمانه ای که کوچکترین نقدها به یک صنف خاص در یک فیلم یا سریال می شود اهالی آن گروه یا سازمان از اعتراض پا را فراتر گذاشته و با صدور بیانیه و تجمع فریاد وامصیبتا سر می دهند؛ لکن علی رغم این که این گونه به شخصیت وکیل در یک سریال می تازند و ناجوانمردانه صنف وکالت را زیر سوال می برند جز چند اعتراض پراکنده توسط وکلای جوان، از متولیان کانون های وکلا آن هم در حد یک اظهارنظر و انتقاد ساده صدایی بلند نمی شود؟
کافی است نگاهی گذارا داشته باشیم به نمونه های این اعتراضات در فیلم هایی که به اصناف و گروه های دیگر پرداخته است؛ از جمله اعتراض سازمان نظام پرستاری به سریال «اغما»، اعتراض سفارت افغانستان به سریال «چهارخونه»، اعتراض پزشکی قانونی به سریال «ساختمان ۸۵»، اعتراضکارآفرینان به سریال «به کجا چنین شتابان؟»، اعتراض مردم اصفهان نسبت به سریال «در مسیر زاینده رود»، و اعتراض روحانیت به فیلم “مارمولک”و ده ها نمونه دیگر. در حالی که چهره تاریک وکیل در فیلم زمانه با چهره ای که از گروه های دیگر در سریال ها و فیلم های فوق به نمایش در آمده قابل مقایسه نیست. تمسخر ساده لهجه یک قومیت کجا و نمایش یک چهره پلید و کلاهبردار و کلاش از یک صنف کجا؟
جای خالی اعتراض نهاد وکالت به پخش سریال های مرتبط به وضوح عیان است.
قطعا آسیب شناسی این امر را باید از زوایای گوناگون نگریست تا در قضاوت خود دچار اشتباه نشویم؛ از یک سو باید جامعه وکلا را نقد کرد و گفت بهرحال حفظ حرمت امامزاده به متولی آن است. طبیعتا رفتارهای خلاف شان و نادرست معدودی از وکلاست که به چنین تصورات نادرستی دامن می زند.
وجه دیگر این آسیب شناسی انتقاد به کانون های وکلا ست؛
چرا کانون وکلا با سکوت خود مهر تایید بر این تصویر مخدوش از نهاد وکالت می زند؟ چه مشغله ای متولیان کانونهای وکلای دادگستری را به خود مشغول کرده که از این مهم غافل مانده اند؟ آیا از خود نپرسیده اند که چرا وقتی دستگاه قضایی در پی ادغام کانون وکلا و نظارت مستقیم بر آن است هیچ اعتراض عمومی و مردمی در حمایت از استقلال کانون صورت نمی گیرد؟
به نظر می رسد اساسا جامعه وکالت نسبت به وجهه این لباس و شغل در نظر مردم دغدغه ای ندارد. قضیه فقط به سکوت در برابر سریال زمانه یا موارد مشابه ختم نمی شود. داستان این است که متولیان امر وکالت و رئوس کانون های وکلا هیچ دغدغه ای در ترمیم این چهره مخدوش در افکار عمومی ندارند. مثال ساده این بی توجهی و بی خیالی نسبت به «نگاه عموم به وکلا» را می توان در نوع پوشش و ظاهر وکلا، از وکلای زن گرفته تا وکلای مرد دید؛ شیوه زندگی وکلا مرزبندی و تمایز آشکاری از توده مردم دارد و این، به بی اعتمادی توده مردم به صنف وکلا دامن می زند.
آیا نابودی شخصیت حقوقی و وجهه وکالت خطری کمتر از استقلال کانون وکلا دارد که این گونه متولیان کانونهای وکلا دم فرو بسته اند؟
آیا حفظ اعتبار مجموعه وکلا و جامعه وکالت رسالت دادسرای انتظامی وکلا و هیئت های مدیره کانون های وکلا نیست؟
* مهدی جهانشیری؛ کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، وکیل دادگستری، نویسنده وبلاگ پس کوچه تفکر
سلام